سالنامه و كتاب سال. سالنامه نشريه ادواريِ سالانهاي است كه عمده محتواي آن اطلاعات و تحولات سالي است كه به پايان رسيده است (11: ذيل واژه). گاهي نيز به نشريه سالانهاي گفته ميشود كه شامل تقويم و اطلاعات نجومي است (4: ذيل "سالنامه").
مترجمان و نويسندگان ادبيات كتابداري فارسي براي سالنامه معادلهاي "تقويم راهنما"، "تقويم نجومي"، "سالنما"، "كتاب سال"، و "گاهنامه" را بهكار بردهاند (3: ج 8، ذيل "سالنامه"). سرعنوانهاي موضوعي فارسي نيز براي هر دو اصطلاح معادل "سالنامه" را برگزيدهاند، اما در >سرعنوانهاي موضوعي كتابخانه كنگره <ويرايش پانزدهم، اصطلاحهاي Yearbook و Almanac "مرتبط"، و بنابراين، مستقل تلقي شدهاند. تعدد معادلهاي فارسي اين دو اصطلاح تا حدي به سبب همپوشاني معاني در زبان انگليسي بوده است.
آنچه كه در سالنامه ميآيد رويدادها و تحولات مهم سياسي، اجتماعي، اقتصادي، علمي، فرهنگي، هنري، و ورزشي سال پيشين است كه بهصورت روزشمار وقايع، مقالهها و تفسيرهاي گوناگون درباره مسائل داخلي و خارجي، اطلاعات عمومي، و دانستنيهاي مفيد و ضروري، اطلاعات آماري، اخبار مصور سال، معرفي گنجينههاي علمي، ادبي و هنري، زندگينامه مشاهير زنده و درگذشتگان سال گذشته ارائه ميشود. بهطور كلي مجموعهاي از دانش روز حاوي اخبار و گزارشها و مقالهها و تفسيرهاي معتبر و مستند را تشكيل ميدهند.
همچنين تقويم و اطلاعات نجومي، هواشناسي روزها و هفتهها و ماههاي سال، اطلاعاتي درباره موقعيت ماه و سيارهها، رطوبت و دماي هوا در روزها و ساعات مختلف، پيشبيني وقايع، و اتفاقات نجومي موضوعات ديگري هستند كه در سالنامهها ميآيند (10: ج 1، ص 305).
كتابهاي سال روزنامهها در ايران، نظير كتاب سال همشهري، ايران سال، و كتاب سال كيهان در واقع سالنامههايي هستند كه با تعريف Almanac مطابقت دارند.
انتشار منظم و مطلوب، شيوه تنظيم، ارجاعات جامع و كافي، و نمايه از جمله ويژگيهاي لازم براي يك سالنامه عمومي خوب بهعنوان شبه دايرهالمعارف است.
تاريخچه. سالنامهها در آغاز نوعي تقويم نجومي بهشمار ميآمدند و براي آگاه كردن مردم از سعد و نحس ايام، پيشبيني وقايع، اتفاقات نجومي، و نظاير آنها در سال بعد، تهيه ميشدند (2: 27). از دوران كهن نيز سالنامههايي برجا مانده است؛ يكي از آنها متعلق به زمان رامسس دوم[1] (1392- 1225ق.م.) است كه در موزه بريتانيا نگهداري ميشود.
يوهان مولر، منجم و رياضيدان آلماني، نخستين سالنامه را با عنوان Ephenmer ides ab Anno براي سالهاي 1475-1506 فراهم آورد و در 1473 آن را چاپ كرد. اين سالنامه در مورد تأثير ستارگان بر روي وقايع و پيشبينيهاي عمومي وقايع است. انتشار اين سالنامه تا سه قرن بعد از اختراع چاپ نيز ادامه داشت (8: ج 1، ص 430).
نخستين تقويمهاي نجومي استاندارد در آكسفورد توسط شركت استيشنر[2] به چاپ رسيد و مشهورترين آنها نيز >تقويم واكس استلارم<[3] از فرانسيس مور (1657-1715) بود كه نخستين شماره آن در جولاي 1700 به چاپ رسيد و شامل پيشبينيهاي سال 1701 بود (9: ج 1، ص 287؛ 10: ج 1، ص 306) و از آن بهعنوان كتابي براي علاج بيماريهاي خانواده استفاده ميشد (8: ج 1، ص 431).
در امريكا نخستين سالنامه چاپي را ويليام پيرس مارينر[4]در 1639 گردآوري و در كمبريج منتشر كرد (8: ج 1، ص 431). در 1732 بنجامين فرانكلين زيرنظر ريچارد ساندرز به تهيه >سالنماي ريچارد بينوا<[5] پرداخت. اين سالنامه، يكي از مشهورترين سالنامههاي امريكايي آن زمان بود (9: ج 1، ص 287).
سالنامه مهم ديگر >سالنماي دنيا و كتاب واقعيات<[6] بود. اين سالنامه اطلاعات تمام موضوعهاي دانش و آمارهاي اجتماعي، صنعتي، سياسي، مالي، مذهبي، و آموزشي را دربرداشت. اين سالنامه تا به امروز در هر سال بهطور منظم انتشار يافته است و نزد بسياري از مردم در امريكا يافت ميشود.
>سالنامه اروپا<[7] هم از 1926 در لندن بهصورت سالانه منتشر ميشود و از معتبرترين سالنامهها به زبان انگليسي است (:12 ج 1، ص 229- 230).
در 1869 سالنماي مشهوري در لندن باعنوان >سالنماي ويتاكرز<[8] منتشر شد. تأكيد آن بر واقعيتها، ارقام و امور مربوط به كشورهاي مشتركالمنافع و نيز اطلاعات مربوط به جمعيت، تجارت، بودجه، و آمارهاي عمومي كشورهاي مختلف جهان است (7: 188؛ 12: ج 1، ص 225-226).
>سالنامه آماري يونسكو< نيز از سالنامههاي مهم در سطح جهان است كه عمدتآ به مسائل فرهنگي اختصاص دارد. اين سالنامه حاوي آمار و ارقام در زمينههاي آموزش و پرورش، كتابخانهها، توليد كتاب، فيلم و سينما، رسانههاي همگاني، علوم و فناوري، و تجارت بينالمللي منابع نوشتاري است (6: 289؛ 10: ج 1، ص 306).
در ساير كشورها از جمله ايتاليا، كانادا، استراليا، و فرانسه نيز سالهاست سالنامه منتشر ميشود. ادارات رسمي انگلستان، فرانسه، و امريكا سالنماهاي ستارهشناسي را براي استفاده در امور دريايي و هواشناسي به چاپ ميرسانند (8: ج 1، ص 432).
سالنامهنگاري در ايران نيز پيشينهاي ديرينه دارد. وقايعنگاريهاي سالانه و ديگر شواهد و قرائن در كتابهاي تاريخي نشان ميدهد كه نگارش سالنامه قبل از ورود كاغذ و چاپ در ايران (حدود سالهاي 88ق./710م.) معمول بوده است. بهعنوان مثال كتزياس، پزشك نامي دوره هخامنشيان و از خويشان بقراط، در يكي از آثار يوناني به نام >پرسيكا< از سالنامههاي رسمي ايراني بهعنوان يكي از منابع خود ياد كرده است.
اما سالنامه در ايران به مفهوم امروزي آن پس از ورود صنعت چاپ و 37 سال پس از انتشار نخستين نشريه ادواري چاپي ايران منتشر شد.
نخستين سالنامه چاپي در ايران به نام سالنامه ايران در سال 1290ق. بهدستور مشيرالدوله (ميرزاحسينخان قزويني ملقب به سپهسالار) صدراعظم وقت و به مديريت محمدحسن صنيعالدوله منتشر شدند. وي كه بعدها اعتمادالسلطنه، محمدحسن خان لقب گرفت، رئيس اداره روزنامهجات، دارالطباعه، و دارالترجمه دولتي، و مترجم ناصرالدينشاه بود. سالنامه ايران در سال 1291ق. به نام سالنامه دولت علّيه ايران تغيير نام داد. اين سالنامه پس از نشر دو شماره، از شماره سوم بهضميمه كتابهايي كه دارالطباعه و سپس اداره انطباعات منتشر ميكرد، عرضه ميشد. اين ترتيب تا سال 1313ق. يعني پايان سلطنت ناصرالدينشاه، ادامه يافت و 22 شماره از آن منتشر شد. شماره 22 سالنامه دولت علّيه ايران بهدستور ناصرالدينشاه بهعلت مشابهت سرگذشت مادموازل مونت پانسيه با بعضي از زنان دربار آن روزگار ايران توقيف و معدوم شد.
پس از اعتمادالسلطنه، برادرزادهاش، محمدباقرخان، سالنامهنگاري وي را دنبال كرد و آن را تا 1324ق. انتشار داد. سالنامه دولت علّيه ايران مربوط به سال 1324ق. قطع رقعي دارد و در 70 صفحه با چاپ سنگي به طبع رسيده و يك نسخه از آن در كتابخانه شماره يك مجلس شوراي اسلامي موجود است.
دومين سالنامه در ايران با عنوان سالنامه اِحصائيه گمركي ايران به دو زبان فارسي و فرانسوي به قطع رحلي در 1320ق./ 1903 منتشر شد. در سال 1329 ادارهكل پست ايران و وزارت معارف نيز به نشر سالنامه پرداختند. عمده مطالب سالنامه ادارهكل پست ايران به دو زبان فارسي و فرانسوي درباره پست ايران از زمان تأسيس تا سال 1329 بود. اين سالنامه بعدها به سالنامه پستي و تلگرافي و پس از آن به سالنامه وزارت پست و تلگراف و تلفن تغيير نام داد. اين دو در واقع گزارشهاي سال سازمانهاي متبوع خود بودند.
سالنامههاي ايران شمال، پارس، تقويم معارف، و تقويم نظامي پهلوي، از سالنامههايي بودند كه در دهه نخست قرن چهاردهم خورشيدي در ايران منتشر شدند.
از ديگر سالنامههاي مشهور ايران سالنامه كشور ايران و سالنامه دنيا بودند. سالنامه كشور ايران را محمدرضا ميرزا زماني به قطع جيبي و با صفحه شمار گوناگون منتشر كرد. نخستين شماره اين سالنامه تاريخ 1325ش. را داشت. اين سالنامه با 33 سال سابقه بهلحاظ تداوم و استمرار در انتشار، با سابقهترين سالنامه عمومي ايران محسوب ميشود. استقبال علاقهمندان از اين سالنامه و سالنامه دنيا باعث شد كه اين دو سالنامه بارها تجديد چاپ شوند. نخستين شماره سالنامه دنيا به همت عبدالكريم طباطبايي در قطع وزيري و در 288 صفحه مصور در فروردين 1324 منتشر شد. شماره 30 سالنامه دنيا كه در زير عنوان تاريخ 1353 را دارد در كتابخانههاي معتبر كشور موجود است.
بنابر تحقيق و يادداشتهاي فريد قاسمي، بدون احتساب سالنامههاي تبليغاتي، از آغاز صنعت چاپ، بيش از 450 عنوان نشريه ادواري با عنوان سالنامه و كتاب سال، در ايران منتشر شده است كه بعضي از شمارههاي سالنامههاي عمومي با اقبال عامه مواجه و بارها تجديد چاپ شدهاند و برخي طلوع نكرده غروب كردهاند (5).
در جهان اسلام نيز نخستين سالنامهها نوعي تقويم نجومي بودند. تقويمهايي كه براي پادشاهان وقت به سبك تقويمنگاري قديم نوشته ميشد و معمولا جداولي داشتند كه در آن وضع و حركات كواكب، سعد و نحس ايام، پيشبيني وقايع، و نظاير آن ميآمد؛ همچنين در قسمتهاي ديگري از جداول پارهاي اصطلاحات و محاسبات نجومي ضبط ميشده است. از آن جمله ميتوان به رساله تقويم از محمدرضا بن محمد صالح بن حسنعلي عاملي رشتي در قرن سيزدهم ق. و رساله تقويم المحسنين و احسنالتقويم در قرن دوازدهم و تقويم كه در 1214ق. در دارالسلطنه عثمانيه تحرير يافته است، اشاره كرد (1: 122-123، 646- 647، 850).
انواع. سالنامهها انواع مختلف دارند: عمومي، تخصصي، آماري، تبليغاتي، اطلاعرساني، و جز اينها. برخي از سالنامهها توصيفي و چند منظورهاند. برخي، اطلاعات را بهگونه فشرده و غالبآ به شكل جدول و نمودارهاي اطلاعاتي و يا در قالب اعداد و ارقام منعكس ميكنند، از اينرو، به آنها سالنامههاي آماري گفته ميشود، نظير >سالنامه آماري يونسكو<، سالنامه آماري ايران كه بهترتيب حاوي آمارهاي آموزشي و علمي و فرهنگي كشورهاي جهان، و آمارهاي كشور ايران هستند. سالنامههاي تبليغاتي را غالبآ شركتها و مؤسسات و كانونهاي تبليغاتي منتشر ميكنند و حاوي آگهيهاي بازرگاني و نام و نشاني مؤسسات اقتصادي، اجتماعي، و جز آن هستند. سالنامههاي تخصصي يا موضوعي حاوي اطلاعات مربوط به رشتهاي خاص از دانش و فعاليت انساني هستند، نظير >سالنامه توليد<[9] و >سالنامه آماري ماهيگيري<[10] وابسته به فائو.
اما سالنامههاي عمومي پوشش موضوعي گستردهاي دارند. نظير >سالنماي دنيا< و كتاب سال كيهان. برخي سالنامهها بهعنوان پيوست دايرهالمعارفها منتشر ميشوند و محتواي اطلاعاتي آنها مشابه مطالبي است كه در دايرهالمعارفهاي عمومي ميآيد. اين سالنامهها تحولات سال را گزارش ميكنند و دايرهالمعارف مربوط را روزآمد ميكنند نظير سالنامههاي دايرهالمعارف بريتانيكا و امريكانا (6: 288-291).
گزارشهاي سال[11] پيايندهايي هستند كه فعاليت يك سازمان را در سال گذشته شرح ميدهند. در كشورهاي داراي نظام سياسي و اداري پاسخگو، تمام سازمانهاي دولتي موظف هستند در هر سال گزارش سالانه خود را به موقع تهيه و براي رسيدگي تسليم كميسيونهاي تخصصي مجلس قانونگذاري كنند و آن را براي آگاهي عموم نيز انتشار دهند. شركتهاي بزرگ خصوصي نيز براي توضيح و پاسخگويي به سهامداران خود، گزارش سالانه عملكرد خود را ارائه ميدهند. اين گزارشهاي سال بخش قابل توجهي از منابع بخش مرجع كتابخانهها از هر نوع را تشكيل ميدهد. در ايران اين گزارشهاي سال نيز سالنامه خوانده شدهاند. مانند سالنامه وزارت كشور و سالنامه بانك ملي.
مآخذ: 1) انوار، عبدالله. فهرست نسخ خطي كتابخانه ملي ايران. تهران: كتابخانه ملي جمهوري اسلامي ايران، 1379؛ 2) حري، عباس. مراجع و بهرهگيري از آنها. تهران: مركز اسناد فرهنگي آسيا، 1356؛ 3) دهخدا، علياكبر. لغتنامه. ج 8، ذيل "سالنامه"؛ 4) سلطاني، پوري؛ راستين، فروردين. دانشنامه كتابداري و اطلاعرساني. ذيل "سالنامه"؛ 5) قاسمي، فريد. سالنامهنگاري در ايران. تهران: پروين، 1379؛ 6) مرادي، نورالله. مرجعشناسي: شناخت خدمات و كتابهاي مرجع. تهران: فرهنگ معاصر، ؛1374 7) مهراد، جعفر. مقدمهاي بر خدمات مرجع عمومي. تهران: دانشگاه شيراز، مركز نشر، 1371؛
8) "Almanac". Encyclopedia of Americana. Vol. 1. PP.430- 432; 9) "Almanac". Encyclopedia of Britanica. Vol.1, P.287; 10) "Almanac". The World Book Encyclopedia. Vol.1, PP. 305-306; 11) Harrod, Leonard Montague. Harrod's Librarian's Glossary of Terms and Reference Book. 7 th. ed. S.V. "Almanac"; 12) Katz,William A. Introduction to Reference Work. Vol.1: Basic Information Sources. New York: McGraw-Hill Book Company, 1987.
ميترا صميعي؛ فريد قاسمي
.[1] Rameses II
.[2] Stationer᾽sCompany
.[3] Vox Stellarum
.[4] William Pierce Mariner
.[5] Poor Richard᾽s Almanack
.[6] World Almanac and Book of Facts
.[7] Europe World Yearbook
.[8] Witaker᾽s Almanac
.[9] Production yearbook
.[10] Yearbook of Fishery Statistics
.[11] Annual Reports
بازگشت به فهرست مقالات س