Skip Ribbon Commands
Skip to main content
سایت دایره المعارف کتابداری و اطلاع رسانی
    آ         الف       ب       پ       ت       ث       ج       چ       ح       خ       د       ذ       ر       ز       ژ       س       ش       ص       ض       ط       ظ       ع       غ       ف       ق       ک       گ       ل       م       ن       و       ه       ی    

 بازگشت به فهرست مقالات ع 

علم‌سنجی[1].  مطالعۀ کمّی انتشارات علمی و فنی و پدیده‌های علمی از‌ پنج منظر است:‌ 1) پدیدآورندگان، 2) محتوا، 3) محمل‌های اطلاعات علمی و فنی، 4) مخاطب، و 5) اثرگذاری و روابط بین آنها. علم­سنجی چهار حوزه دارد: 1) سنجش و تحلیل کمی متون علمی و فنی معتبر و پدیده‌های علمی بر اساس آنها، 2) توسعۀ شاخص‌ها و معیارهای سنجشی مرتبط، 3) توسعۀ ابزارها و نظام‌های اطلاعاتی، و 4) توسعۀ دامنۀ مفهومی، نظری و روش‌شناسی مرتبط به آن. شکل 1 قلمرو موضوعی علم‌سنجی را نشان می‌دهد.

 

 

 

Untitled.png 

 

 

شکل ۱. قلمرو موضوعی و تحلیلی علم­سنجی

با استفادۀ از روش‌ها، فنون، و ابزارهای علم‌سنجی می‌توان انقلاب‌ها و جهش‌های علمی را شناسایی کرد. سیر تحولات یک موضوع، رشته، نظریه، اندیشه و جز آن را نشان داد. خلأهای پژوهشی را نمایان ساخت و میزان تحقق پیش‌بینی‌های علمی را مشخص کرد. وضعیت تولید، اشاعه و استفاده از انتشارات علمی و فنی و عوامل دخیل در آنها را در مقیاس خرد و کلان آشکار کرد. همچنین می‌توان به پژوهشگران و دانشمندان در «ردیابی روندهای پژوهشی» (16) کمک کرد. به علاوه، با استفاده از شاخص‌ها، سنجه‌ها، و معیارهای علم­سنجی می‌توان به رتبه‌بندی، تعیین سهم، تعیین جایگاه، تعیین میزان و جز آن پرداخت. پس می‌توان مجلات هسته را مشخص کرد، نویسندگان دارای انتشارات بیشتر یا مقالات دارای استناد یا استفادۀ بیشتر را معرفی کرد. به مقایسۀ میزان بهره‌وری و تأثیر و نفوذ علمی پرداخت و‌ افراد، سازمان‌ها، کشورها، و غیره را بر اساس شاخص‌های برخاسته از انتشارات، استنادات، پدیدآورندگان و ارجاعات مقایسه و رتبه‌بندی کرد. همچنین به افراد، گروه‌ها، سازمان‌ها، کشورها و جز آن در نظارت و جهت‌دهی بر مطالعات و انتشارات خود کمک کرد. علم‌سنجی ارزیابانه به ارزیابی عملکرد  می‌پردازد و به برنامه‌ریزی و سیاست‌گذاری در مدیریت امور پژوهشی، علمی و فناوری در مقیاس خرد و کلان کمک  می کند (1: 23).

خاستگاه: علم­ سنجی ریشه در کتاب‌سنجی دارد. از این رو‌‌ برخی علم‌سنجی را مترادف کتاب‌سنجی می­دانند (4، 8). خاستگاه کتابسنجی امریکا و خاستگاه علم ­سنجی اروپای شرقی است. علم‌سنجی همانند کتابسنجی با تحلیل استنادی متون و تحلیل آماری منابع شروع شد. فراگیر شدن تفکر پوزیتیویستی و گسترش فناوری‌های اطلاعاتی و ارتباطی در سال‌های پس از جنگ جهانی دوم زمینه‌ساز شکل‌گیری حوزۀ مطالعاتی کتاب‌سنجی و ابداع تقریباً هم‌زمان دو اصطلاح کتاب‌سنجی (توسط پریچارد) و ناکومتریا[2] (که معادل روسی علم‌سنجی است) توسط نالیموف و مولچنکو در سال 1969 شد (8).

علم سنجی دو دوره تکامل داشته است. نخستین دوره‌ از سال‌ 1969 تا 2004 ادامه داشت.‌ در 1973 بنیاد علم امریکا شاخص‌های علم را منتشر کرد (10: 2). در همین سال <نمایۀ استنادی علوم اجتماعی>[3] و در 1978 مجلۀ <علم‌سنجی> به همت تیبور براون منتشر و در 1979 شاخص گارفیلد معرفی شد (15: 258). در سال 1983 به روش تحلیل هم‌واژگانی  توجه شد. مجلۀ <علم‌سنجی> در 1984، جایزۀ سالانۀ‌ مدال پرایس را به بهترین پژوهشگران حوزۀ مطالعات کمّی علم اختصاص داد (15: 260). در‌ اوت‌ 1987، اگه[4] «اولین کنفرانس بین‌المللی کتاب‌سنجی و جنبه‌های نظری بازیابی اطلاعات» را در بلژیک برگزار کرد. این کنفرانس از سپتامبر 1993 به کنفرانس بین‌المللی اطلاع‌سنجی و علم‌سنجی تغییر نام یافت (9).

از 2004 تا کنون توجه به ارزیابی و رتبه‌بندی پژوهش و عوامل مرتبط به آن روزبه‌روز بیشتر شده و ابزارها، شاخص‌ها و روش‌های کمی و کیفی توسعه یافته است. انتشارات الزویر[5] در سال 2004 اسکوپوس[6] را‌‌ در رقابت‌ با وب او ساینس[7]‌ ایجاد کرد. در 2005، گوگل اسکالر به‌وجود آمد و جورج هرش[8] شاخص اچ را پیشنهاد کرد. در 2006 نرم‌افزار تحلیل استنادی پابلیش اُر پریش[9] توسط هارزینگ[10] طراحی و عرضه شد (6). در سال‌های اخیر ارزیابی و رتبه­بندی نشریات توسعه، و شاخص‌هایی مانند ضریب تأثیر مجلات کاربرد وسیع­تر یافته است. همچنین، ظهور وب 2.0 و شبکه‌های اجتماعی، نقطه عطفی در تکامل علم‌سنجی است به‌گونه‌ای که برخی از آن به‌عنوان علم‌سنجی 2.0 یاد کردند (12).

تکامل علم­سنجی بیش از هرچیز مرهون شکل­گیری «سیاست‌گذاری پژوهش» و «ارزیابی پژوهش» است که هر دو در دهۀ 50 19 شکل گرفت.‌ ارزیابی پژوهش ابتدا با رویکرد کمّی انجام می­شد، اما به‌تدریج رویکرد کیفی نیز گسترش یافت و روزبه‌روز بر دامنۀ روش‌های ارزیابی کیفی افزوده شد. در کنار دو رویکرد کمی‌ و کیفی در ارزیابی پژوهش به ترتیب با روش‌های «کتاب‌سنجی و علم­سنجی» و همتراز خوانی رویکرد سومی موسوم به رویکرد کمی-کیفی نیز به دلیل کاستی‌های روش‌های ارزیابی و پاسخگو نبودن‌‌ رویکردهای فوق به تنهایی پا به عرصه گذاشت (15) و مجله­های معتبری مانند <سیاست پژوهش>[11] در 1971 و <ارزیابی پژوهش[12]> در 1991 منتشر شد.

شاخص‌های علم‌سنجی: شاخص‌های علم، در دهۀ 70 19با هدایت بنیاد ملی علم امریکا شکل گرفت و به‌تدریج تکامل یافت. مرتن و همکاران آن را مطالعات شاخص‌های علم نامیدند (5). کارکرد اصلی شاخص‌های علم‌سنجی ارزیابی پژوهش است که در برخی متون از آن به سیاست‌گذاری علمی، سیاست‌گذاری پژوهشی، مدیریت علم، مدیریت پژوهش و مانند اینها تعبیر شده است. شاخص‌های سنجش متون علمی و فنی‌ را می‌توان به  شش دسته تقسیم کرد: 1) شاخص‌های برآمده از استناد و ارجاع برای تعیین اثرگذاری یک مجله، رشته، شخص، سازمان، کشور، و جز آن استفاده می‌شود. از جملۀ این شاخص‌ها می‌توان: ضریب تأثیر[13]، شاخص فوریت[14]، شاخص کهنگی و نیم‌عمر متون[15]، آستانۀ هم استنادی[16]، و مقالۀ داغ[17] را نام برد؛ 2) شاخص‌های برآمده از انتشارات برای تعیین میزان بهره‌وری فعالیت پژوهشی، رشد یا مقایسۀ انتشارات یک فرد، گروه، سازمان، کشور، منطقه و جز آن استفاده می‌شود. از جملۀ آنها می­توان، به قانون لوتکا (1926) که در بارۀ تولیدات علمی نویسندگان، و قانون بردفورد (1934) که در بارۀ پراکندگی مقالات در مجلات است (3:11)، اشاره کرد؛ 3) شاخص‌های برآمده از همکاری علمی مانند شاخص هم تألیفی؛ 4) شاخص‌های برآمده از موضوعات و واژگان متون علمی و فنی مانند تحلیل هم رخدادی واژگان یا شاخص خوانایی دنیل و برایان[18]؛ 5) شاخص‌های برآمده از استفاده از متون علمی و فنی؛ و 6) شاخص‌های ترکیبی: مانند شاخص انتشار ترکیبی وینکلر (15: 267) برای ارزیابی انتشارات گروه‌ها، آزمایشگاه‌ها و کشورها که ترکیبی از چهار شاخص 1) بهره‌وری مقالۀ نشریه [19]، 2) استراتژی انتشار نسبی[20]، 3) استناد حوزۀ فرعی نسبی[21]، و 4) بهره‌وری بالای مقالۀ استناد شده[22] است.

ابزارهای علم‌سنجی: ابزارهای تحلیل علم‌سنجی پنج دسته‌ است: 1) پایگاه‌های اطلاعاتی دارای ابزارها و قابلیت‌های تحلیل: مانند چکیده­نامۀ شیمی[23] و مت­سای ­نت[24](3: 78)؛ 2) پایگاه‌های استنادی: مانند وب او ساینس، اسكوپوس، گوگل اسکالر، و پایگاه استنادی علوم جهان اسلام؛ 3) نرم‌افزارهای تخصصی تحلیل علم‌سنجی: مانند AuthorMap (برای كشف روابط نویسندگان از طریق بررسی هم استنادی‌ بین آنها)، Cite Space (برای دیداری‌سازی الگوها و روندها در تولیدات علمی)، HistCite (برای طراحی الگوریتم تاریخ­نگاری)، و Publish or Perish (برای تحلیل‌های آماری و استنادی از طریق گوگل اسکالر) (3)؛ 4) نرم‌افزارهای تحلیل شبکه و دیداری‌سازی اطلاعات: مانند‌ PAJEK(برای تحلیل شبکه‌های بزرگ) و Visone (برای تحلیل و دیداری‌سازی شبکه‌های اجتماعی) (3)؛ و 5) نرم‌افزارهای محاسباتی و دیداری‌سازی عمومی: مانند Excel، SPSS و R.

انتقاد: بر علم‌سنجی این خرده‌ها گرفته‌ شده است: 1)‌ آشفتگی در تعریف ؛ 2)‌ محدود بودن به مطالعۀ کمّی متون علمی و فنی و بی­اعتنایی به جنبه‌های کیفی پدیده‌های علمی. وینکلر به صراحت‌ می گوید علم‌سنجی نمی‌تواند به‌طور مستقیم ارزش ذاتی و تأثیر اطلاعات را بسنجد، بلکه آن را به‌طور غیرمستقیم از طریق استنادها می‌سنجد (14: 35) ؛ 3) روشن نبودن مرز آن با‌ «مطالعات کمی علم»، «علمِ علم» و «کتاب­سنجی»‌ ؛ 4)‌ اختلاف‌نظر جدی بر سر جایگاه آن در درخت علم ؛ 5) آشفتگی در به کارگیری مفاهیم علم­سنجی و کتاب­سنجی در میان جامعۀ علمی و متون چاپی ؛ 6)‌‌ ناتوانی در سنجش سایر آثار و اثرات فرد، گروه، مؤسسه، رشته و کشور به سبب اتکا بر متون و انتشارات علمی و فنی،7) نسنجیدن تمام عناصر فرایند علم و عوامل وابسته به علم‌ به منزلۀ یک فرایند اطلاعاتی- ارتباطی چندبعدی (درونداد، پردازش، برونداد، و اثر)‌‌‌ و  پرداختن صرف به‌ بُعد برونداد؛ 8) صاحبنظران متعدد (15) اظهار داشته­اند علم‌سنجی با شاخص‌های واحد مدعی است که عملکرد علمی، کیفیت علمی یا تأثیر علمی را می‌سنجد،‌ حال آن‌که عملکرد علمی یا تأثیر علمی موضوع و مفهومی چندبعدی است که نمی‌تواند با یک شاخص سنجیده شود؛ و 9) ناتوانی علم‌سنجی در سنجش جنبه­های مختلف انتشارات علمی و فنی، باعث به وجود آمدن سنجه‌های جدید شد. به عنوان نمونه، دامنۀ تحلیل اثر از استناد به پدیده‌های نظیر دانلود کردن، ذخیره کردن، دیدن، توییت کردن، بحث کردن، لایک کردن و غیره در شبکه‌های اجتماعی کشیده شد که منجر به شکل‌گیری حوزۀ مطالعاتی جدیدی به نام دگرسنجی شد (12).

در خلال دهۀ گذشته، اعلامیه‌های جهانی­ یا ملی نیز در نقد و استفادۀ هدفمند و درست از شاخص‌های علم‌سنجی مانند اعلامیۀ سان‌فرانسیسکو (13)، بیانیۀ لایدن (7)، یا بیانیۀ دومین کنفرانس ملی سنجش و ارزشیابی علم دانشگاه اصفهان (2) منتشر شدند.

 

مآخذ:

1) بوردیو، پیر . علم علم و تأمل پذیری. ترجمۀ یحیی امامی. تهران: مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور، 1386؛ 2)‌ بیانیۀ دومین کنفرانس ملّی سنجش و ارزشیابی علم (1395). قابل‌دسترس در: http://www.lisna.ir؛ 3) ستوده، هاجر؛ دیده­گاه فرشته. "نرم‌افزارهای علم‌سنجی". کلیات کتاب ماه، اطلاعات، ارتباطات و دانش‌شناسی، سال 10، شماره54 (1389): 78-87؛

4) Andrés, A. Measuring academic research: How to undertake a bibliometric study. Elsevier, 2009; 5) Elkana, Y., Lederberg, J., Merton, R. K., Thackray, A., & Zuckerman, H. Toward a metric of science: The advent of science indicators. New York: John Wiley & Sons, 1978; 6) Harzing, A.W. Publish or Perish (2019). https://harzing.com/resources/publish-or-perish; 7) Hicks, D., Wouters, P., Waltman, L., De Rijcke, S., & Rafols, I. Bibliometrics: the Leiden Manifesto for research metrics. Nature News520, 7548 (2015): 429; 8) Hood, W., & Wilson, C. The literature of bibliometrics, scientometrics, and informetrics. Scientometrics, Vol 52, no 2 (2001): 291-314; 9) International Society for Informetrics and Scientometrics (ISSI). About ISSI. Available at: http://issi-society.org/about/; 10) Leydesdorff, L. and Milojević, S. Scientometrics. In Michael Lynch (Editor), International Encyclopedia of Social and Behavioral Sciences, Section 8.5: Science and Technology Studies, Subsection 85030. Elsevier, 2015; 11) Mingers, J., & Leydesdorff, L. A review of theory and practice in scientometrics. European journal of operational researchvol 246, no1 (2015): 1-19; 12) Priem, J. & Hemminger, B.M. (2010). Scientometrics 2.0: Toward new metrics of scholarly impact on the social Web. First Monday, vol 15, no 7. Available at: Available at: https://journals.uic.edu/ojs/index.php/fm/article/viewArticle/ 2874/2570; 13) San Francisco Declaration on Research Assessment. The Declaration on Research Assessment (DORA), 2012. Available at: https://sfdora.org/; 14) Vinkler, P. The evaluation of research by scientometric indicators. Elseviermm; 2010; 15) Vinkler, P. The size and impact of the elite set of publications in scientometric assessments. Scientometrics, vol 110, no 1 (2017):163-177; 16) Wang, X., Wang, Z., & Xu, S. Tracing scientist's research trends real timely. Scientometrics, vol 95, no 2 (2013): 717-729.

 

مظفر چشمه سهرابی


[1]. Scientometrics

[2]. Naukometriya

[3]. Social Science Citation Index (SSCI)

[4]. Egghe, Leo

[5]. Elsevier

[6]. Scopus

[7]. Web Of Science (WOS)

[8]. Jorge Hirsch

[9]. Publish or Perish

[10]. Harzing, Anne-Wil

[11]. Research Policy

[12]. Research Evaluation

[13]. Impact factor

[14]. Immediacy index

[15]. Half life

[16]. co-citation threshold

[17]. hot paper

[18]. Daniel and Bryan readability index

[19]. Journal Paper Productivity (JPP)

[20]. Relative Publication Strategy (RPS)

[21]. Relative Subfield Citedness (RSC)

[22]. Highly Cited Paper Productivity (HCPP)

[23].Chemical Abstracts

[24]. MathSciNet

 

 بازگشت به فهرست مقالات ع