Skip Ribbon Commands
Skip to main content
سایت دایره المعارف کتابداری و اطلاع رسانی
    آ         الف       ب       پ       ت       ث       ج       چ       ح       خ       د       ذ       ر       ز       ژ       س       ش       ص       ض       ط       ظ       ع       غ       ف       ق       ک       گ       ل       م       ن       و       ه       ی    

بازگشت به فهرست مقالات ع

 

 

عكس. اين مقاله در دو بخش تنظيم شده است: در بخش نخست، براي آگاهي خوانندگان فن عكاسي را به اختصار معرفي مي‌كنيم؛ و در بخش بعد به عكس به‌عنوان ماده‌اي كتابخانه‌اي خواهيم پرداخت. عكاسي، فن تهيه تصوير به‌وسيله تاباندن نور بر صفحه حساس پوشيده از مواد شيميايي خاص است. فرايندهاي عكاسي غيرديجيتالي در نتيجه فعل و انفعال مواد شيميايي، تحت‌تأثير نور صورت مي‌گيرد. اين فرايند در قرن شانزدهم شناخته شد. اصول ابتدايي اين فن بر سه محور اساسي نور، مواد حساس به نور، و اتاقك تاريك مبتني است (2:3).

نام لاتين دوربين عكاسي كامرا ابسكورا[1]  بوده است كه براي دوربين‌هاي ساده، روزنه‌اي، و عدسي‌دار به‌كار رفته است. جزء اول آن "كامرا" براي همه انواع دوربين‌هاي عكاسي به‌كار مي‌رود (:1 349).

تاريخچه. تاريخ عكاسي را بايد از كشف تصوير واژگون در اثر عبور نور از روزنه‌اي كوچك در اتاق تاريك شروع كرد. گفته‌اند: دانشمندي چيني به نام موتي در قرن پنجم پيش از ميلاد، به پديده تشكيل تصاوير واژگون از يك شيء نوراني كه پرتوهاي آن از روزنه‌اي مي‌گذرند، توجه كرده و آن را در نوشته‌هاي خود توصيف كرده است. همين مورخ اضافه مي‌كند كه يك قرن بعد در يونان باستان، ارسطو در اثناي يك خورشيد گرفتگي متوجه شد كه پرتوهاي آفتاب وقتي از لابه‌لاي شاخ و برگ درختان عبور مي‌كنند و بر زمين مي‌افتند، به‌جاي آنكه پولكي از روشني باشند، به شكل هلال متناسب با شكل خورشيد در ميانه كسوف درمي‌آيند. دانشمند مسلمان، ابن هيثم نيز هنگام بررسي كسوف به اين پديده پي برده بود. او به توصيف تشكيل تصوير واژگون هنگام عبور نور از روزنه، در فضايي تاريك كه آن را بيت‌المظلم مي‌نامد، مي‌پردازد. نخستين عكس ــ تصوير ثابتي كه با قرار دادن شيء بر سر راه نور، يا استفاده از دوربين عكاسي و بدون دخالت دست ترسيم‌كننده آدمي پديد مي‌آيد ــ پس از سال‌ها تلاش و تجربه طي قرن‌هاي 16-19، توسط ژوزف نيسفور نيپس[2]  در 1826 به‌دست آمد. نيپس شيوه كار خود را هيلوگرافيك[3]  ناميد. اما فرهنگستان علوم فرانسه در 7 ژانويه 1839 ابداع عكاسي را به لوئي ژاك مانده داگر نسبت داده و روش ابداعي وي داگرئوتيپ[4]  نام گرفت. همزمان با اين دو نفر در اختراع عكاسي بايد از ويليام هنري فوكس تالبوت[5]  نام برد كه با ابداع روش منفي ـ مثبت، امكان تكثير از روي نسخه منفي به تعداد دلخواه را ميسر كرد. اين شيوه امروزه نيز كاربرد دارد. شيوه تالبوت را كالوتيپ[6]  يا تالبوتيپ[7]  نام داده‌اند. همزمان  با اين سه پيشگام بايد از هيپوليت بايارد[8]  نيز نام برد. او به‌جاي گرفتن نگاتيو و ثبت مثبت آن مستقيمآ تصوير مثبت را روي كاغذ تثبيت مي‌كرد. فرهنگستان هنرهاي زيباي فرانسه در ،1839 اين شيوه را به نام او ثبت كرد (:2 57).

براي چاپ عكس در شيوه داگرئوتيپ، نخست سطح صفحه مسي نقره‌اندودي را صيقل مي‌دادند، سپس آن را در معرض بخار يُد قرار داده تا با تشكيل يدور نقره، تركيبي حساس به نور ايجاد شود، آنگاه صفحه را در دوربين مي‌گذاشتند و به آن نور مي‌دادند. براي ظاهر ساختن تصوير از بخار جيوه استفاده مي‌كردند. در اثر واكنش جيوه و يدورنقره نور ديده، تصوير مرئي و مثبت ديده مي‌شد. داگر براي ثبوت تصوير، صفحه را در محلول غليظ نمك قرار مي‌داد. پس از كشف سرجان هرشل، هيپوسولفيت سديم جايگزين محلول نمك شد. در اين شيوه امكان تكثير عكس وجود نداشت(17:5).

در شيوه تالبوت (كالوتايپ)، "نخست يك برگه كاغذنامه مرغوب را در محلول رقيق نمك نقره قرار مي‌دادند، سپس محلول نيترات نقره را بر يك روي آن مي‌اندودند و بدين‌سان اين روي كاغذ را نسبت به نور حساس مي‌كردند. كاغذ را خشك كرده و سپس در محلول يدورپتاسيم قرار مي‌دادند تا لايه‌اي از يدورنقره بر سطح آن تشكيل شود. كاغذ به‌دست آمده را در قيدي قرار مي‌دادند و بدان نور مي‌تاباندند. پس از آن كاغذ را در محلول گالو ـ نيترات نقره شست‌وشو مي‌دادند، و بدين‌گونه، تصوير مخفي (نامرئي) را ظاهر مي‌كردند. پس از آن تصوير مخفي را روي كاغذ حساس منتقل كرده و آن را در محلول هيپوسولفيت سديم تثبيت مي‌كردند" (:5 21).

لوئي دزيره بلانكار اورار[9] ، شيوه چاپ آلبوميني را در 1850 عرضه كرد و فردريك اسكات آرچر در همان دوره شيوه كلوديون مرطوب[10]  را به‌كار گرفت، ولي تحول عمده چاپ عكس، در 1871 توسط ريچارد ليچ مادوكس، با ابداع روش صفحه خشك[11]  رخ داد (:5 30). مادوكس، ژلاتين محلول را با هالوژني مانند بُرموركادميوم و نيترات نقره تركيب كرد و از آن امولسيون بُرمورنقره در ژلاتين را به‌دست آورد. وي با اين كار محلول را روي صفحه شيشه‌اي يا كاغذ مي‌اندود و آن را خشك مي‌كرد. صفحات به‌دست آمده تا 15 روز قابل استفاده بودند. پس از اين اختراع، در مدت كوتاهي نخستين فيلم‌هاي عكاسي به بازار عرضه شد و در 1885 جورج ايستمن با استفاده از قرقره در دوربين‌هاي رايج صفحه‌اي، امكان استفاده از حلقه فيلم را فراهم كرد.

صفحه خشك ژلاتين اندود كه از اواخر 1870 كاربرد يافت، آخرين تحول بنيادي در شيمي عكاسي بود و مباني اين علم از آن زمان تاكنون به رغم اصلاحات و كامل‌سازي‌هايي كه در آن صورت گرفته، يكسان مانده است (:5 39).

با ظهور رايانه و تكامل مداوم و سريع آن، امكان ديجيتالي كردن عكس‌ها به‌وجود آمد. عكاسي رقومي پديده تازه‌اي است كه طي سال‌هاي آغازين قرن 21 همگاني شده و در دسترس عموم قرار گرفته است. عكس ديجيتالي در واقع يك فايل رايانه‌اي است كه روي يكي از ابزارهاي ذخيره‌سازي رايانه‌اي مثل ديسك سخت و لوح فشرده نگهداري مي‌شود و به‌همان اندازه كه يك ماده ديداري (وي.ام.)[12]  است، يك منبع الكترونيكي (اي.آر.)[13]  نيز محسوب مي‌شود.

تاريخچه در ايران. پيدايش عكس در ايران تقريبآ همزمان با اختراع اين پديده در اروپاست. شهريار عدل مي‌نويسد: "عكاسي به روش داگرئوتيپي در ايران، نخستين بار در دسامبر 1842، مطابق با ذيقعده 1258 (يعني سه سال پس از آغاز رسمي عكاسي در جهان)، توسط نيكلاي پاولوف ديپلمات جوان روس، آغاز شد. خليل‌خان ثقفي اعلم‌الدوله، برداشتن نخستين عكس در ايران را به ژول ريشار نسبت داده است، كه مورد ترديد است" (:4 17). ناصرالدين شاه، پس از رسيدن به سلطنت، با علاقه شخصي كه به عكاسي داشت، باعث رشد و ترقي اين حرفه و فن در ايران شد و بسياري از عكس‌هاي مجموعه عكس‌هاي تاريخي آلبومخانه كاخ گلستان، امضاي شخص ناصرالدين‌شاه را دارد.

در كتابخانه سپهسالار (شهيد مطهري كنوني) كتاب دستنوشته‌اي وجود دارد باعنوان "فتوگرافي" (به شماره2841- كتابخانه مدرسه سپهسالار)، كه در آن درباره تالبوتيپ (نگاتيو كاغذي) بحث شده است و تاريخ نگارش آن به‌قبل از 1270ق./ 1853م. مي‌رسد، اگرچه از نويسنده آن نشاني در دست نيست، اما نمي‌توان آن را با وجود پديده عكاسي در دربار ناصرالدين‌شاه بي‌ارتباط دانست. عكس‌هايي با كيفيت نامطلوب و مربوط به اوايل سلطنت ناصرالدين‌شاه كه مي‌توان آنها را حاصل روش نگاتيو كاغذي (تالبوتيپ) دانست، از جمله در آلبوم شماره 310 آلبومخانه كاخ گلستان، ديده مي‌شود. با ورود فرانسيس كارليان عكاس فرانسوي در 1275/1858، شاه يكي از ساختمان‌هاي كاخ گلستان را به عكاسخانه اختصاص مي‌دهد و اين‌گونه بناي "عكاسخانه مباركه همايوني كه بعدها نام آن بسيار در آلبوم‌هاي سلطنتي ديده مي‌شود، گذاشته شد" (:4 24). كارليان كه به روش كلوديون مرطوب عكاسي مي‌كرد و عكس‌هايي از او در آلبومخانه كاخ گلستان وجود دارد، بعدها با آموزش فن عكاسي به آقارضا عكاسباشي (نخستين عكاس حرفه‌اي ايراني) معروف شد و آموزش عكاسي در مدرسه دارالفنون، توسط وي انجام گرفت (:4 42).

 نخستين مجموعه عكس موجود نيز كه مي‌توان به آن گزارش تصويري نام داد، مجموعه عكس‌هايي است كه در 1274ق. توسط افسري ايتاليايي به‌نام لوئيچي پسه كه معلم پياده نظام ارتش ايران بود، از بناهاي تخت جمشيد و پاسارگاد گرفته و در آلبومي به ناصرالدين‌شاه هديه شده است (:4 63). از مهم‌ترين مجموعه‌هاي عكس‌هاي تاريخي ايران بايد از مجموعه آلبومخانه كاخ گلستان و مجموعه عكس‌هاي كتابخانه مركزي دانشگاه تهران و مركز مطالعات تاريخ معاصر نام برد.

عكس به‌عنوان ماده اطلاعاتي. عكس از جنبه‌هاي مختلفي مورد توجه قرار مي‌گيرد. از نظر محل نگهداري مي‌توان به آن به‌عنوان شيئي موزه‌اي (موزه)، سندي تاريخي (آرشيو)، و يا ماده‌اي اطلاعاتي (كتابخانه) نگاه كرد. از نظر كاركرد محتوايي نيز مي‌توان عكس را به‌عنوان اثر هنري، ابزار تبليغاتي، وسيله خبررساني و ارتباطي، رسانه آموزشي و شاهدي از يك واقعه تاريخي، اجتماعي، علمي، و فني مورد توجه قرار داد. نمي‌توان عكسي را كه كاركرد هنري دارد و حاصل آفرينش خلاق شكل‌ها (فرم‌ها)، فضاها، خطوط، و سايه روشن‌هاست، با عكسي ديگر كه به‌عنوان يك سند تاريخي ـ اجتماعي در آرشيو نگهداري مي‌شود يكي دانست، چرا كه هر يك با هدفي جداگانه به‌وجود آمده‌اند. در هر دو صورت، چه به‌عنوان يك اثر خلاقه هنري و چه به‌عنوان سندي اجتماعي، از زماني كه عكس بر روي كاغذ آغشته به مواد شيميايي (يا به‌صورت نگاتيو) تثبيت مي‌شود، يك ماده اطلاعاتي تلقي مي‌گردد، چون گواهي بر نگاه و حافظه آدمي درباره جهان است.

عكس باز نماياننده واقعيات و مقوله‌اي واقعي است كه وابسته به زمان و مكان است، مثل عكس ساختمان موزه ايران باستان، يا عكس جانوري كه امكان دسترسي به آن در كلاس درس جانورشناسي وجود ندارد، يا عكس‌هايي از ويراني‌هاي زلزله رودبار 1369، پديده‌اي طبيعي چون كسوف، يا شخصيتي تاريخي چون اميركبير. ما با عكس، واقعيات را بازنمايي كرده و در مواقع لزوم از آن به‌جاي وضعيت واقعي استفاده مي‌كنيم تا در دسترس همه قرار گيرد، موضوعي براي تأمل و تفكر بشر شود، و در نهايت در چرخه توليد دانش قرار گيرد. عكس مانند همه مواد اطلاعاتي بايد حفظ و نگهداري، و در صورت لزوم مرمت شود. مجموعه‌هاي عكس بايد سازماندهي شوند و امكان ذخيره و بازيابي اطلاعات را داشته باشند؛ و بايد مانند همه مواد كتابخانه‌اي در دسترس قرار داده شده و امكان امانت دادن آن وجود داشته باشد.

حفاظت. حفاظت و نگهداري از عكس‌ها و نگاتيوهاي آن به شرح زير است:

الف. عكس. حفاظت از اين ماده مشتمل بر دو قسم است:

لايه پشتيبان كه عمومآ كاغذ است (روي شيشه، فلز، پارچه، يا مواد ديگر هم چاپ انجام مي‌گيرد)، و لايه تصوير كه متشكل از مواد وتركيبات شيميايي مختلف است.

انواع عكس‌هاي چاپ شده در برابر اشعه ماوراي بنفش، آلاينده‌هاي شيميايي، و گردوغبار آسيب‌پذير هستند، ولي مهم‌ترين عوامل در حفاظت عكس، نگهداشتن آن در حرارت و رطوبت مناسب است. عكس بايد در درجه حرارت حدود 20 درجه سانتي‌گراد (بين 15 درجه تا 25 درجه) نگهداري شود و رطوبت نسبي محل براي عكس‌هاي سياه و سفيد 30 تا 35 درصد؛ براي عكس‌هاي رنگي 25 تا 30 درصد؛ و براي مواد عكسي كه در فضاهاي سرد نگهداري مي‌شوند، بين 20 تا 30 درصد بايد باشد. رطوبت زياد به رشد كپك كمك مي‌كند و كپك به‌سرعت خود را در سطح ژلاتين مي‌گستراند.

عكس بايد در فضايي هر چه تاريك‌تر نگهداري شود. در صورتي كه بخواهند عكس‌ها در معرض نمايش قرار داده شوند بايد 50 لوكس روشنايي در محيط باشد و در صورتي كه لازم به تكثير با دستگاه فتوكپي باشد، از دستگاه‌هايي استفاده شود كه لامپ عكسبرداري آنها حداكثر 100 لوكس نور داشته باشد. از قرار دادن عكس در معرض تابش نور مستقيم خورشيد به‌شدت پرهيز شود. در موقع استفاده از عكس، كتابدار و مراجعه‌كننده بايد دستكش پارچه‌اي به دست داشته و انگشتان نبايد با سطح عكس تماس مستقيم داشته باشد، چون چربي پوست دست بر سطح عكس مي‌ماند و در درازمدت باعث تخريب عكس مي‌شود.

عكس بايد در محفظه مناسب قرار داده شود تا در معرض آسيب‌هاي محيط نباشد. بهترين محفظه، لفاف‌ها يا غلاف‌هايي هستند كه در ساخت آنها از عناصر اسيدي استفاده نشده و پرز نداشته باشند. محفظه‌هاي پلاستيكي بدون هيچ‌گونه پوشش آلاينده نيز مناسب هستند. در هر حال از محفظه‌هايي چون لفاف‌هايي كه در ساخت آن از شيشه استفاده شده باشد (سنباده‌اي)، پلاستيك‌هايي با لايه‌هاي شيميايي، مانند پلي ونيل كلرايد (پي.وي.سي.)، يا هر گونه ماده‌اي كه در تركيب آن سولفورها يا چسبنده‌ها به‌كار رفته باشد، به‌هيچ‌وجه نبايد استفاده كرد. در محفظه‌ها حتمآ بين هر دو عكس بايد لايه‌اي از كاغذ مرغوب و مناسب قرار گيرد كه عكس‌ها را از غبار و آسيب‌هاي متقابل بين عكس‌ها حفظ كند. محفظه‌ها بايد درون جعبه‌هاي فلزي قرار داده شده و درون قفسه قرار گيرند. جعبه‌هاي چوبي امكان جذب اسيدهاي
مخلوط در بخار موجود در هوا را دارند.

عكس‌هاي حلقه‌اي (رول) بايد صاف شوند، ولي در صورتي كه امكان شكستن يا آسيب ديدن دارند، بايد ابتدا رطوبت كافي به آنها داده و سپس آنها را صاف كرد.

عكس‌ها بايد شماره‌گذاري و رمزگذاري شوند. اين كار بايد با استفاده از قلم‌هاي نرم، در گوشه پشت عكس و نيز روي محفظه نوشته شود و در زمان نوشتن حتمآ زيردست، سطحي محكم و صاف مثل شيشه قرار داشته باشد كه فشار قلم سطح كمتري از عكس را مخدوش كند. از الصاق هر گونه گيره، سوزن، و مشابه آنها به عكس به‌شدت خودداري شود، زيرا هرگونه شكستن در سطح عكس امكان گسترش دارد و مي‌تواند باعث تخريب عكس شود.

بايد از عكس‌هايي كه زياد مورد استفاده قرار مي‌گيرند، نمونه‌هاي اضافي يا فتوكپي (براي عكس‌هاي رنگي نسخه عكسي) تهيه شود و نسخه اصلي تا حد ممكن روي دستگاه فتوكپي قرار داده نشود.

در مورد نگهداري آلبوم‌هاي عكس، به‌ويژه آلبوم‌هايي كه در ساخت صفحه‌هاي آن از پلاستيك چسب‌دار استفاده شده، بهترين راه، جدا كردن عكس‌ها از آلبوم است. براي اين‌كار مي‌توان از كُل آلبوم فتوكپي تهيه كرد و همه را به‌عنوان يك مجموعه در يك جعبه يا محفظه قرار داد، به‌نحوي كه استفاده‌كننده از شيوه نگهداري، محل قرار گرفتن، و يادداشت‌هايي كه بر صفحات يا جلد آلبوم وجود دارد، اطلاع پيدا كند. آلبوم نيز جداگانه نگهداري مي‌شود. همچنين در مورد آلبوم‌هايي كه در آنها سطح مورد تماس با عكس از موادي است كه آسيب نمي‌رساند، نگهداري آلبوم همراه با عكس امكان‌پذير است و آلبوم خود درون جعبه فلزي در قفسه قرار داده مي‌شود (:11 94-100).

ب. نگاتيو. حفاظت از نگاتيوها نيز مشتمل بر دو لايه تصوير و پشتيبان است. مواد و شرايط آسيب‌رسان به نگاتيوها، همان موارد شرايط عكس‌هاي چاپي است. حرارت و رطوبت، بزرگ‌ترين عامل تخريب‌كننده نگاتيوها هستند.

براي نگهداري نگاتيوهاي سياه و سفيد، درجه حرارت بين 15 تا 25 درجه سانتي‌گراد و براي نگاتيوهاي رنگي حرارت مناسب 20 درجه سانتي‌گراد است. رطوبت نسبي 30- 35 درصد براي نگهداري نگاتيوهاي جديد، و 25-30 درصد براي نگاتيوهاي شيشه‌اي قديمي مناسب است.

ديجيتالي كردن. ظرف دهه گذشته، اكثر كتابخانه‌ها و آرشيوها، مجموعه‌هاي عكس خود را براي حفاظت بيشتر و نيز استفاده آسان‌تر با استفاده از دستگاه‌هاي پويشگر در حافظه‌هاي الكترونيكي ذخيره مي‌كنند. در حال حاضر، مجموعه‌هاي عكس بزرگي وجود دارند كه مراحل ذخيره‌سازي را به پايان رسانده و خدمات وسيعي در اختيار مراجعه‌كنندگان خود قرار مي‌دهند، از جمله مجموعه عكس‌هاي تاريخي باناردو در لندن (:6 34-39)، مجموعه عكس‌هاي كتابخانه انگلستان در بخش خدمات عكس كه كتابخانه، متولي ذخيره و بازيابي و خدمات الكترونيك آن است (:7 25-29)، و نيز مجموعه عكس‌هاي موجود در كتابخانه كنگره كه در حال حاضر به‌صورت پيوسته روي پايگاه اين كتابخانه قابل استفاده است (10).

سازماندهي. بسياري از كتابخانه‌هاي عمومي‌وتحقيقاتي، موزه‌ها، آرشيوها، انجمن‌ها، شركت‌هاي تخصصي، و مجموعه‌داران خصوصي مجموعه‌هاي كوچك و بزرگ عكس را گردآوري و نگهداري مي‌كنند. اين مؤسسات در گذشته، به‌طور جداگانه، به يك يا تركيبي از روش‌هاي مختلف، فهرستنويسي (مانند فهرستنويسي كتابي يا شبه سياهه‌اي) مي‌كردند و از اصول واحدي پيروي نمي‌شد.

فهرستنويسي عكس با فهرستنويسي كتاب، كه كتابداران بيشتر با آن آشنا هستند، تفاوت دارد. در اغلب موارد عكس‌ها يگانه و اصلي هستند و شناسنامه‌اي همراه خود ندارند. از اين‌رو، شناسايي و تهيه اطلاعات درباره آنها توسط فهرستنويس انجام مي‌گيرد. در اين موارد فهرستنويس بايد "ماده" و "محتواي تصويري" عكس را در قالب كلمات خود تعريف و نكات لازم را مستندسازي كند و با استخراج، تفسير، تخمين، و تقريب، تعريف مستندي پيرامون محتواي عكس و نوع ماده به‌وجود بياورد تا امكان نقل، عرضه، و استنباط اطلاعات براي پژوهش فراهم شود.

عكس به‌عنوان پيشينه‌اي كتابشناسي مي‌تواند به‌صورت "منفرد" يا "گروهي" فهرستنويسي شود. يك عكس به‌خاطر ارزش زيبايي‌شناختي يا تاريخي مي‌تواند براي استفاده‌كننده جالب باشد، ولي همين عكس هنري منفرد، ممكن است گواه مستند يك واقعه تاريخي مثل به‌توپ بستن مجلس در استبداد صغير باشد كه به‌همراه ساير عكس‌هاي مرتبط، مي‌توانند به‌صورت مجموعه‌اي يكپارچه، فهرستنويسي شوند. كتابخانه‌ها و موزه‌ها، عكس‌ها را به‌صورت منفرد مورد توجه قرار مي‌دهند، و آرشيوها، عكس‌ها را مجموعه مي‌بينند؛ در هر حال منابع رسمي توصيه مي‌كنند اهداف مؤسسه‌اي كه عكس‌ها را گردآوري كرده مبناي تصميم‌گيري در اين امر قرار گيرد. امروزه، استفاده از يك خط‌مشي مشترك ملي و شماري استانداردها براي سازماندهي مجموعه‌هاي كوچك و بزرگ عكس امري لازم شمرده مي‌شود.

نخستين چاپ قواعد فهرستنويسي توصيفي كتابخانه كنگره در 1959 منتشر شد و پس از آن انجمن‌ها و مؤسسات مختلف در تكميل و اصلاح آن كوشيدند. فصل هشتم قواعد فهرستنويسي انگلو امريكن، با عنوان "مواد گرافيكي" كه در 2002 مورد تجديدنظر قرار گرفته، كماكان مرجع همه مؤسسات و سازمان‌هايي است كه در حوزه استانداردهاي فهرستنويسي توصيفي و انتقال داده‌هاي كتابشناختي فعاليت مي‌كنند. اين مؤسسات، استانداردهايي را پيشنهاد كرده‌اند كه بر قواعد فهرستنويسي انگلوامريكن، استاندارد مارك، و قواعد بين‌المللي كتابشناسيِ توصيفي مبتني هستند. يكي از مهم‌ترين اين مؤسسات، انجمن منابع ديداري است كه استانداردهاي موسوم به "مقوله‌هاي هسته" را تدوين كرده است (15). انجمن بين‌المللي آرشيو نيز "استاندارد بين‌المللي توصيف آرشيوي" را تهيه كرده است (8). انجمن آرشيويست‌هاي امريكا نيز، با همكاري كتابخانه كنگره، و چند سازمان ديگر طرح رمزگذاري توصيف آرشيوي ـ تعيين نوع سند (اي.اِي.دي ـ دي.تي.دي.)[14]  را تدوين كرده است (12).

در حوزه فهرستنويسي موضوعي و نيز در زمينه اصطلاحاتي كه فهرستنويسان در توصيف فيزيكي به‌كار مي‌برند، هيچ‌گونه هماهنگي وجود نداشته و هر كس فراخور امكانات از عبارات يا واژه‌هايي استفاده مي‌كرده است. در حال حاضر اصطلاحنامه مواد گرافيكي كتابخانه كنگره در دو بخش "واژگان موضوعي" (14) و "واژگان نوع و ويژگي فيزيكي" (13) جهت هماهنگي اصطلاحات و استاندارد فهرستنويسي تحليلي عكس و ساير مواد گرافيكي به‌صورت پيوسته در دسترس همه فهرستنويسان قرار دارد.

در مورد شماره بازيابي، هر سازماني براي علامت‌گذاري و شماره‌گذاري اسناد در مجموعه خود خط‌مشي مكتوبي تدوين مي‌كند، مثل استفاده از حروف نام سازمان، نوع ماده، محل نگهداري، يا به‌كارگيري رمزگذاري‌هايي مثل رده‌بندي روسو؛ و به دنبال كد، شماره رديف يا ثبت ماده در دفتر كتابخانه.

اي.اِي.دي ـ دي.تي.دي.، استانداردي است كه امكان رمزگذاري ابزارهاي دستيابي به مواد آرشيوي يعني سياهه‌ها و دفترهاي ثبت (شماره‌هاي ثبت) را مي‌دهد و مجموعه كتابخانه را در كنار مجموعه‌هاي آرشيوي بزرگ دنيا كه از اين شكل‌بندي استفاده مي‌كنند (مثل كتابخانه كنگره و كتابخانه‌هاي عضو كنسرسيوم "گروه كتابخانه‌هاي تحقيقاتي") در دسترس قرار مي‌دهد.

نكته ديگر، انتخاب نوع پايگاه رايانه‌اي براي فهرستنويسي عكس‌هاست. در منابع معتبر هم براي پايگاه‌هاي يكپارچه كه كل منابع كتابخانه را در يك پايگاه ذخيره و بازيابي مي‌كنند، و هم براي پايگاه‌هاي مختلف جهت انواع مواد خاص، مزايايي برشمرده مي‌شود كه كار انتخاب را مشكل مي‌كند. ليكن منابع رسمي توصيه مي‌كنند در صورتي كه عكس‌ها در سطح "منفرد" و تك تك فهرستنويسي مي‌شوند، بهتر است پايگاه جداگانه‌اي براي عكس‌هاي مجموعه وجود داشته باشد (مانند فهرست پي.پي.اُ.ال.ال.[15]  كتابخانه كنگره) (10) و در صورتي كه عكس‌ها در سطح گروهي فهرستنويسي مي‌شوند، مي‌توانند در "پايگاه‌هاي يكپارچه" مجموعه كتابخانه نگهداري شوند (مانند آي.ال.اس.[16]  كتابخانه كنگره) (9).

 

 

مآخذ: 1) ذكاء، يحيي. تاريخ عكاسي و عكاسان پيشگام در ايران. با پيوستي از امامي، كريم. سير تحول عكاسي در دوران قاجاريه. تهران: شركت انتشارات علمي و فرهنگي، 1376؛ 2) ژام، آندره، و ديگران. سرگذشت پيدايش عكاسي. ترجمه پيروز سيار. تهران: سروش، 1376؛ 3) ستاري، محمد. سير تحول عكاسي. تهران: سازمان مطالعه و تدوين كتب علوم انساني دانشگاه‌ها (سمت)، 1377؛ 4) طهماسب‌پور، محمدرضا. ناصرالدين‌شاه عكاس: پيرامون تاريخ عكاسي ايران. تهران: نشر تاريخ ايران، 1381؛ 5 ) كو، برايان، و ديگران. عكاسان بزرگ جهان. ترجمه پيروز سيار. تهران: نشر ني، 1379؛

6) "Barnardo Archive". Library Review. Vol.44, No.7 (1995):34-39; 7) Ben, Bergonzit. "The Use (and Non Use) of the British Library's photographic Services". Library Management. Vol.16, No.7 (1995): 25-29; 8) General International Archival Description, ISAD (G). Ottawa: International Council on Archives, 2000. [On-line]. Available: http://www.ICA. org/ biblio/ cds/ isad-g-2e.pdf. [24jul.2003]; 9) "Library of Congress Integrated Library System Program". [On-line]. Available: http://www. loc. gov. ils. [16Jul.2003]; 10) "Prints and Photograrph On-line Catalog". [On-line]. Available: http://www.loc.gov/rr/ print/. [29Jun. 2003]; 11) Ropper, Michael, Editor.  Managing public sector readers: A study program. London: International Record Management Trust, International Council in Archives, 1999; 12) Society of American Archivists. Encoded Archival Description - Document Type Definition. Chicago: ACA,2002. [On-line]. Available:http://www.Loc. gov.ead/. [24 Jul. 2003]; 13) "Thesaurus for Graphical Materials II: Gener and physical Characteristic Terms (TGMII)". [On-line]. Available:http://www.loc.gov/rr/print/ tgm2/; [16Jul.2003] 14) "Thesaurus of Graphical Materials I: Subject Terms (TGMI)". [On-line]. Available: http:// www. loc. gov/ rr/ print/ tgm1/. [24Jul. 2003]; 15) Visual Resource Association. "VRA Core Categories, Version 3.0". [On-line]. Available: http://www. VRAweb. org/ VRA Core3. html. [29jun. 2003]

ابراهيم عمراني

 


.[1] Camera Abscura

.[2] Joseph Nicephor Niepce         

.[3] Helographic        

.[4] Daguerrotype         

.[5] William Henry Fox Talbot        

.[6] Calotype         

.[7] Talbotype         

.[8] Hyppolyte Bayard         

.[9] Louis Desire Blanquart - Evrard      

.[10] Collodion humid

.[11] Plaque seche         

.[12] Visual Material (VM)

.[13] Electronic Resource (ER)

.[14] Encoded Archival Description-Document Type Difinition(EAD-DTD)

.[15] Prints and Photograph on-line (PPOLL (

.[16] Integrated Library System (ILS (

 

 

 

بازگشت به فهرست مقالات ع