Skip Ribbon Commands
Skip to main content
سایت دایره المعارف کتابداری و اطلاع رسانی
    آ         الف       ب       پ       ت       ث       ج       چ       ح       خ       د       ذ       ر       ز       ژ       س       ش       ص       ض       ط       ظ       ع       غ       ف       ق       ک       گ       ل       م       ن       و       ه       ی    

بازگشت به فهرست مقالات س

 

سرعنوان‌هاي موضوعي فارسي (كتاب). موضوع‌بندي كتاب‌ها نيازي بوده است كه از ديرباز ميان اهل علم وجود داشته است. درگذشته كه تنوع موضوع‌ها بسيار كمتر از زمان حاضر بوده است، ترتيب فهرست‌ها برمبناي موضوع و مطابق سنتي بوده كه در بسياري از كتابخانه‌ها، از جمله كتابخانه مستنصريه بغداد به‌كار مي‌رفته است. قديمي‌ترين فهرست موضوعي كتابخانه كه امروزه بخشي از آن در دست است، فهرست كتب كتابخانه ابن طاووس (589-664ق.) است (:2 128، 132). در متون قديمي به فهرست‌ها و سرعنوان‌هاي موضوعي آنها اشاره‌هاي بسياري شده است. ابن سينا در سرگذشتنامه معروفش از كتابخانه بخارا سخن مي‌گويد و اشاره مي‌كند كه كتابخانه داراي اتاق‌هاي فراوان بوده و هر اتاق به يك نوع كتاب اختصاص داده شده بود: كتب عربي، شعر، فقه، و علوم خاص. اين كتابخانه به گفته ابن سينا فهرستي داشته كه او مطالعه كرده است (:3 65-69). بنابراين فهرست‌هاي كتابخانه‌ها غالبآ موضوعي بوده و احتمالا كتاب‌ها را نيز بر همين مبنا مي‌چيده‌اند و در صندوق‌ها يا رف‌ها قرار مي‌داده‌اند. اما اين موضوع‌ها كلي بوده و به جزئيات نمي‌پرداخت و تا آنجا كه ديده شده هيچ نظم الفبايي در آنها ملحوظ نمي‌شد. روش الفبايي در تدوين فهرست‌ها كه امروزه امري معمول و پيش‌پا افتاده به نظر مي‌آيد، اساسآ تا نيمه قرن نوزدهم ميلادي ناشناخته بود.

شكل‌گيري سرعنوان‌هاي موضوعي در ايران. در ايران، مفهوم كتابخانه مدرن يا به زباني ديگر "كتابداري نوين" در دهه 1340، جاي خود را در اذهان باز كرد. اگرچه مقدمات آن از دهه 30 آغاز شده بود. تشكيل كلاس‌هاي كوتاه‌مدت كتابداري كه غالبآ توسط خارجيان، ولي طبعآ به دعوت سازمان‌هاي مختلف ايراني شكل مي‌گرفت (:1 37-39) و بازگشت برخي ايرانيان كه براي كسب تخصص كتابداري به خارج رفته بودند، منجر به تأسيس رشته كارشناسي ارشد كتابداري در دانشكده علوم تربيتي (1345) و انجمن كتابداران ايران (1346) شد. از آنجا كه بيشتر متخصصان از خارج بازگشته در امريكا تخصص ديده بودند و نيز به اين دليل كه كارشناسي ارشد كتابداري توسط استادان امريكايي تأسيس شده بود و به‌خصوص به خاطر بين‌المللي شدن اصول اساسي كتابداري كه استانداردهاي آن توسط ايفلا منتشر مي‌شد، كتابداري ايران تحت‌تأثير نظام كتابداري امريكايي ـ انگليسي قرار گرفت. اين عوامل توجه كتابداران ايران را به فهرست‌برگه‌هاي كتابخانه كنگره معطوف كرد و برخي كتابخانه‌ها با خريد فهرست‌برگه‌هاي چاپي كتابخانه كنگره، آثار خود را فهرست مي‌كردند. شايد كتابخانه بانك مركزي ايران يكي از نخستين كتابخانه‌هايي باشد كه از اين روش ساده و عملي براي فهرستنويسي مجموعه‌اش كه بيش از سه چهارم آن به زبان انگليسي بود، استفاده كرد. اما مشكل كتاب‌هاي فارسي همچنان باقي بود. در آن زمان كتابخانه كنگره كه از نظر خدمات فني بدون شك پيشرفته‌تر از ساير كتابخانه‌هاي اروپايي و امريكايي بود، به همه مجموعه خود، به هر زبان از فارسي و عربي گرفته تا سرياني و هندي و فرانسوي و روسي، به زبان انگليسي موضوع مي‌داد. به همين دليل براي اينكه ساير كتابخانه‌هاي انگليسي زبان بتوانند از اين موضوع‌ها استفاده كنند، فهرست سرعنوان‌هاي موضوعي خود را به‌صورت هفتگي، ماهانه، شش ماهه، سالانه، و درهمكرد پنج ساله منتشر مي‌كرد. كتابخانه بانك مركزي با خريد فهرست ادغام شده آن تصميم گرفت كتاب‌هاي فارسي خود را بر آن مبنا فهرست كند. اما بديهي است كه براي فارسي‌زبانان نمي‌شد موضوع انگليسي انتخاب كرد، لذا در كتابخانه بانك مركزي تصميم گرفته شد ابتدا معادل انگليسي موضوعي كه براي كتاب فارسي در دست فهرست لازم است، از روي >سرعنوان‌هاي موضوعي كتابخانه كنگره< پيدا كرده و سپس ترجمه فارسي آن را به همان شيوه براي كتاب موردنظر به‌كار برند.

بنابراين، اگر موضوع كتاب Economic Development تشخيص داده مي‌شد همان اصطلاح عينآ به فارسي ترجمه مي‌شد و "اقتصادي، رشد" يا حداكثر "اقتصاد ـ رشد" به‌كار مي‌رفت. اصولا سعي مي‌شد كلمه‌اي كه در شناسه قرار مي‌گيرد معادل همتاي خود در انگليسي باشد، بنابراين در مواردي كه موضوع به‌صورت مضاف و مضاف‌اليه بود هميشه ناچار از سرعنوان مقلوب استفاده مي‌شد.

بديهي است كه اگر پيشينه اين سرعنوان‌هاي ترجمه شده در جايي نگهداري نمي‌شد، امكان تشتت، تكرار، و تداخل به‌وجود مي‌آمد. لذا عبارت انتخاب شده انگليسي و ترجمه آن در برگه‌هاي مخصوص كتابخانه (5/7×5/12) نوشته و برگه‌آرايي مي‌شد تا بتوان در موارد نياز دوباره آن را عينآ به‌كار برد. به اين ترتيب، براي نخستين بار نوعي برگه‌هاي مستند موضوعي در ايران پايه‌گذاري شد. اين عمل، گرچه نه در اين حد كمال، در برخي كتابخانه‌هاي ديگر ايران، از جمله دانشسراي عالي و كتابخانه مركزي دانشگاه تهران نيز به‌كار مي‌رفت. فهرستبرگه‌هاي چاپي كه از دانشسراي عالي بر جاي مانده است و تاريخ 1339 را دارد حاوي سرعنوان موضوعي نيز هست، ولي طبعآ موضوع‌ها كلي است و از آنها فهرست چاپي باقي نمانده است و مشخص نيست كه مستندسازي شده است يا خير. اين اقدامات در 1339 متوقف شد. در كتابخانه مركزي دانشگاه تهران از ديرباز، به كتاب‌هاي فارسي، موضوع به فارسي داده مي‌شد، ولي اين عمل غالبآ ذهني و برمبناي كتاب در دست فهرست، و نه از روي منبعي خاص، انجام مي‌گرفت. زماني هم كه مدون شد فاقد معادل انگليسي و ساير مشخصات برگه مستند موضوعي بود. در 1352 كتابخانه مركزي تصميم گرفت كليه اين موضوع‌ها را مستند كند. حاصل آن توسط حسين بني‌آدم با نام "عنوان موضوعي براي آثار فارسي" در 216 صفحه در قطع وزيري منتشر شد كه مي‌توان از آن به‌عنوان نخستين فهرست چاپي سرعنوان‌هاي موضوعي فارسي ياد كرد. اما اين فهرست چون فاقد ارجاع‌ها و توضيحات لازم بود طبعآ نتوانست جاي خود را در كتابخانه‌ها باز كند. به‌تدريج بسياري از كتابخانه‌ها، به‌خصوص آنها كه داراي كتابدار متخصص بودند، از الگوي بانك مركزي استفاده كردند و براي كتاب‌هاي فارسي خود به ترجمه موردي موضوع موردنظر از روي سرعنوان موضوعي كنگره پرداختند.

مركز خدمات كتابداري* و كتابخانه ملي ايران* . مركز خدمات كتابداري كه در مهرماه 1347 تأسيس شد، ارائه خدمات فني به كتابخانه‌هاي ايران را يكي از اهداف اساسي خود قرار داده بود و متعهد شده بود كه همچون كتابخانه كنگره امريكا با انتشار فهرستبرگه‌هاي چاپي، مشكل اساسي سازماندهي در كتابخانه‌هاي ايران را برطرف سازد. بديهي است كه فقدان يك سرعنوان موضوعي مدون فارسي كه با استانداردهاي بين‌المللي مغايرتي نداشته باشد، همچنان از مشكلات اساسي تجزيه و تحليل موضوعي بود. لذا از همان ابتدا تحقيق و تفحص در اين زمينه در دستور كار مركز قرار گرفت. "گروه تحقيقات كتابداري"، پس از بررسي وضعيت موجود در ايران و نيز بررسي سرعنوان‌هاي موجود در ساير كشورها كه البته تعداد آن از دو يا سه اثر چاپي به زبان انگليسي تجاوز نمي‌كرد، تصميم گرفت سرعنوان موضوعي كنگره امريكا را به‌عنوان الگو انتخاب كند. از اين جهت پژوهش‌ها و مطالعات بسياري در زمينه فلسفه و ساختار علمي اين سرعنوان انجام و مقرر شد همان‌گونه كه سرعنوان‌هاي موضوعي كنگره برمبناي پشتوانه اطلاعاتي و يك‌به‌يك گردآوري و تدوين شده است، سرعنوان‌هاي موضوعي فارسي نيز برمبناي هر كتابي كه در دست فهرست است و به تعداد موضوع‌هايي كه لازم دارد، طبق قواعد و ضوابط تعيين شده در مركز خدمات كتابداري به زبان فارسي تهيه و براي هر يك برگه مستند ساخته شود. اشاره به اين نكته ضروري است كه گرچه سرعنوان موضوعي كنگره به‌عنوان الگو انتخاب شده بود، ولي به هيچ‌وجه ترجمه محض اصطلاحات آن موردنظر نبود. سرعنوان موضوعي فارسي مي‌بايست بر اساس فلسفه سرعنوان موضوعي كنگره، ولي مبتني بر ويژگي‌هاي زبان فارسي و برمبناي تجزيه و تحليل موضوع يا موضوع‌هاي مطرح شده در كتابِ در دست فهرست تهيه شود. كار فهرستنويسي در مركز خدمات كتابداري در واقع از اوايل 1348 شروع شد، زيرا نيمه دوم سال پيش به برنامه‌ريزي، تهيه منابع، لوازم و تجهيزات، و نيز پي‌ريزي اصول اوليه كار و امور استخدامي و غيره گذشت. بايد توجه داشت كه در آن زمان واژه‌نامه‌هاي تخصصي تقريبآ وجود خارجي نداشت و منابع موردنياز براي تصميم‌گيري بسيار قليل بود. اما صنعت ترجمه نضج گرفته بود و مترجمان آزموده اغلب در انتهاي كتاب‌هاي ترجمه شده خود، فهرستي از واژه‌هاي به‌كار رفته در كتاب را همراه با معادل آن به زبان انگليسي يا فرانسوي ارائه مي‌دادند. از آنجا كه اين واژه‌نامه‌ها توسط متخصصان موضوعي تهيه مي‌شد مفيد و مستند بودند؛ لذا مقرر شد درهمكردي از همه آنها تهيه شود. بدين ترتيب، واژه‌نامه‌هاي آخر كتاب‌ها فتوكپي مي‌شد و پس از چسباندن هر يك روي برگه‌هاي جداگانه، كليه آنها در يك رديف الفبايي ادغام مي‌شدند. با اين ابتكار، به‌تدريج، يك واژه‌نامه درهمكرد گسترده تهيه و به يكي از منابع نسبتآ خوب براي مراجعه مستندسازان موضوعي تبديل شد. به غير از اين بايد از واژه‌نامه‌هاي عمومي، دايره‌المعارف‌ها، و متون معتبر ديگر كمك گرفته مي‌شد. در صورت فقدان واژه‌نامه‌هاي موضوعي، مشكلات غالبآ با مراجعه به متخصصان موضوعي حل و فصل مي‌شد. انتخاب اصطلاحِ موضوعيِ مناسب، گاه داراي آن چنان پيچيدگي‌ها و ريزه‌كاري‌هايي است كه امكان بيان آن در اين مختصر نيست.

به هر حال، به‌وجود آوردن برگه موضوعي كه داراي همه ويژگي‌هاي يك برگه مستند استاندارد باشد، به‌زودي در دستور كار مركز خدمات كتابداري قرار گرفت. اين عمل با استفاده از كتاب >فهرستنويسي ساده<[1]  اثر سوزان گري ايكزر كه شيوه مستندسازي موضوعي را به‌درستي شرح مي‌داد، انجام گرفت. اين برگه‌ها علاوه بر موضوع مستند شده، داراي كليه ارجاع‌هاي مترادف و نيز معادل انگليسي آن بود كه بايد از آخرين ويرايش سرعنوان موضوعي كتابخانه كنگره امريكا انتخاب مي‌شد. اين برگه‌هاي مستند موضوعي و برگه‌هاي ارجاعي آن برحسب الفبا در برگه‌دان‌هاي مخصوص، مرتب مي‌شد. در برگه‌داني ديگر، برگه لاتين آنكه فقط داراي سرعنوان انگليسي و مستند فارسي آن بود برحسب الفباي انگليسي برگه‌آرايي مي‌شد. به اين ترتيب در هر زمان دسترسي به مستند فارسي و لاتين و بالعكس ميسر بود. در ابتدا، علاوه بر شماره كنگره، شماره ديويي هم در هر برگه مستند گذاشته مي‌شد، ولي بعدآ به‌دليل حجم كار و تغييرات بسياري كه در ويرايش‌هاي مختلف ديويي به‌وجود مي‌آمد از به‌كار بردن شماره ديويي روي برگه‌هاي مستند خودداري شد. هنوز هم در فهرست مستند موضوعي كتابخانه ملي به برگه‌هاي سال‌هاي اوليه برمي‌خوريم كه داراي شماره ديويي است. برگه‌هاي مستند موضوعي مركز خدمات كتابداري در ابتدا ماشين‌نويسي شده بود، ولي بعدها باز هم به‌علت نياز به‌سرعت بيشتر همه به‌صورت دستنويس درآمد.

حاصل تدوين سرعنوان‌هاي موضوعي كه بدين ترتيب از اواخر 1348 در مركز خدمات كتابداري آغاز شد، با ادغام مركز در كتابخانه ملي در 1362، به كتابخانه ملي منتقل شد و برگه‌هاي مستند آن، بالغ بر 3760 شناسه و حدود 000,10 اصطلاح ارجاعي، با مقدمه‌اي بالغ بر 101 صفحه، در 650 صفحه متن و 68 صفحه فهرست انگليسي به فارسي توسط كتابخانه ملي ايران چاپ و منتشر گرديد. قرار بود پس از ويرايش اول، هر سال يك پيوست منتشر شود و هر پنج سال يك‌بار شاهد درهمكرد كلي باشيم. لكن اين امر محقق نشد. بين ويرايش اول و دوم فقط دو پيوست منتشر شد. ويرايش دوم در 1373 و ويرايش سوم در سه جلد در 1381 منتشر شد. در 1382 يك پيوست يك ساله در 492 صفحه متن و 150 صفحه نمايه لاتين به فارسي منتشر شد. ويرايش سال 1383 هم‌اكنون (آبان 1383) زير چاپ است. اميد است با ايجاد برنامه جامع رايانه‌اي بتوان سرعنوان‌هاي موضوعي فارسي را نيز همانند كتابخانه كنگره كه هر ساله ويرايش ادغام شده منتشر مي‌كند، سالانه منتشر كرد.

اصول تدوين سرعنوان‌هاي موضوعي فارسي. از آنجا كه سرعنوان‌هاي موضوعي فارسي يك سرعنوان كنترل شده است، لازم بود از آغاز اصول و شيوه‌هاي كنترل آن به دقت تدوين شود تا رسيدن به هدف اصلي كه عبارت است از دسترسي سريع خواننده به كتابي كه فقط موضوعش بر او روشن است، هرچه بهتر ميسر شود. براي رسيدن به اين هدف چند اصل درنظر گرفته شد كه عبارتند از: خواننده، وحدت، مسائل زباني، و اخصيّت.

خواننده. هدف غايي هر سرعنوان موضوعي خواننده است. منظور اين است كه بدانيم، به حدس يا يقين، خواننده ضمن استفاده از برگه‌دان موضوعي كتابخانه از طريق چه كلماتي مطلب موردنظر خود را جست‌وجو مي‌كند. مثلا اگر دنبال "بهترين شيوه كشت برنج" است به كدام يك از چهار گزينه موجود در اين عبارت نگاه مي‌كند. بهترين، شيوه، كشت، يا برنج. اين اصل خود موجب پديد آمدن يك اصل ديگر سرعنوان‌هاي موضوعي مي‌شود كه آن ارجاع "نگاه كنيد" است. يعني بايد خواننده‌اي را كه محتمل است به كشت برنج نگاه كند به كلمه "برنج ـ كشت و اصلاح" رهنمون شود. اين مسئله خود بخشي از اصل وحدت است كه در زير به آن اشاره خواهد شد.

وحدت. يعني جمع كردن همه كتاب‌هاي هم موضوع تحت يك سرعنوان موضوعي. يعني تا آنجا كه ممكن است مسائل مربوط به برنج را يك جا جمع كنيم و ديگر اينكه هميشه يك اصطلاح را براي بيان مفهوم موردنظر به‌كار بريم. نويسندگان كتاب‌ها ممكن است هر بار منظور خود را، هر چند واحد، در قالب اصطلاحات مختلف بيان كنند. سرعنوان موضوعي بايد از اين تشتت و پراكندگي جلوگيري كند. مثلا بايد بين بهداشت عمومي، بهداشت اجتماعي، بهداشت همگاني، اجتماع و بهداشت، و نظاير آن يكي را انتخاب كند. اين اصل وحدت است. گرچه اصطلاح منتخب نويسنده هميشه يكي از راهنماهاي اصلي كار سرعنوان‌هاي موضوعي است، ولي نمي‌توان فقط به آن اكتفا كرد. براي رسيدن به بهترين نتيجه، عوامل بسياري را بايد درنظر گرفت.

مسائل زباني. فهرست موضوعي هر كتابخانه در واقع بيانگر محتواي آن كتابخانه است به زبان طبيعي و روزمره، يعني زباني كه براي جست‌وجوگر آشنا باشد. پس هر قدر اين بيان بيشتر با زبان استفاده‌كننده منطبق باشد كارآيي آن بيشتر است. اما هر زبان ويژگي‌هاي خاص خود را دارد. در تعيين سرعنوان موضوعي بايد به مسائلي همچون مترادف‌ها، متجانس‌ها، تحول زبان در طول زمان، گزينش كلمات خارجي يا بومي، و نظاير آن توجه داشت. مثلا از ماه گرفتگي و خسوف، كدام را انتخاب كنيم. از تهران و طهران، يا آموزش و پرورش، و تعليم و تربيت كدام را برگزينيم. بيوگرافي، كارديوگرافي، راديولوژي، و بوروكراسي بهتر است يا سرگذشتنامه، قلب‌نگاري، پرتونگاري، و ديوان سالاري؟ با املاي كلماتي چون زكات (زكوه)، اسماعيل (اسمعيل)، و نظاير آن چه بايد كرد؟ اينها و صدها موضوع ديگر مسائلي است كه در سرعنوان‌هاي موضوعي فارسي بايد دائمآ مورد توجه قرار گيرند. پنجاه سال پيش اگر سرعنوان موضوعي داشتيم طياره و دارالمعلمين و حفظ‌الصحه را برمي‌گزيديم، امروز چاره‌اي نيست جز اينكه آنها را به هواپيما، تربيت معلم (و نه دانشسرا)، و بهداشت تغيير دهيم.

اخصيّت[2] . در تدوين سرعنوان مهم اين است كه واژه‌هاي انتخابي اخص باشند و جست‌وجوگر را مستقيمآ به موضوع دلخواه هدايت كنند. مثلا سرعنوان كتابي درباره كبوتران نبايد "پرندگان"، بلكه "كبوترها" باشد، و كتابي كه به توصيف و كاشت و برداشت گل لاله پرداخته، نبايد سرعنوان "پرورش گل" دريافت كند، زيرا گل اعم از لاله است و لاله فقط يك نوع گل است. اگر غير از اين عمل شود، جست‌وجوگر گمراه خواهد شد، زيرا نمي‌تواند بفهمد كه آيا در مجموعه مورد جست‌وجوي او، درباره پرورش گل لاله كه مثلا موردنظر اوست، كتابي وجود دارد يا نه. از آن طرف نويسنده‌اي نيز كه به‌دنبال كتابي درباره پرورش گل‌ها باشد، از رسيدن به كتابي كه فقط به گل لاله پرداخته است، ناخشنود خواهد شد.

سرعنوان‌هاي موضوعي فارسي، به نويسنده و مطلب خاصي كه خود در مقدمه بيان مي‌دارد، توجه بسيار دارد. نويسنده معمولا حدود اخص بودن را بيان مي‌كند و مي‌گويد كه به بيان چه مفهومي يا چه مطلب خاصي خواهد پرداخت. با اين همه، بايد توجه داشت كه "اخص مطلوب" تا حد زيادي به جامعه استفاده‌كننده وابسته است. فهرست موضوعي فارسي الزامآ براي كتابخانه‌هاي تخصصي نيست، بلكه براي كتابخانه‌هايي است كه پوشش عام دارد، مثل كتابخانه‌هاي مركزي دانشگاهي، كتابخانه‌هاي ملي يا منطقه‌اي، و كتابخانه‌هاي عمومي.

ضابطه‌هايي كه سرعنوان‌هاي موضوعي فارسي بر آن استوار است. ضوابط مدون شده سرعنوان‌هاي موضوعي فارسي به‌قرار زير است:

1. هر سرعنوان موضوعي بايد داراي پشتوانه انتشاراتي باشد. بنابراين، سرعنوان‌ها بايد به‌تدريج بر اساس كتاب‌هاي در دست فهرست و طبق ضوابط و قواعد خاصي تدوين شوند؛

2. حتي‌المقدور براي مراجعه‌كننده عادي و مراجعه‌كننده متخصص قابل استفاده باشد؛

3. حتي‌الامكان مطابق قواعد زبان طبيعي فارسي تدوين شود؛

4. در حد معقول و منطقي اخص باشد؛

5. از ميان متداول‌ترين و عام‌ترين واژه‌ها انتخاب شود؛

6. در مورد موضوع‌هاي تخصصي، از مصطلحات مرسوم و متداول ميان دانشمندان هر علم استفاده شود و به هر صورت از هر گونه واژه‌سازي در اين مورد خودداري شود؛

7. ضمن استفاده و كاربرد فلسفه، شكل (فرم)، و شيوه سرعنوان‌هاي موضوعي كتابخانه كنگره، از هر گونه ترجمه محض خودداري شود؛

8. حتي‌الامكان معادل انگليسي هر سرعنوان موضوعي در مقابل موضوع فارسي ذكر شود. اين معادل‌ها در درجه اول از فهرست سرعنوان‌هاي موضوعي كتابخانه كنگره استخراج مي‌شود و در صورتي كه براي موضوع موردنظر در فهرست سرعنوان‌هاي موضوعي كتابخانه كنگره معادلي وجود نداشته باشد، مراجع و مآخذ معتبر ديگر زبان انگليسي ملاك عمل قرار گيرد؛

9. موضوع‌هايي كه معادل آنها در سرعنوان‌هاي موضوعي كنگره موجود نباشد با علامت (×) نشان داده شود؛

10. شماره رده‌بندي كنگره هر موضوع در مقابل آن ذكر شود؛

11. كليه ارجاع‌هاي لازم كه عمدتآ مترادفات و متشابهات را دربرمي‌گيرد، ذيل هر موضوع ذكر شود؛

12. در مواردي كه شمول و حدود موضوع به خودي خود روشن نيست، توضيحات لازم ذيل هر موضوع اضافه شود؛

13. براي ايجاد حداكثر قابليت انعطاف، موضوع‌ها و ارجاع‌ها روي برگه‌هاي مخصوص، ثبت و در محل الفبايي خود برگه‌آرايي شود تا بتوان تغييرات و اضافات لازم را به آساني در آن ادغام كرد؛ و

14. براي هر موضوع كه بدين ترتيب تثبيت مي‌شود، دو برگه ساخته شود و يكي بر اساس كلمه انگليسي و يكي بر اساس كلمه فارسي برگه‌آرايي شود.

"برگه‌هاي مستند موضوعي" كتابخانه ملي جمهوري اسلامي ايران با اين سياق به‌وجود مي‌آيد و حدود 35 سال است كه سرعنوان‌هاي موضوعي فارسي كم و بيش با همين ضوابط كه در اينجا به اختصار آمده است تهيه مي‌شود.

 

مآخذ: )1 "آموزش كتابداري جديد در ايران". خبرنامه انجمن كتابداران ايران، 4 (زمستان 1349): 37-44؛ 2) گلبرگ، اتان. كتابخانه ابن طاووس. ترجمه علي قرائي و رسول جعفريان. قم: كتابخانه عمومي آيت‌الله مرعشي نجفي، ؛1371 )3 نفيسي، سعيد. پورسينا: زندگي و كار و انديشه و روزگار. تهران: دانش، .1333

                پوري سلطاني

 


 

.[1] Simple Cataloging

.[2] Specificity

 

 

 

 

 

بازگشت به فهرست مقالات س