Skip Ribbon Commands
Skip to main content
سایت دایره المعارف کتابداری و اطلاع رسانی
    آ         الف       ب       پ       ت       ث       ج       چ       ح       خ       د       ذ       ر       ز       ژ       س       ش       ص       ض       ط       ظ       ع       غ       ف       ق       ک       گ       ل       م       ن       و       ه       ی    

 بازگشت به فهرست مقالات ف

 

فرارسانه. اين اصطلاح برابر نهاده كلمه هايپرمِديا[1] ست. "هايپر" پيشوندي است با ريشه يوناني به معني ماورا، مافوق، و يا فوق‌العاده از لحاظ اندازه يا كيفيت. "مديا" صورت جمع "مديويم" است به معناي ميانجي، واسط، يا چيزي كه از طريق آن چيز ديگري به سرانجام رسد يا انتقال يابد يا حمل شود (:12 ذيل واژه) و منظور از هايپرمديا محمل‌هاي مختلف اطلاعاتي يا به تعبير ديگر رسانه‌هاي صوتي، تصويري، و يا نوشتاري است.

در حوزه رايانه، پيشوند "هايپر" (فرا) اشاره به نوعي پيوند پويا ميان رسانه‌ها دارد. اين پيوند مي‌تواند به يك كلمه، تصوير، قطعه فيلم ويدئويي، يا صوت بُعد تازه‌اي ببخشد (:4 337). بنابراين، وقتي از اصطلاح فرارسانه يا فرامتن سخن به ميان مي‌آيد، منظور نوعي ساختار ارتباطي الكترونيكي ميان مجموعه‌اي از رسانه‌ها يا متون است؛ به‌طوري كه از طريق پيوندهاي از پيش تعريف شده ميان پايگاه‌هاي اطلاعاتي مختلف بتوان از يك پايگاه به اطلاعات پايگاه‌هاي مرتبط ديگر دسترسي پيدا كرد.

تاريخچه. نظام فرارسانه‌اي نيز نظير اغلب مفاهيم و فناوري‌ها، به يكباره در صحنه علوم رايانه ظاهر نشد. از دهه 1960، تلاش‌هاي بسياري براي توصيف و استفاده از فرامتن صورت پذيرفت؛ اما آنچه نظام‌هاي فرارسانه‌اي در انتظار آن به سر مي‌بردند، استفاده از قدرت پردازش بالاي رايانه براي تركيب و ارائه صوت، تصوير، و متن بود كه در سال‌هاي اخير به سرعت رشد و گسترش يافته است.

در 1936، اچ. جي. ولز نويسنده داستان‌هاي تخيلي ـ علمي در سخنراني خود باعنوان "دايره‌المعارف جهاني" به ناتواني بشر در رويارويي منطقي با انبوهي از اطلاعات و در نتيجه عدم‌دسترسي به آثار مورد نياز اشاره كرد. وي براي رفع اين مشكل، تصويري از دايره‌المعارفي جهاني كه دائمآ روزآمد مي‌شود و به راحتي مي‌تواند در هر جا در دسترس قرار گيرد، ارائه نمود. ولز تنها به ضرورت مطلق اين موضوع پرداخت و خود را درگير جزئيات فني چگونگي انجام آن نكرد (:5 ج 49، ص 280).

در 1945 واني وار بوش، مشاورعلمي روزولت رئيس‌جمهور وقت امريكا، مقاله‌اي به‌نام >همان‌گونه كه مي‌انديشيم<[2] نوشت كه اغلب به‌عنوان خاستگاه مفهوم فرامتن و فرارسانه مورد استناد قرار مي‌گيرد. بوش در مقاله خود به مشكلات ناشي از رشد روزافزون اطلاعات و تحقيقات در زمينه‌هاي مختلف و سردرگمي دانش‌پژوهان براي دستيابي به آنها اشاره مي‌كند كه در واقع همان مفهومي است كه نويسندگان معاصر، پس از گذشت حدود 50سال، آن را "انفجار اطلاعات" مي‌نامند. بوش معتقد بود كه استفاده از ماشين، راهي براي دستيابي به توده‌هاي اطلاعاتي در حال افزايش است. بدين ترتيب، او طرحي از يك ماشين به‌نام "ممكس"[3]  ارائه داد تا افراد بتوانند كتاب‌ها، مدارك، و پيام‌هاي خود را در آن ذخيره و به‌صورت ماشيني و با سرعت و انعطاف‌پذيري بالا به آنها رجوع كنند. فرايند برقراري پيوند ميان دو مقوله، موضوع مهمي است كه اساس كار ممكس به‌شمار مي‌آيد (:5 ج 49، ص 281؛ :7 ج 50، ص 230).

مفهوم رويكرد ارتباطي براي بازيابي اطلاعات و به‌خصوص استفاده از نمايه‌سازي همايندي[4]  از مهم‌ترين نظرات بوش در طراحي ممكس به‌شمار مي‌آيد كه امروزه نيز در طراحي نظام‌هاي فرارسانه‌اي يا فرامتني در محيط رايانه‌اي، به آنها توجه ويژه‌اي مي‌شود. به‌هرحال، با چنين انديشه‌هاي خلاقانه‌اي، شگفت‌انگيز نيست كه بوش را پدر فرامتن مي‌دانند. متأسفانه نظرات بوش با فناوري آن زمان همراه نبود و او تصور مي‌كرد دستگاه ريزفيلم مي‌تواند مشكل ذخيره‌سازي و بازيابي رسانه‌هاي مختلف نظير كتاب، نشريات، عكس، يا نمودار را حل نمايد؛ حال آنكه، ممكس نيازمند ابزاري ماوراي ريزفيلم، يعني فناوري رايانه بود (:3 122-123).

يكي ديگر از مراحل تاريخي توسعه مفهوم فرارسانه و فرامتن، در 1965 روي داد. تِد نلسون براي نخستين بار اصطلاح "فرامتن" و "فرارسانه" را به‌كار برد و به فرامتن عنوان "نوشتن غيرترتيبي" اطلاق كرد. يكي از مهم‌ترين فعاليت‌هاي نِلسون در زمينه فرامتن، طرح "زانادو"[5] ست كه هدف آن ايجاد سندي جهاني براي مرتبط ساختن كليه آثار جهان بود. نلسون قصد داشت با طرح خود منابع جهاني را در قالب الكترونيكي ذخيره سازد و بخش‌هايي از آنها را به يكديگر مرتبط كند تا از اين طريق اسناد تركيبي جديدي به‌وجود آورد. نِلسون نخستين كسي بود كه به ارزش فرامتن در فرايند آموزش و يادگيري پي برد (:5 ج 49، ص 281-282؛ :7 ج 50، ص 231-232).

داگلاس انگل بارت، از ديگر محققاني است كه همواره به فكر يافتن روش‌هاي تقويت و افزايش توانايي ذهن انسان بود. وي كه مخترع واژه‌پرداز، پنجره‌هاي صفحه نمايش، و ماوس به شمار مي‌آيد، در اوايل دهه 1960 نخستين نظام فرامتني كاربردي به‌نام ان.ال.اس. (نظام پيوسته)[6]  را در مؤسسه تحقيقاتي استانفورد طراحي كرد (:3 126). نظام فوق امكان برقراري پيوند ميان بخش‌هايي از متون (تا 3000 كلمه)، انتخاب اطلاعات از پايگاه داده‌ها، و مشاهده عيني نتايج انتخاب حاصل از پيوند متون را ميسر مي‌ساخت. در واقع، طرح انگل بارت يكي از نخستين تلاش‌ها براي ايجاد محيطي فرامتني به كمك رايانه محسوب مي‌شود. (:5 ج 49، ص 282).

در 1983، رندال تريگ، نخستين پايان‌نامه دكترا در زمينه فرامتن را با عنوان >رويكرد شبكه‌اي در مديريت متن براي جامعه علمي پيوسته<[7]  در دانشگاه مري‌لند ارائه كرد و در آن  به توصيف نظامي فرامتني به‌نام "تكست نت"[8]  پرداخته است (128:3). بسياري در طول دهه‌هاي گذشته براي توصيف و طراحي نظام‌هاي فرامتني تلاش كردند؛ اما در نهايت در 1987، با معرفي برنامه هايپركارد[9]  از سوي شركت رايانه‌اي اَپل بود كه دانش عمومي درباره فناوري شناخته شده فرارسانه و فرامتن به اوج خود رسيد (:5 ج 49، ص 280).

هايپر كارد، برنامه‌اي براي ايجاد قابليت‌هاي فرارسانه و فرامتن است كه براي رايانه‌هاي اَپل تهيه شده است. اين برنامه در واقع شامل كارت‌هاي الكترونيكي مجزايي است كه مي‌توانند رسانه‌هاي مختلف را دربر گيرند و از طريق پيوندها به يكديگر مرتبط شوند.

ساختار. براي درك بهتر نظام فرارسانه‌اي، ضروري است چهار عنصر اصلي و تشكيل دهنده آن يعني گره[10] ، كليد[11] ، پيوند[12] ، و پرش[13]  توضيح داده شوند.

گره، به مجموعه‌اي از اطلاعات گفته مي‌شود كه دامنه محتواي آن مي‌تواند از يك كلمه تا عكس، فيلم ويدئويي، صوت، و مانند آن گسترده باشد. كليد، به نقطه بازيابي يا آغاز اتصال از يك گره به گره ديگر اطلاق مي‌شود. پيوند، ارتباط ميان گره‌ها را برقرار مي‌سازد. فرايند دسترسي به يك گره جديد از طريق پيوندها را پرش گويند (:5 ج 49، ص 280). يك نظام فرارسانه‌اي در ساده‌ترين شكل خود مي‌تواند داراي دو گره حاوي اطلاعات باشد كه از طريق پيوند واحدي به يكديگر متصل مي‌شوند مانند يك عكس و متني توصيفي درباره آن. در درون متن، كليد واژه‌اي مي‌تواند تعبيه شود تا ارتباط متن را با عكس برقرار كند. پس از انتخاب كليد واژه مي‌توان از طريق پيوند از پيش تعريف شده عكس را بازيابي و مشاهده كرد (شكل 1).

 

 

.............................

.............................

.............................

.............................

 

 

 

........كليدواژه........

.............................

.............................

 

 

 

........كليدواژه........

.............................

.............................

 

 

 

..............كليدواژه...............

.........................................

....كليدواژه.......................

 

 101_1.jpg

شكل 1

طرحي از نظام فرارسانه‌اي با دو گره اطلاعاتي

 

    عكس

 

 

 

 

 

 

كليدواژه 

 

 

 

 

گره اول

 

متن................. 

 

 

پيوند............     پرش

 

 

 

 

    گره دوم

 


 

بين نظام فرارسانه‌اي و فرامتني حداقل از لحاظ مفهومي، تفاوتي وجود ندارد، زيرا هر دو ساختارِ ارتباطيِ يكساني دارند كه در آن مجموعه‌اي از گره‌ها و پيوندها، نظامي از اطلاعات مرتبط با هم را پديد مي‌آورد. گره‌ها در نظام فرامتني تنها حاوي اطلاعات نوشتاري هستند (شكل 2)؛ حال آنكه در فرارسانه، گره‌ها نسبت به فرامتن ماهيت كلي‌تري دارند و علاوه بر متن مي‌توانند محمل‌هاي مختلف اطلاعاتي نظير موسيقي، كلام، عكس، نقشه، فيلم، و جز آن را در بر گيرند (شكل 3).

 

 

 101_2.jpg

 

 

 

شكل 2

 

طرحي از نظام فرامتني با چهار گره حاوي‌متن

متن .......

 

 

 

پيوند............

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

كليدواژه

 

 

 

 

 

 

 

 

    عكس

 

 

   متن

    فيلم

 

 

گره اول

 

 

 

 

 

پيوند...

 

گره دوم

 

 

 

 

 

 

    صوت

 

 

 101_3.jpg

 

شكل 3

طرحي از نظام فرارسانه‌اي: گره اول حاوي متن و گره دوم حاوي متن، عكس، فيلم، و صوت

 

 

به تعبير ديگر، نظام فرارسانه‌اي از اسناد فرامتني خاصي تشكيل شده است كه توانايي ذخيره‌سازي و ارائه صوت و تصوير را نيز دارند (:2 ذيل واژه).

در نظام فرارسانه‌اي يا فرامتني پايگاه اطلاعاتي گره‌ها و پيوندها را "فرامدرك " گويند (:11 ذيل واژه) كه نمونه ساده‌اي از آن را مي‌توان در هر متني كه منبع ديگري را مورد ارجاع قرار داده است (متن و مأخذ) و يا در آن پانويس(ها) به‌كار رفته است (متن و پانويس)، مشاهده كرد. دايره‌المعارف فارسي مصاحب در سطح رسانه چاپي، يك نظام فرامتني را به نحو گسترده به‌كار گرفته است. در اين دايره‌المعارف در متن هر مقاله هر گاه كلمه‌اي آمده باشد كه در دايره‌المعارف مدخل واقع شده باشد، آن كلمه با حروف سياه چاپ شده است.

اما آنچه فرارسانه يا فرامتن را از اسناد كاغذي با پيوندهاي ارجاعي متمايز مي‌سازد، فعال بودن پيوندها و وجود نقاط بازيابي پوياست كه وقتي تحت تأثير قرار مي‌گيرند، اتفاقي روي مي‌دهد. هنگامي كه خواننده پيوندي فرارسانه‌اي را انتخاب مي‌كند، به‌طور خودكار ميان دو گره يا به تعبير ديگر دو پايگاه اطلاعاتي حركت صورت مي‌گيرد (:7 ج 50، ص 226-227).

نظام فرارسانه‌اي يا فرامتني با ايجاد نوعي ارتباط زنجيره‌اي ميان مجموعه‌اي از رسانه‌ها يا متون، به‌گونه‌اي عمل مي‌كند كه از طريق نقاط دستيابي از پيش تعريف شده مي‌توان به اطلاعات موجود در هر يك از حلقه‌هاي زنجير دست يافت. از اين لحاظ بسيار شبيه مغر انسان است؛ زيرا ذهن ما نيز در حين مطالعه يك متن يا تفكر درباره مسئله‌اي، پيوسته از يك مفهوم يا انديشه به مفهوم يا انديشه‌اي ديگر ميل مي‌كند. به زبان ديگر، در واقع در ذهن ما زنجيره‌اي از پايگاه‌هاي اطلاعاتي به گونه‌اي با يكديگر مرتبط شده‌اند كه پيوسته مي‌توان به سهولت از طريق يك نقطه بازيابي در هر پايگاه، وارد پايگاه‌هاي مختلف ديگر شد (:1 44-45).

نظام فرارسانه‌اي از نظر پيوندهاي موجود ميان رسانه‌هاي مختلف، نوعي نظام "چندرسانه‌اي تعاملي" نيز تلقي مي‌شود؛ زيرا در چنين نظامي ارتباط ميان رسانه‌هاي مختلف به‌گونه‌اي است كه به استفاده‌كننده امكان تعامل و جست‌وجوي جهت‌دار را مي‌دهد (:10 228). به عبارت ديگر، فرارسانه، نظام "چند رسانه‌اي شبكه‌اي بزرگي" است كه در آن گره‌هاي اطلاعاتي بسياري به‌كار رفته باشد (:6 4).

نكته مهم در نظام فرارسانه‌اي يا فرامتني اين است كه پيوندهاي الكترونيكي ميان بخش‌هايي از اطلاعات در يك مدرك ماشين‌خوان ايجاد گردد و براي اجراي پرش‌هاي سريع ميان آن قسمت از اطلاعات كه به هم مرتبط شده‌اند، يك رايانه مورد استفاده قرار گيرد. بنابراين، براي تعريف پيوندها هنگام ايجاد مدرك فرارسانه‌اي و همچنين به اجرا درآوردن آنها در هنگام عمل خواندن يا استفاده از آن مدرك، رايانه مورد نياز است. در حقيقت، ماهيت اصلي نظام فرارسانه‌اي يا فرامتني از سرعت بالاي پردازش رايانه به‌منظور ايجاد پيوندهاي پويا ميان پايگاه‌هاي اطلاعاتي مختلف نشأت مي‌گيرد (:5ج 49، ص 278-279). اين پيوندها، ميان مجموعه‌اي از لغات يا اصطلاحاتي برقرار مي‌شوند كه به‌طور منطقي يا بر اساس محتواي متن با يكديگر مرتبط هستند.

كليد واژه‌ها يا نقاط بازيابي معمولا به‌صورت كلمات سياه يا به رنگ‌هاي مختلف ديگري مشخص مي‌گردند تا استفاده‌كننده از طريق انتخاب آنها بتواند به ساير پايگاه‌هاي اطلاعاتي مرتبط دسترسي پيدا كند (:9 ذيل واژه).

برخلاف نظام‌هاي خطي ارائه اطلاعات (نظير كتاب)، فرارسانه با ايجاد پيوندهاي غيرخطي و غيرترتيبي ميان مجموعه‌اي از رسانه‌ها يا متون، بُعد تازه‌اي به عمل خواندن مي‌بخشد؛ به‌طوري كه از مسيرهاي مختلفي مي‌توان به اطلاعات دست يافت و به تعامل با پايگاه‌هاي اطلاعاتي پرداخت. اما وجود پيوندهاي الكترونيكي براي تعريف نظام ارتباطي به عنوان "فرارسانه" كافي نيست. براي مثال، در فايل‌هاي مقلوب كه در اغلب نظام‌هاي مديريت اطلاعات ديده مي‌شوند، براي جست‌وجوي يك واژه مشخص يا مترادف‌هاي آن مجموعه‌اي از پيوندهاي زنجيره‌اي به‌صورت الفبايي به‌كار مي‌روند. اما آنچه فرارسانه يا فرامتن را از نظام‌هاي بازيابي اطلاعات با ساختارهاي "نحوي" متمايز مي‌كند، وجود پيوندهاي مبتني بر اصول "معناشناختي" است. (:7 ج 50، ص 229). عملكرد پيوندها و ساختار بازيابي اطلاعاتي خود مبحثي مهم و پيچيده در طراحي نظام‌هاي فرارسانه‌اي و فرامتني است (:3 144، 173)؛ زيرا نظير شيوه‌هاي نمايه‌سازي اسناد و مدارك، در طراحي نظام‌هاي فرامتني نيز بايد روابط مفهومي ميان گره‌ها در نظر گرفته شود.

كاربرد نظام‌هاي فرارسانه‌اي. به‌طور كلي، نظام‌هاي فرارسانه‌اي به‌دليل توانايي و انعطاف‌پذيري در ايجاد پيوندهاي غيرخطي و غيرترتيبي ميان پايگاه‌هاي اطلاعاتي مختلف حاوي صوت، تصوير، و يا نوشتار هم‌اكنون براي منظورهاي گوناگون نظير درسنامه‌هاي آموزشي، نظام‌هاي اطلاع‌رساني و نمايش الكترونيكي اطلاعات، كتابخانه‌هاي الكترونيكي و موزه‌ها، منابع مرجع چندرسانه‌اي، نرم‌افزارهاي تشخيص پزشكي شبكه جهاني وب، و جز آن به‌كار گرفته مي‌شوند (:1 44).

يكي از كاربردهاي شناخته شده نظام‌هاي فرارسانه‌اي را مي‌توان در دايره‌المعارف‌هاي چند رسانه‌اي نظير >اينكارتا<، >بوك شلف<، و >گرولير<[14] ، مشاهده كرد. قابليت‌هاي فرارسانه‌اي به شما امكان مي‌دهد تا در هنگام مطالعه يك مقاله براي كسب اطلاعات بيشتر درباره يك مكان جغرافيايي، شرح حال شخصيتي خاص، يك واژه يا اصطلاح، و يا رويدادي تاريخي كه در متن مقاله به‌صورت كليدواژه مشخص شده است، تنها با فشار دكمه موشواره (ماوس) بر روي آن، به ترتيب به اطلس جهان، زندگي‌نامه، فرهنگ واژگان، سالنامه، و منابع تكميلي ديگر رجوع كنيد و ضمن مطالعه متن آنها، از تصاوير و قطعات صوتي و ويدئويي مرتبط با موضوع مورد سؤال استفاده كنيد.

مصداق بارز چنين پيوندهاي زنجيره‌اي ميان منابع مرجع را مي‌توان در دايره‌المعارف چندرسانه‌اي >مايكروسافت بوك شِلف< ويرايش 1996-1997 كه حاوي 9 منبع مرجع الكترونيكي است، >دايره‌المعارف مختصر كلمبيا<، >فرهنگ امريكن هريتيج<، >سالنامه جهان و كتاب داده‌ها<، >اصطلاحنامه لغات و جملات زبان انگليسي روژه<، >اطلس مختصر جهان اينكارتا<،> فرهنگ نقل‌قول‌هاي كلمبيا<، >راهنماي شبكه جهاني اينترنت<، >گاهنامه شخصيت‌ها و راهنماي ملي<، دفاتر، و كدهاي پستي جست‌وجو كرد (:8 33).

 

مآخذ :)1 حرّي، عباس. "كاربرد هايپرمديا در اطلاع‌رساني پزشكي". رايانه، 43 (دي 1373): 44-؛46

2) Collin, S. M. H. Dictionary of Cambridge .S.V. "Hypermedia"; 3) Ellis, david. Progress and problems in Information Retrieval. 2nd. ed. London:Library Association, 1996; 4) Hofstetter, Fred. Multimedia Literacy. New York: McGraw-Hill, 1995; 5) Kinnell, Susan.K.; Franklin, Carl. "Hypercard and Hypertext: Technology for the 1990s". Encyclopedia of library and Information Science. Vol.49. PP. 278-295; 6) Maurer, H. "An Overview of Hypermedia Systems". in Virtual Worlds and Multimedia. Edited by Nadis Magnenat; Daniel Thalman. New York: John Wiley and Sons, 1993,PP.1-12; 7) Mcknight, Cliff; Dillon, Andrew and Richardson, John. "Hypermedia". Encyclopedia of library and Information Science. Vol. 50, PP. 226-255; 8) "The Newest Multimedia Encyclopedias are out". Information Today. (Sept. 1996): 33; 9) Sleurink, Hans. The Multimedia Dictionary. S.V. "Bold"; 10) Vaughn, Tay. Multimedia: Making it Work. 2nd. ed. New York: McGraw- Hill, 1994; 11) Watters, Carlyn. Dictionary of Information Science and Technology. S.V. "Hyperdocument"; 12) Webster's Third New International Dictionary of English Language. S.V. "Hyper", "Media".

                كيوان كوشا

 

 


 


 

[1]. Hypermedia

[2]. As We May Think

[3]. Memex

[4]. Association Indexing

[5]. Xanadu

[6]. NLS (On-line System)

[7]. Network Based Approach to Text Handling for the On-lineScientific Community

[8]. Textnet

[9]. Hypercard

[10]. Node

[11]. Button

[12]. Link

[13]. Jump

[14]. Grolier

 بازگشت به فهرست مقالات ف