Skip Ribbon Commands
Skip to main content
سایت دایره المعارف کتابداری و اطلاع رسانی
    آ         الف       ب       پ       ت       ث       ج       چ       ح       خ       د       ذ       ر       ز       ژ       س       ش       ص       ض       ط       ظ       ع       غ       ف       ق       ک       گ       ل       م       ن       و       ه       ی    

سياستگذاري‌

 دايرة‌المعارف‌كتابداري‌و اطلاع‌رساني‌سياستي‌را از جنبه‌هاي‌مختلف‌پايه‌ريزي‌و دنبال‌كرده‌كه‌مي‌توان‌موارد عمدة‌آنها را چنين‌برشمرد:

 1. تعيين‌حدود رشته‌.  رشته‌هاي‌علمي‌، با آن‌كه‌هريك‌داراي‌كانون‌و هسته‌اي‌است‌كه‌هوّيت‌آن‌رشته‌را مشخص‌مي‌كند، به‌تناسب‌نياز، از رشته‌هايي‌بيرون‌از حوزة‌خود نيز استفاده‌مي‌كنند كه‌، در قياس‌با رشتة‌اصلي‌، رشته‌هاي‌همجوار تلقّي‌مي‌شوند. رشتة‌كتابداري‌و اطلاع‌رساني‌نيز از اين‌قاعدة‌عمومي‌علوم‌مستثني‌نيست‌. ضرورت‌هاي‌زمان‌طي‌تحول‌اين‌رشته‌نه‌تنها مؤلفه‌هاي‌كانوني‌آن‌را دگرگون‌ساخته‌، بلكه‌ميزان‌نزديكي‌يا دوري‌رشته‌هاي‌همجوار را نيز تحت‌تأثير قرار داده‌است‌. كتابداري‌، از زماني‌كه‌الواح‌و بعدها نسخه‌هاي‌خطّي‌محور فعاليت‌هاي‌آن‌تلقي‌مي‌شد تا امروز كه‌فن‌آوري‌اطلاع‌رساني‌مجموعة‌فعاليت‌هاي‌اين‌رشته‌را متحوّل‌كرده‌است‌، مي‌بايست‌در دايرة‌المعارف‌حاضر مدّنظر قرار مي‌گرفت‌. زيرا توجه‌به‌يك‌جنبه‌، در قبال‌نديده‌گرفتن‌ساير جنبه‌ها، چهرة‌واقعي‌اين‌رشته‌را ترسيم‌نمي‌كرد. لذا تلاش‌بر آن‌بوده‌است‌كه‌به‌وجوه‌گوناگون‌رشته‌، به‌تناسب‌درجة‌حضورشان‌در مسائل‌عنايت‌شود. به‌همين‌دليل‌، از "خوشنويسي‌" تا "نشر الكتروينكي‌" در يك‌سو و از "كتابخانة‌آشور بانيپال‌" تا "كتابخانة‌ديجيتالي‌" در سوي‌ديگر مورد توجه‌بوده‌و، بدين‌ترتيب‌، گسترة‌وسيعي‌را مدّنظر داشته‌است‌.

 2. طول‌مقاله‌ها.  از آغاز كار دايرة‌المعارف‌، اصل‌برآن‌بوده‌است‌كه‌مدخلي‌اجازة‌ورود به‌دايرة‌المعارف‌بيابد كه‌اندازة‌متن‌مقاله‌آن‌از نيم‌ستون‌كمتر نباشد. به‌همين‌دليل‌، مقاله‌ها به‌سه‌گروه‌كوتاه‌، متوسط‌، و بلند تقسيم‌شده‌است‌كه‌كوتاه‌ترين‌آنها در حدّ نيم‌ستون‌و بلندترين‌آنها به‌حدود چند ده‌صفحه‌مي‌رسد. طول‌مقاله‌ها تابع‌دو ضابطة‌"اهميت‌موضوع‌" و "وجود اطلاعات‌مرتبط‌" بوده‌است‌. بلندترين‌مقاله‌ـ به‌طور مثال‌ـ در جلد اول‌ذيل‌مدخل‌" ايران‌، كتابخانه‌هاي‌" آمده‌است‌، كه‌البته‌امر غريبي‌نيست‌؛ زيرا همين‌سياست‌را در دايرة‌المعارف‌هاي‌امريكايي‌براي‌كشور ايالات‌متحده‌، دايرة‌المعارف‌هاي‌بريتانيايي‌براي‌كشور انگليس‌، و جز آن‌نيز مي‌توان‌يافت‌؛ كه‌اين‌نوع‌گرايش‌حتّي‌به‌مدخل‌هاي‌مرتبط‌با آنها نيز تسرّي‌يافته‌است‌.

 3. تأليف‌/ ترجمه‌.  از لحاظ‌توليد مقاله‌ها اصل‌برمقالة‌تأليفي‌بوده‌، امّا هرگاه‌مقاله‌اي‌ترجمه‌اي‌مقصود رابرآورده‌از منابع‌مرتبط‌ـ عمدتاً دايرة‌المعارف‌هاي‌غربي‌ـ برگردانده‌شده‌و، در صورت‌نياز، تكمله‌اي‌نيز با عنوان‌"افزوده‌" در انتهاي‌آن‌مقاله‌آمده‌است‌. معدودي‌مدخل‌مندرج‌در برخي‌دايرة‌المعارف‌هاي‌فارسي‌نيز، به‌منظور پرهيز از دوباره‌كاري‌، تلخيص‌شده‌و براي‌حفظ‌حقوق‌متن‌پيشين‌، اختصار نام‌دايرة‌المعارف‌مبدأ و سپس‌نام‌تلخيص‌كننده‌ذيل‌مقاله‌درج‌گرديده‌است‌؛ كه‌البته‌در اين‌گونه‌موارد، ساختار مقالة‌تلخيص‌شده‌نيز، تا حد امكان‌، با الگوي‌دايرة‌المعارف‌كتابداري‌و اطلاع‌رساني‌هماهنگ‌شده‌است‌.

 4. استناد.  در مقاله‌هاي‌تأليفي‌بر مستند بودن‌اطلاعات‌تأكيد بوده‌و حتّي‌از مقاله‌هاي‌تك‌مأخذي‌نيز پرهيز شده‌است‌؛ امّا اين‌كار در مورد مقاله‌هاي‌ترجمه‌اي‌امكان‌پذير نبوده‌و، در نتيجه‌، به‌همان‌روال‌ متن‌اصلي‌عمل‌شده‌است‌. بنابراين‌، هرگاه‌در انتهاي‌مقاله‌اي‌ترجمه‌اي‌مأخذي‌مشاهده‌نمي‌شود ناشي‌از وضعيت‌مقالة‌مبدأ بوده‌است‌. يكايك‌مآخذ مقاله‌هاي‌تأليفي‌از طريق‌مراجعه‌به‌متن‌هر مأخذ مقابله‌شده‌و صحّت‌استناد به‌آنها مورد تأييد قرار گرفته‌است‌.

 موضوع‌مقاله‌ها

 مقاله‌هاي‌دايرة‌المعارف‌حاضر را مي‌توان‌به‌پنج‌مقولة‌موضوعي‌كلي‌تقسيم‌كرد: 1) اصطلاحات‌و مفاهيم‌كتابداري‌و اطلاع‌رساني‌مرتبط‌با فرايندها، ابزارها، و تدابير؛ 2) نام‌برنامه‌ها، انجمن‌ها و مجامع‌، نمايشگاه‌ها، و نيز همايش‌هاي‌كتابداري‌و اطلاع‌رساني‌عمده‌در مقياس‌ملّي‌، منطقه‌اي‌، و بين‌المللي‌؛ 3) نام‌كتابخانه‌ها، مراكز اسناد و آرشيوها، و سازمان‌ها و مؤسسات‌كتابداري‌و اطلاع‌رساني‌، و نظام‌ها و شبكه‌هاي‌اطلاع‌رساني‌؛ 4) اشخاص‌حقيقي‌و حقوقي‌در حوزة‌كتابداري‌و اطلاع‌رساني‌در داخل‌و خارج‌كشور كه‌كاري‌برجسته‌در رشته‌انجام‌داده‌اند. در مورد اشخاص‌حقيقي‌ايراني‌كساني‌نامشان‌مدخل‌قرار گرفته‌است‌كه‌در قيد حيات‌نيستند؛ 5) آثار عمده‌ـ اعم‌از كتاب‌يا نشريه‌ـ مرتبط‌با حوزة‌كتابداري‌و اطلاع‌رساني‌.

 

 سازمان‌دايرة‌المعارف‌

 دايرة‌المعارف‌داراي‌ده‌واحد تشكيلاتي‌شامل‌موارد زير بوده‌است‌: 1) كميتة‌اجرايي‌، كه‌تصويب‌ضوابط‌براي‌پذيرش‌يا رد مدخل‌، تصويب‌مدخل‌ها، بررسي‌و تأييد نويسندگان‌و مترجمان‌براي‌سفارش‌مقاله‌، بررسي‌و تأييد الگوي‌مقاله‌هاي‌مربوط‌به‌مقوله‌هاي‌پيش‌بيني‌شده‌، بررسي‌و تصويب‌پرداخت‌حق‌التأليف‌و حق‌الترجمه‌، و مسائل‌ديگر را برعهده‌داشته‌است‌؛ 2) واحد سفارش‌و دريافت‌كه‌به‌شناسايي‌نويسندگان‌و مترجمان‌، سفارش‌مقاله‌، پيگيري‌، دريافت‌، و الصاق‌برگة‌گردش‌كار و حفظ‌نسخه‌اي‌از مقالة‌اصلي‌مي‌پرداخته‌است‌؛ 3) واحد مآخذ، كه‌مقاله‌هاي‌رسيده‌را از لحاظ‌مآخذ، از جمله‌مراجعه‌به‌متون‌مورد ارجاع‌جهت‌اطمينان‌از صحّت‌استناد، صحّت‌و جامعيت‌اطلاعات‌ مقبول‌كتابشناختي‌، تدوين‌مجدّد آنها براساس‌الگوي‌دايرة‌المعارف‌، و احياناً كشف‌منابعي‌كه‌نويسنده‌در استنادهاي‌خود از آنها غافل‌مانده‌مورد بررسي‌قرار مي‌داده‌است‌؛ 4) واحد تأمين‌منابع‌، كه‌منابع‌مورد نياز مقاله‌ها را از طريق‌مراجعه‌به‌كتابخانه‌ها، مراكز اطلاع‌رساني‌، پايگاه‌هاي‌اطلاعاتي‌، و اينترنت‌فراهم‌مي‌آورده‌است‌؛ 5) واحد تأليف‌و ترجمه‌، كه‌به‌تدوين‌، تلخيص‌، ترجمه‌، يا بازنگاري‌مقاله‌ها مي‌پرداخته‌است‌؛ 6) واحد ويرايش‌، كه‌ويراستاري‌اولية‌علمي‌و زبان‌و بيان‌مقاله‌ها را برعهده‌داشته‌و آن‌را آمادة‌ويرايش‌نهايي‌مي‌كرده‌است‌؛ 7) واحد مقابله‌، كه‌كار مقابلة‌مقاله‌هاي‌ترجمه‌اي‌با متن‌اصلي‌و نيز نمونه‌خواني‌مقاله‌ها را انجام‌مي‌داده‌است‌؛ 8) واحد حروفچيني‌، كه‌مقاله‌هاي‌آماده‌شده‌را طبق‌الگويي‌كه‌در اختيار داشته‌حروف‌نگاري‌رايانه‌اي‌مي‌كرده‌و پس‌از بازبيني‌هاي‌ضروري‌مكررّ به‌تصحيح‌دوباره‌و چندبارة‌آنها مي‌پرداخته‌است‌؛ 9) واحد مالي‌، كه‌وظيفة‌پرداخت‌هاي‌مربوط‌به‌دايرة‌المعارف‌و حفظ‌سوابق‌مالي‌مربوط‌به‌آنها را برعهده‌داشته‌است‌؛ و 10) واحد روابط‌عمومي‌، كه‌كار تماس‌با مؤلفان‌و مترجمان‌، حفظ‌سوابق‌ارتباطي‌، و تحويل‌چك‌و اخذ رسيد و مسائلي‌از اين‌نوع‌را انجام‌مي‌داده‌است‌.

 هماهنگي‌كلية‌اين‌امور و نظارت‌بر گردش‌درست‌كارها را قائم‌مقام‌دايرة‌المعارف‌- كه‌با سمت‌ويراستار همكار در صفحه‌حقوق‌ظاهر شده‌- برعهده‌داشته‌و سرپرست‌دايرة‌المعارف‌- يا همان‌سرويراستار - نظارت‌كلي‌بر امور و ويراستاري‌نهايي‌مقاله‌ها را انجام‌مي‌داده‌و دستور پرداخت‌ها نيز با وي‌بوده‌است‌.

   در اعضاي‌سازمان‌دايرة‌المعارف‌و نوع‌مسئوليت‌هاي‌آنها در طول‌زمان‌دگرگوني‌هايي‌صورت‌گرفته‌است‌، ولي‌افرادي‌كه‌نام‌آنها در بخش‌"همكاران‌ستادي‌" آمده‌به‌تفاريق‌در واحدهاي‌ذيربط‌مسئوليت‌يا همكاري‌داشته‌اند.

 

 سياست‌مدخل‌گزيني‌

 ضوابط‌كلي‌گزينش‌مدخل‌ها ناظر بر دو وجه‌شكل‌و محتواي‌مدخل‌بوده‌است‌:

 الف‌. شكل‌مدخل‌ها

 1. فارسي‌بودن‌:  بر اساس‌اين‌ضابطه‌، شكل‌فارسي‌هر مدخل‌بر صورت‌هاي‌ديگر آن‌ترجيح‌داشته‌است‌.

                               مانند: خبرنامه‌                     به‌جاي‌                             بولتن‌

                                   ريزنگار                       به‌جاي‌                            ميكروفرم‌

 2. مستند بودن‌:  مدخل‌هاي‌شخص‌يا سازمان‌از ضوابط‌مربوط‌به‌مستند اسامي‌پيروي‌كرده‌است‌.

 مانند: ابن‌بّواب‌، ابوالحسن‌علي‌بن‌هلال‌

 3. وارونه‌سازي‌:  اين‌عمل‌زماني‌صورت‌گرفته‌است‌كه‌هدف‌اصلي‌قرار دادن‌واژة‌اصلي‌در ابتداي‌عبارت‌مدخل‌بوده‌است‌؛ در ساير موارد از شكل‌طبيعي‌استفاده‌شده‌است‌. شكل‌وارونه‌شدة‌عبارت‌در مورد كشورها، استان‌هاي‌ايران‌، سلسله‌ها، و اقليت‌هاي‌ديني‌به‌ كار رفته‌است‌.

مانند: آرژانتين‌، كتابخانه‌هاي‌                              به‌جاي                          كتابخانه‌هاي‌آرژانتين‌

سيستان‌و بلوچستان‌، كتابخانه‌هاي‌                     به‌جاي                          كتابخانه‌هاي‌سيستان‌و بلوچستان‌

زردشتيان‌ايران‌، كتابخانه‌هاي‌                                    به‌جاي                                 كتابخانه‌هاي‌زردشتيان‌ايران‌

 

 4. جمع‌و مفرد:  مفرد براي‌مفهوم‌و مصداق‌و جمع‌براي‌نوع‌به‌كار رفته‌است‌.

          مانند: مفرد براي‌مفهوم‌:                                                        كتابخانه

                  مفرد براي‌مصداق‌:                                                       كتابخانة‌آصفيه‌

                  جمع‌براي‌نوع:                                                             كتابخانه‌هاي‌دانشگاهي‌

 5. صورت‌كامل‌نام‌:  طبق‌اين‌ضابطه‌شكل‌كامل‌نام‌بر كوته‌نوشت‌آن‌ترجيح‌داده‌شده‌، مگر در مواردي‌كه‌كوته‌نوشت‌آشناتر بوده‌است‌.

مانند:   استاندارد بين‌المللي توصيف‌كتابشناختي‌ ‌       به جاي                               آي‌.اس‌.پي‌.دي‌

      ايفلا                                                   به جاي                                 فدراسيون‌بين‌ المللي‌

6. رايج‌بودن‌:  از ميان‌مترادف‌هاي‌گوناگون‌يك‌اصطلاح‌، شكل‌رايج‌تر آن‌به‌كار رفته‌است‌.

مانند: فهرست‌رسمي‌   به‌جاي‌  بن‌فهرست‌

 ب‌. محتوا

 از لحاظ ‌موارد زير مدنظر بوده‌است‌:

 1. اخص‌بودن‌.  مدخل‌هاي‌مربوط‌به‌حوزة‌كانوني‌كتابداري‌و اطلاع‌رساني‌، در قياس‌با مدخل‌هاي‌حوزه‌هاي‌همجواري‌چون‌ارتباطات‌و خط‌و زبان‌، خاص‌تر در نظر گرفته‌شده‌است‌.

 مدخل‌هاي‌مربوط‌به‌حوزة‌تمدني‌ايران‌و اسلام‌نيز خاص‌تر از مدخل‌هاي‌مشابه‌در حوزه‌هاي‌مربوط‌به‌سرزمين‌ها و تمدن‌هاي‌ديگر در نظر گرفته‌شده‌است‌.

 2. رجحان‌عمل‌نسبت‌به‌عامل‌:  طيق‌اين‌ضابطه‌اگر بحثي‌پيرامون‌عامل‌يك‌عمل‌لازم‌بوده‌ذيل‌آن‌عمل‌آمده‌است‌.

          مانند:  تأليف‌               به‌جاي                   مؤلف

 

 3. ضابطة‌نام‌اشخاص‌:  اشخاص‌يكي‌از موارد پيچيده‌در دايرة‌المعارف‌بوده‌و نظرهاي‌گوناگوني‌در اين‌خصوص‌وجود داشته‌است‌. مسائلي‌مانند چگونگي‌ارزيابي‌منشاء اثر بودن‌، مدّت‌تصدي‌در كتابخانه‌اي‌در دوره‌اي‌از فعاليت‌ها، و جز آن‌. به‌هر حال‌، آنچه‌تا حدودي‌به‌عنوان‌ضوابط‌قطعي‌در اين‌خصوص‌پذيرفته‌شده‌وجود يكي‌از شرايط‌زير بوده‌است‌:

 ـ كتابدار، فهرست‌نگار، كتابشناس‌، يا نسخه‌شناس‌برجسته‌؛

 ـ صاحب‌نظريه‌در كتابداري‌و اطلاع‌رساني‌؛

 ـ بنيانگذار فعاليتي‌در يكي‌از زمينه‌هاي‌كتابداري‌و اطلاع‌رساني‌.

 

 4. مراجع‌و آثار:  در اين‌خصوص‌، مدخل‌هايي‌كه‌ناظر برمفهوم‌و نوع‌بوده‌آمده‌ولي‌از آوردن‌مصاديق‌پرهيز شده‌است‌؛ امّا آثار بسيار مهم‌مرجعي‌كه‌به‌حوزة‌كتابداري‌و اطلاع‌رساني‌نزديك‌تر بوده‌اند، حضور بارزتري‌در دايرة‌المعارف‌دارند؛ مانند كتابشناسي‌ها، فهرست‌ها، و جز آن‌.

 

 5. كتابخانه‌ها:  در اين‌زمينه‌، نوع‌بر مصداق‌ترجيح‌داشته‌است‌؛ اما مصاديق‌مهم‌از حوزة‌تمدني‌ايران‌و اسلام‌مدخل‌قرار گرفته‌اند:

 مانند: كتابخانه‌هاي‌مركزي‌دانشگاه‌هاي‌ايران‌     و نيز     كتابخانة‌مركزي‌و مركز اسناد دانشگاه‌تهران‌

 6. كتابخانه‌هاي‌كشورها:  كتابخانه‌هاي‌هر كشور ذيل‌نام‌آن‌كشور آمده‌و به‌طور يكجا به‌آنها پرداخته‌شده‌است‌؛ اما نام‌چند كتابخانة‌مهم‌، جداي‌از اين‌ضابطة‌كلي‌، مدخل‌واقع‌شده‌است‌.

مانند: فرانسه‌، كتابخانه‌هاي‌          و نيز          مركز فرهنگي‌ژرژ پمپيدو

          هند، كتابخانه‌هاي‌            و نيز          كتابخانة‌حيدرآباد

 7. كتابخانه‌هاي‌استان‌هاي‌ايران‌:  ضابطة‌كلّي‌در اين‌باب‌آن‌بوده‌است‌كه‌كتابخانه‌هاي‌هر استان‌ذيل‌نام‌آن‌استان‌قرار گيرد، ولي‌چند كتابخانة‌مهم‌نيز مدخل‌واقع‌شده‌اند.

   مانند:سيستان‌و بلوچستان‌، كتابخانه‌هاي‌            و نيز                كتابخانة‌كامبوزيا

         خراسان‌، كتابخانه‌هاي‌                           و نيز              كتابخانة‌آستان‌قدس‌رضوي‌

 

 8. پايگاه‌هاي‌اطلاعاتي‌و آرشيوها:  ضابطة‌كلي‌در اين‌خصوص‌آن‌بوده‌است‌كه‌از آوردن‌نام‌يكايك‌پايگاه‌هاي‌اطلاعاتي‌و آرشيوها ـ كه‌ممكن‌بود دايرة‌المعارف‌را به‌نوعي‌راهنما تبديل‌كند ـ پرهيز شود؛ اما نام‌آرشيوها، شبكه‌ها، و پايگاه‌هاي‌مهم‌بين‌المللي‌و بعضاً منطقه‌اي‌آمده‌است‌.

 شيوة‌املايي‌دايرة‌المعارف‌

 1. در اين‌دايرة‌المعارف‌، اصل‌بر جدانويسي‌بوده‌و هر واحد صرفي‌ ـ اعم‌از بسيط‌، مشتق‌، يا مركب‌ـ يك‌كلمه‌به‌حساب‌آمده‌است‌و اجزاي‌آن‌، به‌جز در مواردي‌خاص‌، به‌صورت‌نزديك‌جدانويسي‌شده‌است‌.

 2. در مصدرهاي‌مركب‌و گروه‌هاي‌فعلي‌، اصل‌بر جدانويسي‌اجزا بوده‌است‌.

 مانند: نگاه‌داشتن‌، به‌صدا در آوردن‌، به‌سر بردن‌

 3. عبارت‌هاي‌عربي‌كه‌وارد فارسي‌شده‌اند (واژه‌هاي‌دخيل‌) به‌صورت‌اصلي‌خود نوشته‌شده‌اند.

 مانند: ان‌شاءالله، علي‌رغم‌، علي‌حدّه‌

 4. "ه‌" غير ملفوظ‌در پايان‌كلمه‌، در حالت‌وصفي‌و اضافي‌، علامت‌سر ِ  "ي‌" (ء) به‌خود گرفته‌است‌.

 مانند: خوانندة‌روزنامه‌

 5. همزة‌پاياني‌پس‌از "ا" حذف‌شده‌است‌.

 مانند: انشا، املا، اجزا، اعضا، ارتقا

 و در حالت‌وصفي‌و اضافي‌، "ي‌" افزوده‌شده‌است‌.

 مانند: اعضاي‌، ارتقاي‌، انشاي‌

 6. از به‌كار بردن‌سر ِ  "ي‌" ـ كه‌گاه‌به‌اشتباه‌همزه‌پنداشته‌مي‌شود ـ در واژه‌هاي‌فارسي‌پرهيز گرديده‌و از "ي‌" استفاده‌شده‌است‌.

 مانند: آيين‌، روشنايي‌، پاييز        به‌جاي‌      آئين‌، روشنائي‌، پائيز

 7. الف‌مقصوره‌در فارسي‌به‌صورت‌"ا" نوشته‌شده‌است‌.

 مانند: اعلا، تقوا، مبتلا، منتها

 8. "و" ميان‌دو كلمه‌جدا نوشته‌شده‌است‌.

 مانند: گفت‌و گو، جست‌و جو

 9. "مي‌" و "همي‌" در همه‌حال‌جدا نوشته‌شده‌است‌.

 مانند: همي‌گفت‌، مي‌رفت‌، مي‌آيد

 10. "ها" علامت‌جمع‌جدا نوشته‌شده‌است‌.

 مانند: دايرة‌المعارف‌ها، زن‌ها

 استثنا: اينها، آنها

 11. "اين‌" و "آن‌" جدا نوشته‌شده‌است‌.

 مانند: اين‌جا، آن‌قدر، آن‌طور

 استثنا: آنچه‌، اينكه‌، آنكه‌

 12. علامت‌جمع‌"ات‌" تا آنجا كه‌مقدور بوده‌، خصوصاً در مورد كلمه‌هاي‌فارسي‌، به‌كار نرفته‌است‌.

 مانند: گزارش‌ها، فرمايش‌ها، سفارش‌ها

 13. علامت‌جمع‌عربي‌"ين‌" تا آنجا كه‌مقدور بوده‌در فارسي‌به‌كار نرفته‌است‌.

مانند: محصلان‌                        به جاي                   محصلين

       معلمان‌                           به جاي                  معلمين

 14. تركيب‌كلمه‌هاي‌"شناس‌" و "شناسي‌" جدا نوشته‌شده‌اند.

 مانند:                روان‌شناسي‌، زمين‌شناسي‌

 15. "كه‌" موصول‌جدا نوشته‌شده‌است‌.

                          مانند: به‌طوري‌كه‌، زماني‌كه‌، در حالي‌كه‌

 استثنا: بلكه‌، اينكه‌، آنكه‌

 16. تركيب‌كلمه‌و عدد جدا نوشته‌شده‌است‌.

                          مانند: يك‌دفعه‌، پنج‌شنبه‌، يك‌بار

 استثنا: يكدفعه‌و يكباره‌(هر دو به‌معني‌ناگهان‌)

 17. عناوين‌كتاب‌ها و مقاله‌هاي‌لاتيني‌ در متن‌تا حدّ امكان‌به‌فارسي‌ترجمه‌شده‌و معادل‌فرنگي‌آنها به‌زبان‌اصلي‌در پانويس‌آمده‌است‌. در اين‌صورت‌، عنوان‌داخل‌متن‌در دو گوشه‌ <>  قرار گرفته‌است‌. هرگاه‌عنواني‌آوانويسي‌شده‌، آن‌عنوان‌در داخل‌گيومه‌"" آمده‌و معادل‌آن‌در پانويس‌درج‌گرديده‌است‌.

 18. در نوشتن‌برخي‌كلمه‌ها و اعلام‌خارجي‌به‌خط‌فارسي‌، تلفظ‌اصلي‌ملاك‌قرار گرفته‌است‌مگر در مواردي‌كه‌صورت‌خاصي‌از آن‌تبديل‌به‌تلفظ‌بين‌المللي‌آن‌كلمه‌شده‌يا در فارسي‌به‌همان‌صورت‌رواج‌يافته‌باشد. در اين‌صورت‌، عبارت‌مورد نظر به‌صورت‌آوانويسي‌شده‌در داخل‌گيومه‌" " قرار گرفته‌و شكل‌اصلي‌آن‌در پانويس‌آمده‌است‌.

 19. عناويني‌كه‌به‌فارسي‌يا عربي‌انتشار يافته‌با حروف‌ايرانيك‌در متن‌آمده‌است‌.

 20. هرگاه‌اصطلاحي‌با نشانة‌ستاره‌ *  در متن‌مشخص‌شده‌به‌آن‌معناست‌كه‌آن‌اصطلاح‌در جاي‌خود مدخل‌قرار گرفته‌است‌.

 

 شيوة‌استناد و ارائة‌مآخذ

 - مآخذ پايان‌مقاله‌هاي‌تأليفي‌، به‌ترتيب‌الفبايي‌سرشناسه‌(ابتدا منابع‌فارسي‌و سپس‌منابع‌لاتين‌) منظم‌و سپس‌شماره‌گذاري‌شده‌؛ و ارجاع‌به‌مآخذ در متن‌، در داخل‌پرانتز، صورت‌گرفته‌است‌. شمارة‌هر مأخذ نشاني‌آن‌مأخذ است‌كه‌در پرانتز همراه‌با شمارة‌جلد و صفحة‌مورد استفاده‌ذكر شده‌است‌.

 مانند: (12: ج‌، ص‌)

 كه‌در آن‌، 12 به‌مأخذ شمارة‌12 در انتهاي‌مقاله‌اشاره‌دارد كه‌از جلد دوم‌و صفحة‌117 آن‌استفاده‌شده‌است‌. هرگاه‌مأخذي‌در يك‌جلد نشر يافته‌به‌ذكر شمارة‌مأخذ و شمارة‌صفحه‌اكتفا شده‌است‌.

 مانند: (12:9)

 ـ در مورد منابعي‌كه‌از اينترنت‌گرفته‌شده‌يا به‌صورت‌كلي‌از آن‌استفاده‌گرديده‌فقط‌به‌ذكر شمارة‌مأخذ اكتفا شده‌است‌. در مورد مقاله‌هاي‌ترجمه‌اي‌، هر گاه‌اصل‌مقاله‌مآخذي‌داشته‌سعي‌شده‌است‌كه‌به‌همان‌شكل‌درج‌گردد.

 - مآخذ مقاله‌هاي‌تلخيص‌شده‌نيز تا آنجا كه‌امكان‌پذير بوده‌شناسايي‌شده‌و ارجاع‌هاي‌درون‌متن‌آنها مطابق‌الگوي‌دايرة‌المعارف‌تنظيم‌گرديده‌است‌. در غير اين‌صورت‌به‌همان‌شكل‌كه‌نويسندة‌اصلي‌ارائه‌كرده‌الفبايي‌شده‌اند.