Skip Ribbon Commands
Skip to main content
سایت دایره المعارف کتابداری و اطلاع رسانی
    آ         الف       ب       پ       ت       ث       ج       چ       ح       خ       د       ذ       ر       ز       ژ       س       ش       ص       ض       ط       ظ       ع       غ       ف       ق       ک       گ       ل       م       ن       و       ه       ی    

 بازگشت به فهرست مقالات ف

 

فرانسه، كتابخانه‌هاي. جمهوري فرانسه در شمال غربي اروپا واقع است. اين كشور از شمال به كانال انگليس، بلژيك، و لوكزامبورگ؛ از شرق به آلمان، سوئيس، و ايتاليا؛ از جنوب به درياي مديترانه و اسپانيا؛ و از غرب به خليج بيسكاي محدود مي‌شود. جمعيت اين كشور(طبق آمار سال )2005 178,656,60 نفر و مساحت آن 500,551 كيلومترمربع است.

تاريخچه.  تاريخ كتابخانه‌هاي فرانسه در سه دوره قابل بررسي است :

الف. قرون ميانه. در فرانسه، مانند ساير كشورهاي اروپايي نخستين كتابخانه‌ها پس از دوران موسوم به "دوران تاريك" در بخشي از صومعه‌ها مستقر بودند و كتاب‌هاي آنها براي كشيشان حفظ مي‌شد. اين كتابخانه‌ها به كارگاه‌هاي استنساخ مربوط بودند. در اين كارگاه‌ها، نسخه‌هاي خطي از ساير صومعه‌ها به امانت گرفته و استنساخ مي‌شدند. تكثير دستي تنها راهي بود كه متون لاتين و يوناني از طريق آن از سده‌هاي كهن به دوران معاصر راه يافت. هنوز هم در دير سيتو (بورگوني) يك كارگاه استنساخ وجود دارد. كتابخانه‌هاي صومعه‌ها مجموعه‌هاي بسيار كوچكي داشتند. براي نمونه در صومعه سن ريكور (سُم)، 300 كتاب موجود بود كه در اتاق‌هاي مجزا يا در طاقچه‌ها، نزديك كارگاه استنساخ نگهداري مي‌شدند. در لوتورنه (وار)، سيلوانه (آورون)، لوكسوي (ووژ)، و سن مارتين دو تور نيز همين وضع حاكم بود.

از سده سيزدهم، گسترش دانشگاه‌ها به ايجاد كتابخانه‌هاي دانشگاهي انجاميد. هر يك از اين كتابخانه‌ها، كتاب‌هاي مقدس متعلق به خود را داشتند. كتاب‌ها روي ميزهاي خطابه نگاهداري و به آنها زنجير مي‌شد. كتابخانه دانشگاه سوربن يكي از بزرگ‌ترين آنها در 1290م.، تعداد 1017 جلد كتاب داشت. كتابخانه شاپته هاوس در لوپويي (ماسيف سنترال)، آخرين نمونه باقي‌مانده از اين نوع كتابخانه‌هاست. در همين زمان كتابخانه‌هاي خصوصي متعددي به‌وسيله پادشاه، شاهزادگان، و ساير نجبا ايجاد شد.

همه پادشاهان فرانسه داراي كتابخانه‌هاي خصوصي بودند و سابقه اين امر به شارلماني مي‌رسيد. براي نمونه از ميان شاهزادگان، كنت انگولم كتابخانه‌اي داشت كه بعدها بخشي از آن به كتابخانه پادشاه منتقل شد.

ب. گابريل نوده* و كتابخانه مازارن. هنگامي كه كاردينال مازارن، جانشين ريشليو، به‌عنوان صدراعظم فرانسه در 1640 وارد پاريس شد، كتابخانه خود را مشتمل بر 5000 جلد كتاب كه در رم گردآوري كرده بود با خود به فرانسه آورد. وي در 1642، هتل توبو را، در نبش خيابان نوو پوتي‌شامپ و خيابان ريشليو، خريد و تصميم گرفت كتابخانه بزرگي در آنجا داير كند. براي انجام اين طرح، گابريل نوده (1600-1653) را كه كتابدار ريشيليو بود، انتخاب كرد.

سرانجام در محل هتل توبو (محل كنوني كتابخانه ملي)، كتابخانه‌اي تأسيس شد كه از 1643 هر پنجشنبه و از 1647 هر روز پذيراي مراجعان بود و روزانه 100 نفر مراجعه كننده داشت. گابريل نوده به سراسر اروپا سفر كرد و براي مجموعه آن كتاب خريد و مازارن چند ساختمان ديگر ساخت تا 000,40 جلد كتاب را كه خود به زيبايي صحافي و آراسته كرده بود در آنها جاي دهد.

طي جنگ فروند (جنگ داخلي 1648-1653)، مجموعه كتابخانه در حراج عمومي به فروش رفت و پراكنده شد. مازارن در 1653 يعني پس از مرگ نوده و بازگشت به فرانسه، به كمك كتابدار جديدش، فرانسوا لاپوتري، كتابخانه خود را بازسازي كرد و براي كتابخانه‌اش مجموعه‌هاي جديدي، از جمله كتابخانه شخصي نوده را خريد. مازارن در 1661 درگذشت، ولي پيش از آن كتابخانه خود را به دانشكده كاتر ناسيون واگذار كرد. اين دانشكده بنابر وصيت او براي دانشجويان چهار ايالت كه توسط فرانسه فتح شده بود، ساخته شد. به اين ترتيب بود كه كتابخانه مازارن شروع به‌كار كرد.

ج. كتابخانه‌هاي عمومي و تأثير انقلاب فرانسه. پيش از 1789 بيشتر كتابخانه‌هاي فرانسه خصوصي بودند. كتابخانه مازارن، كتابخانه سلطنتي، و تعداد اندكي از مجموعه‌هاي سده‌هاي سيزدهم و چهاردهم كه فقط به روي دانش‌پژوهان باز بودند، از اين امر مستثني بود. كتابخانه شهرداري گرنوبل در 1772 و با كمك‌هاي مردم افتتاح شد و تني چند از نجبا كتابخانه‌هاي شخصي خود را به شهرها (از جمله اكسان پروانس و كارپانترا)، يا فرهنگستان‌ها (مانند فرهنگستان بوردو) اهدا كردند.

انقلاب فرانسه موجب تأسيس نخستين شبكه كتابخانه‌هاي عمومي در اين كشور شد. دارايي‌هاي اشراف و كليساها، شامل تعداد زيادي كتابخانه، مصادره شد؛ انقلاب از مجموعه‌هاي پراكنده خصوصي يك موقوفه ملي ساخت. كتابخانه‌هايي كه به اين ترتيب به‌وجود آمد، هسته نظام گسترده كتابخانه‌هاي عمومي را تشكيل داد. در دوم نوامبر 1789 دارايي‌هاي روحانيون در اختيار ملت قرار گرفت و چند ماه بعد دارايي‌هاي افرادي كه از كشور گريخته بودند و كساني كه كميته وحشت آنها را محكوم به مرگ كرده بود، توقيف شد. در گزارشي كه در يازدهم آوريل 1794 به مجلس ارائه شد، پدر گرگوئار اقلام مصادره شده را در حدود 000,000,10 كتاب چاپي و 000,26 نسخه خطي تخمين زد (مقايسه شود با كتابخانه سلطنتي كه 000,300 جلد كتاب داشت).

به منظور آنكه توده اسناد رده‌بندي شود، بايد فهرستي از آنها تهيه مي‌شد. در 1790، لوفور دورمِسون، برنامه فهرستگان ملي را مطرح كرد. به اين ترتيب، هر كتابخانه از موجودي كتابخانه‌هاي ديگر مطلع مي‌شد. اين فهرست روي كارت‌هاي بازي نوشته شد، سپس يك كميته حفاظت، برخي از كتاب‌ها در زمينه الهيات، مذهب، و رياضت را انتخاب كرده و آنها را در معرض فروش قرار داد. كتاب هايي كه در معرض فروش قرار نگرفته بودند در "انبارهاي ادبي" پاريس و ساير شهرها ذخيره و سپس در ميان كتابخانه‌هاي موجود آن زمان تقسيم شدند (سهم كتابخانه ملي از اين غنيمت 000,300 جلد بود). با اين كتاب‌ها، كتابخانه‌هاي جديدي نيز ايجاد شد (از جمله كتابخانه مجمع ملي). بقيه كتاب‌ها به مدارس مركزي واگذار شد كه از 1795 در هر بخش تشكيل شده بود. در 1803 اين مدارس به دبيرستان تبديل شدند و كتاب‌ها به نواحي مختلف داده شد، به شرط آنكه براي نگهداري آنها هزينه شده و كتابخانه‌هاي شهري احداث كنند. اما اهداف مقامات و روش‌هاي آنان با يكديگر در تضاد بود. برنامه انقلاب آن بود كه كتابخانه‌ها "مدارسي براي همه شهروندان" باشد، ولي مجموعه‌هاي مصادره شده از نجبا و كليساها، عمدتآ آثاري در زمينه الهيات، فقه، و ادبيات كهن بود نه آنچه براي تعليم و تربيت عمومي لازم بود. رخوت غالب شد و نظام كتابخانه‌هاي عمومي كه مي‌توانست پا به عرصه وجود بگذارد، به‌وجود نيامد. 100 سال پس از انقلاب كبير، بسياري از كتابخانه‌هاي بزرگ فرانسه هنوز فهرستي از موجودي خود نداشتند. متولّيان آنها بيشتر به تضمين امنيت مجموعه‌هاي خود توجه داشتند تا افزايش آنها يا گشودن كتابخانه‌ها بر روي مردم. اين كتابخانه‌ها براي فراهم‌آوري، خط‌مشي تدوين نكردند تا بتوانند در توده بي‌شمار اسناد، كه مقامات مردمي مسئول آن بودند، توازن ايجاد كنند. تأثير گذشته، چشمگيرترين وجه كتابخانه‌هاي عمومي فرانسه تا سده بيستم ميلادي بود. در عين حال برخي افراد مبتكر تلاش كردند فرهنگ مطالعه را ميان مردم تقويت كنند. برخي كتابفروشان اتاق‌هاي مطالعه ترتيب دادند و كتاب‌ها را در ازاي وجهي به‌صورت سالانه امانت مي‌دادند، و بورژوازي هم كتابخانه‌هاي عمومي را بر روي كارگران گشود تا آنها را از خواندن آثار ضاله بازدارد.

كتابخانه ملي. كتابخانه ملي فرانسه* شاخه‌اي از كتابخانه سلطنتي بود كه تاريخ آن به دوره سلطنت شارل پنجم (1364-1380) باز مي‌گردد.

وي به منظور ارج نهادن به گنجينه نسخ خطي كه از اسلافش در خاندان سلطنتي به ارث برده بود، آن را در لوور جاي داد و دانش پژوهي به‌نام ژيله ماله را براي فهرست كردن آنها استخدام كرد. نخستين فهرست كتابخانه ملي به‌صورت خطي و مورخ 1380 است. اين كتابخانه در قرن پانزدهم رو به زوال نهاد، اما فرانسواي اول (حكومت 1515-)1547 مشتاقانه آن را بازسازي كرد و گيوم بوده را رئيس كتابخانه شاهي ناميد. كتابخانه شاهي در حدود 2000 جلد كتاب داشت كه فقط 200 جلد آن چاپي بود. نيكولاس كلمان در 1684، براي رده‌بندي كتاب‌هاي كتابخانه طرحي ارائه داد كه هنوز هم مورد استفاده است. ژان‌پل بينيون در 1720 مجموعه كتابخانه را به پنج گروه تقسيم كرد: نسخه‌هاي خطي، كتاب‌هاي چاپي، القاب خانوادگي، شجره‌نامه‌ها، و نشان‌ها و سكه‌ها.
وي همچنين درِ كتابخانه پادشاه را بر روي مردم گشود. اين كتابخانه در 1743 در محلي دائمي در خيابان ريشليو مستقر شد. بينيون نخستين فهرست خود را در 1739 منتشر كرد.

كتابخانه شاهي در 1789 داراي 000,300 جلد كتاب بود. دولت انقلابي اين كتابخانه را، كتابخانه ملي ناميد. بودجه اين كتابخانه را وزارت فرهنگ فرانسه تأمين مي‌كند. هدايا، ميراث‌ها، و فروش اسناد نيز پشتوانه مالي اين كتابخانه است. در 1988 فرانسوا ميتران، رئيس‌جمهور وقت، احداث كتابخانه ملي جديدي به‌نام كتابخانه فرانسه[1]  را نويد داد.

 

واسپاري قانوني. سابقه واسپاري قانوني در فرانسه به فرانسيس اول برمي‌گردد. ولي در قانون مونپليه مصوب 28 دسامبر 1537 تصريح كرد يك نسخه از هر كتاب كه در فرانسه منتشر مي‌شود به كتابخانه سلطنتي سپرده شود تا براي دريافت اجازه پادشاه واجد شرايط شود. بنابر قانون مصوب 1943 از هر كتاب بايد دو نسخه واگذار شود. چاپخانه‌ها بايد دو نسخه از هر كتاب به كتابخانه شهرداري در منطقه خودشان بفرستند كه يكي از آنها به كتابخانه ملي سپرده مي‌شود. ناشران هم بايد 4 نسخه از هر كتاب به كتابخانه ملي و يك نسخه به وزارت داخله بسپارند. مقررات واسپاري براي ثبت درست كتاب‌ها در 1963؛ براي مواد ديداري و شنيداري در 1975؛ و براي فيلم‌ها در 1977 به قانون افزوده شد.

اداره مركزي در پاريس. فرانسه همواره كشوري متمركز بوده و نظام كتابخانه آن بازتابي از اين الگوست. در 1945 "اداره كتابخانه‌ها" در وزارت آموزش تشكيل شد. اين اداره بر پايگاه كتابخانه ملي، كتابخانه‌هاي دانشگاهي، بخش‌هاي امانت كتابخانه، و برخي كتابخانه‌هاي عمومي مهم نظارت داشت. اداره كتابخانه‌ها در 1975 و در 1981 و بار ديگر در 1986 تقسيم شد. كتابخانه‌هاي دانشگاهي زير نظر وزارت آموزش، و كتابخانه ملي و كتابخانه‌هاي عمومي زير نظر وزارت فرهنگ قرار گرفتند. واحد مديريت كتاب و مطالعه آن (دي.ال.ال.)[2] ، مسئوليت كتابخانه عمومي اطلاعات (بي.پي.آي.)[3]  واقع در مركز فرهنگي ژرژ پمپيدو*، و تهيه

سياست‌هاي كتابخانه ملي را برعهده دارد. بخش‌ها مسئوليت كتابخانه‌هاي ايالتي را كه كتاب به امانت مي‌دهند برعهده گرفته و كتابخانه‌هاي شهرداري زير نظر نواحي قرار دارد.

مديريت كتاب و مطالعه، براي بعضي از برنامه‌ها كه توسط شهرها و بخش‌ها ارائه مي‌شود، مانند ساختمان‌ها، ماشيني كردن خدمات، و حفظ و نگهداري كتاب‌ها، يارانه مي‌دهد. اين مديريت بر تربيت نيروي كتابخانه نظارت دارد و آمار را حفظ مي‌كند.

تمركززدايي در مورد كتابخانه‌هاي دانشگاهي كمتر است، هر چند كه اين كتابخانه‌ها به نحوي فزاينده تحت نظارت دانشگاه‌هاي خود هستند. براي نمونه، بودجه آنها را بايد شوراي دانشگاه تصويب كند. در وزارت آموزش و پرورش، نايب رئيس كتابخانه‌ها، مسئوليت اداره كتابخانه‌هاي دانشگاهي، تأمين 85 درصد بودجه آنها، انتصاب كاركنان، توسعه برنامه‌هاي مشترك مانند فهرستگان و تعريف خط مشي‌ها را برعهده دارد. اين وزارتخانه همچنين مسئوليت انتصاب كتابداران حرفه‌اي را در برخي مؤسسه‌هاي علمي مانند مدرسه پلي‌تكنيك، رصدخانه پاريس، مؤسسه فرانسه، موزه تاريخ طبيعي، و پرداخت دستمزد آنها را عهده‌دار است. نايب رئيس كتابخانه‌ها هر ماه نشريه‌اي با عنوان >خبرنامه كتابخانه‌هاي فرانسه<[4]  منتشر مي‌كند.

 

تقريبآ همه كاركنان كتابخانه‌هاي دانشگاهي جزء مستخدمان كشوري هستند. دولت مركزي تقريبآ 10 درصد كاركنان كتابخانه‌هاي عمومي را تأمين مي‌كند و مقامات محلي بقيه را. وزارت آموزش، كتابداران و دستياران كتابدار و متصديان قفسه‌ها را از طريق امتحانات رقابتي ملي استخدام مي‌كند و ارزشيابي و ترفيع و انتقال آنها را برعهده دارد. كاركنان خدمات كشوري مي‌توانند بدون آنكه ارشديت خود را از دست بدهند از كتابخانه‌اي به كتابخانه ديگر (عمومي، دانشگاهي، ملي) منتقل شوند.

بازرسان كل به اداره مركزي وابسته هستند. اينان كتابخانه‌ها را در هر رده، اعم از دانشگاهي يا عمومي، بازرسي كرده و كيفيت عملكرد و كارآيي كاركنان آنها را كنترل مي‌كنند. در مورد برنامه‌هاي ساختمان سازي توصيه‌هاي لازم را به مقامات محلي ارائه مي‌دهند و خدمات ديگري نيز دارند.

شوراي عالي كتابخانه‌ها كه مدت‌هاي مديد انتظار ايجاد آن مي‌رفت، سرانجام در 1989 به‌وجود آمد. شوراي عالي در زمينه امور كتابخانه‌ها به‌منظور ايجاد شبكه‌اي توانا از كتابخانه‌ها به دولت مشاوره مي‌دهد؛ مانند ارائه رهنمود براي تهيه فهرستگان ملي، قانون‌هاي مورد نياز كتابخانه‌هاي عمومي، و آموزش. آندره ميكه، رئيس پيشين كتابخانه ملي، نخستين رئيس هيئت مشاوران بود.

كتابخانه‌هاي تخصصي (مراكز اسناد). افزون بر بخش‌هاي علميِ كتابخانه‌هاي دانشگاهي كه كاملا از طرف دولت حمايت مي‌شوند، كتابخانه‌هاي علمي و فني متعددي وجود دارند كه سهم دولت در اداره آنها از صفر تا صددرصد متغير است. برخي از اين كتابخانه‌ها به بخش‌هاي دولتي مانند ارتش (مدرسه پلي‌تكنيك)، وزارت دادگستري، وزارت صنايع (كتابخانه چندرسانه‌اي علم و صنعت[5] )، و وزارت تحقيقات (مؤسسه ملي اطلاع‌رساني علمي و فني[6] ) وابسته هستند. بقيه  

تمامآ خصوصي هستند و به صنايع خصوصي مانند صنعت نفت (الف ـ اكي‌تين[7] ) و فرآورده‌هاي آرايشي (اورئال[8] ) خدمت مي‌كنند. تعداد كمي از اين كتابخانه‌ها از دولت و صنايع خصوصي يارانه دريافت مي‌كنند (مانند كتابخانه‌هاي مؤسسه پاستور يا شركت برق فرانسه). در حدود 000,25 كارمند حرفه‌اي در اين كتابخانه‌ها كه تعداد آنها در حدود 000,10 نفر است، كار مي‌كنند. بيشتر اين كتابخانه‌ها مراكز اسناد ناميده مي‌شوند و تصور مي‌شود اهداف آنها با اهداف كتابخانه‌ها كمي متفاوت است. مثلا كتابخانه‌هاي فرانسه از ديرباز بر حفاظت تأكيد داشته‌اند، در حالي كه مراكز اسناد بر خدمات بهتر به مراجعه‌كنندگان، عمدتآ در عرصه خدمت تأكيد دارند. در دهه 1990 اهداف آنها هر چه بيشتر به هم شبيه شد، اما از لحاظ نيروي انساني تمايز باقي ماند: كتابداران در كتابخانه‌هاي دولتي كار مي‌كنند، در حالي كه متخصصان سندپردازي در بخش خصوصي مشغول به‌كار هستند.

كتابخانه‌هاي مجلس. كتابخانه ملي مجلس فرانسه، كه بنيان آن در 1789 گذاشته شد، نخستين مجموعه كتاب خود را از انبارهاي آثار مصادره شده دريافت كرد. موجودي اين كتابخانه اينك 000,670 جلد كتاب، 1500 عنوان نشريه ادواري، و 1800 نسخه خطي است. اين كتابخانه مورد استفاده اعضاي مجلس ملي و مراجعه‌كنندگاني است كه مجوز استفاده از آن را دارند. در اين كتابخانه، كتابشناسي‌ها و گزارش‌ها بنا به درخواست آماده مي‌شود. استفاده از كتابخانه مجلس سنا مختص اعضاي آن است. اين كتابخانه، مانند كتابخانه مجلس ملي، عمدتآ آثاري در زمينه حقوق، اقتصاد، و تاريخ دارد، اگرچه تعدادي مجموعه‌هاي خاص نيز دارد كه بعدها به اين كتابخانه اهدا شده است. سابقه اين كتابخانه به دوران انقلاب باز مي‌گردد و مجموعه آن شامل 000,500 جلد كتاب و 600 جلد نشريه ادواري است. 

كتابخانه‌هاي دانشگاهي. اين كتابخانه‌ها طبق فرمان 1879 به‌وجود آمدند. به موجب اين فرمان كتابخانه‌هاي دانشكده‌ها و مؤسسه‌ها درهم ادغام شدند. كتابخانه‌هاي دانشگاهي ساختار و قوانين خود را داشتند كه نخستين بار در 1886 و بار ديگر در 1962 تعيين شده بود. تا 1970 هر دانشگاه شامل 4 يا 5 دانشكده بود (دانشكده‌هاي حقوق، علوم انساني، علوم، داروسازي، و پزشكي) و مؤسسات تخصصي (از جمله شيمي و رياضيات) نيز به آنها وابسته بود. در 1970، دانشگاه‌هاي بزرگ پيشين (با 000,30 دانشجو) به دانشگاه‌هاي تخصصي كوچك‌تر تقسيم و در شهرهاي متوسط دانشگاه‌هاي جديدي احداث شد. كتابخانه‌هاي جامع دانشگاهي قبل از آن در 1950-1970 و بعد از احداث تعدادي ساختمان در پرديس‌هاي جديد، مجزا شده بودند. دليل عمده همه اين تغييرات، افزايش تدريجي تعداد دانشجويان از 000,150 نفر در 1950 به 000,300,1 نفر در 1991 بوده است.

در اوايل دهه 1990 براي 73 دانشگاه، 67 كتابخانه دانشگاهي وجود داشت كه 16 واحد آن به دو يا چند دانشگاه در يك شهر خدمات ارائه مي‌دادند. به‌طور كلي اين كتابخانه‌ها به 195 بخش موضوعي تقسيم شدند و 000,65 صندلي داشتند.

سازمان. وزارت آموزش از 1985 در كتابخانه‌هاي دانشگاهي تغييراتي به‌وجود آورد و آنها را به يكي از دو شكل خدمات مشترك سندپردازي (اس.سي.دي.)[9] ، يا خدمات همكاري كتابخانه‌اي بين دانشگاهي (اس.آي.سي.دي.)[10]  تغيير داد.  

كتابخانه‌هاي پيشين مؤسسه‌ها و آزمايشگاه‌ها، كه برخي از آنها هم‌طراز كتابخانه‌هاي دانشگاهي بودند، در دانشگاه خود به يكي از دو شكل فوق وابسته يا در آنها ادغام شدند. به‌اين‌ترتيب، هر دانشگاه مسئوليت سازماندهي و تأمين بودجه همه كتابخانه‌هاي خود را بر عهده دارد. كتابداران حرفه‌اي يا مديران خدمات مشترك سندپردازي، و يا مديران خدمات همكاري كتابخانه‌اي بين دانشگاهي در مقابل رئيس دانشگاه پاسخگو هستند و هيئتي مركب از اعضاي دانشكده، دانشجويان، و كاركنان كتابخانه ايشان را ياري مي‌دهند. از 1962 كتابخانه‌هاي دانشگاهي به دو بخش تقسيم شدند: )1 مجموعه قفسه باز كه طبق نظام رده‌بندي دهدهي جهاني (يو.دي.سي.) سازمان يافته است و در خدمت دانشجويان دوره كارشناسي است؛ 2) مجموعه ويژه دانشجويان دوره‌هاي بعد از كارشناسي و اعضاي هيئت علمي. دو گروه اخير مجازند از هر دو بخش قفسه باز و قفسه بسته استفاده كنند.

ساختمان‌ها. كتابخانه‌هاي دانشگاهي فرانسه از 1950 تا 1975 بسيار گسترش يافت. پرديس‌هاي جديد احداث و 120 ساختمان به وسعت نزديك به 420 هزار متر مربع ساخته شد. اما افزايش گسترده تعداد دانشجويان آن به اندازه‌اي بود كه حتي با كتابخانه‌هاي جديد سرانه فضاي هر دانشجو فقط كمي بيش از 66 درصد مترمربع بود. در 1988 دولت از آندره ميكه خواست تا از وضعيت كتابخانه‌هاي دانشگاهي گزارشي ارائه دهد. وي پيشنهاد كرد كه در حدود 000,418 مترمربع ديگر به فضاي كتابخانه افزوده شود. 9 دانشگاه براي احداث ساختمان‌هاي جديد بودجه دريافت كردند.

كاركنان. در 1991 تعداد كاركنان كتابخانه‌هاي دانشگاهي در مجموع 3583 نفر بود كه از اين تعداد 1520 نفر حرفه‌اي بودند. در 1970 نسبت كاركنان به دانشجويان در ازاي هر 1000 نفر، 75/2 نفر بود. اين امر تا حدي ناشي از ركود اقتصادي سال‌هاي 1973-1988 بود. استخدام كاركنان جديد بار ديگر در 1990 فزوني يافت.

بودجه. بودجه كل كتابخانه‌هاي دانشگاهي فرانسه نيز در دهه‌هاي 1970 و 1980 كاهش و در دهه 1990 بار ديگر افزايش يافت. در 1991 ميزان بودجه تخصيص يافته به كتابخانه‌هاي دانشگاهي، 922 ميليون فرانك فرانسه برآورد شده است. از اين ميزان 786 ميليون فرانك از طرف دولت تأمين شد (467 ميليون فرانك براي حقوق و مزايا و 319 ميليون براي عمليات). ساير منابع درآمد اين كتابخانه‌ها شامل حق عضويت دانشجويان، فروش خدمات و كالا، دريافت هديه، و كمك‌هاي مالي شهرداري‌ها بوده است.

مجموعه‌ها. مجموعه‌هاي كتابخانه‌هاي دانشگاهي از نظر كميّ و كيفي متفاوت هستند. برخي چند ميليون كتاب و كتاب‌هاي چاپي نخستين و نسخه خطي دارند. (اين ميزان در سوربن و نيز در كتابخانه سن ژنوي‌يو[11]  000,000,3 است). در حالي كه كتابخانه‌هاي جديدي چون لوآور، مولوز، و تولون كمتر از 000,100 جلد در مجموعه دارند. اما هيچ‌يك از اين كتابخانه‌هاي دانشگاهي مجموعه‌هاي قديمي و غني كتابخانه‌هاي شهرداري‌هاي دوران انقلاب را ندارند. در ،1991 كتابخانه‌هاي دانشگاهي‌در مجموع 000,500,21 جلد كتاب، 000,350 عنوان نشريه ادواري (000,110 ادواري جاري)، و 000,000,1 ريزفيلم داشتند. افزون بر آن، مجموعه‌هاي كتابخانه‌هاي دانشكده‌ها هم احتمالا 000,000,10 جلد كتاب بوده است. ميزان خريد كتاب در اين كتابخانه‌ها در سال حدود 000,572 جلد است. ميزان كتاب‌هاي امانت داده شده به 000,730 مراجعه كننده، در حدود 000,000,10 جلد و تعداد امانت‌هاي بين كتابخانه‌اي 000,000,1 بوده است.

خودكارسازي. اداره مركزي همواره موافق همكاري و كار شبكه‌اي در ميان كتابخانه‌ها بوده است، اما خودكارسازي در ميان كتابخانه‌هاي دانشگاهي فرانسه با ناكامي‌هايي همراه بوده است. هر كتابخانه دانشگاهي از يك نظام خودكار براي گردش كتاب استفاده مي‌كند. وزارت آموزش، 23 كتابخانه را مركز فراهم‌آوري و اشاعه اطلاع رساني علمي و فني (كاديست)[12] اعلام كرده و به آنها مسئوليت داده است اسناد مربوط به سرتاسر جهان را در يك زمينه خاص گردآوري و آنها را در دسترس ديگران قرار دهند. اين كتابخانه‌ها براي انجام اين كار از بودجه جداگانه‌اي استفاده مي‌كنند. نمونه‌هايي از اين دست عبارتند از: مجموعه شيمي در دانشكده ليون، فيزيك در گرنوبل، الهيات در استراسبورگ، و تاريخ در سوربن.

كتابخانه‌هاي شهرداري. تعداد اين كتابخانه‌ها كه به‌وسيله مناطق شهرداري ايجاد و اداره مي‌شوند، در 1991 بيش از 1600 واحد بود و نسبت به 1980 تقريبآ دو برابر شده است. از 834 شهر با بيش از 000,10 سكنه، همه، به‌جز 100 شهر، كتابخانه‌هاي خاص خود را دارند.

بسياري از كتابخانه‌هاي شهرداري‌ها بنابر فرمان 28 ژانويه 1803 به‌وجود آمده‌اند كه به موجب آن مجموعه‌هاي كتابخانه‌هاي مدارس مركزي به شهرداري‌ها واگذار مي‌شد. دولت مركزي در 1839 نظارت بيشتري بر اين نوع كتابخانه‌ها آغاز و در 1897 قانوني را تصويب كرد كه به موجب آن فروش يا خروج هر نوع كتاب و نسخه خطي متعلق به سال‌هاي پيش از 1789 به مجوز دولت نياز داشت. فرمان 1931 مفهوم كتابخانه‌هاي طبقه‌بندي شده شهرداري[13]  را مطرح كرد. اين كتابخانه‌ها شامل مجموعه‌هاي مهم دولتي بودند كه از مصادره‌هاي دوران انقلاب فرانسه به‌دست آمده بود. 54 كتابخانه از اين نوع در فرانسه وجود دارد. دولت، كتابداران حرفه‌اي را براي اداره اين كتابخانه‌ها منصوب مي‌كند و بودجه‌اي را به آنها تخصيص مي‌دهد. يك كميته در پاتري‌موني مجوز امانت بين كتابخانه‌اي را براي كتاب‌هاي كمياب صادر مي‌كند و در مورد نگهداري كتاب‌ها توصيه‌هايي ارائه مي‌دهد. كاركنان ساير كتابخانه‌هاي شهرداري را شهرداري‌ها منصوب مي‌كنند. بازرسان كتابخانه‌ها از همه كتابخانه‌هاي شهري بازديد و گزارش اين بازديد را به وزارت فرهنگ ارائه مي‌دهند.

پس از جنگ جهاني دوم، بسياري از كتابخانه‌هاي شهرداري‌ها با سرپرستي"مديريت كتابخانه‌ها"، به رياست ژولين كان تغيير سبك قرن نوزدهم را آغاز كردند. اين تغيير پس از 1964 زير نظر اتين دنري شدت گرفت. كتابخانه‌هاي جديد محيط‌هايي هستند با نورپردازي مناسب، چندرسانه‌اي با نظام قفسه باز، داراي بخش‌هاي مخصوص بزرگسالان و كودكان، و رسانه‌هاي مختلف. افزون بر مجموعه‌هاي پژوهشي عمده در مراكز شهري، كتابخانه‌هاي بزرگ قديمي در شهرهاي بزرگ به‌منظور تشويق مردم به مطالعه در مناطق خودشان، كتابخانه‌هاي فرعي و يا كتابخانه‌هاي سيار نيز ايجاد كرده‌اند. بوردو و ليون 14 كتابخانه فرعي، گرنوبل 17، تولوز 21، و پاريس 59 كتابخانه فرعي دارند.

ساختمان‌ها. سطح زيربناي كتابخانه‌هاي شهرداري طي دوره ده ساله 1970 تا 1980 دو برابر، و از 1980 تا 1990 نيز بار ديگر تقريبآ به دو برابر افزايش يافت. امروزه در شهرهاي بوردو، اِكسان پروانس، نانت، و در بسياري از شهرهاي كوچك‌تر ساختمان‌هاي جديد كتابخانه‌ها در اختيار مردم قرار گرفته است. برخي شهرها مانند آوينيون، بووه، شومون، و كولمار ترجيح داده‌اند ساختمان‌هاي قديمي مانند كليساها، صومعه‌ها، يا حتي كاخ‌ها را بازسازي كنند.

شهرداري‌ها حقوق كتابداران را مي‌پردازند. آنها مي‌توانند براي ساختمان (50 درصد)؛ براي فراهم‌آوري مواد خاص و سندپردازي (25 درصد)؛ يا براي عمليات جاري (به شرط آنكه بتوانند براي هر يك از سكنه بيش از 40 فرانك هزينه كنند) از كمك‌هاي وزارت فرهنگ استفاده كنند. تعداد كاركناني كه در اين كتابخانه‌ها به‌كار اشتغال دارند بيش از 600,12 نفر است.

كتابخانه‌هاي شهرداري در فرانسه مجموعه‌هاي چشمگيري از دوران پيش از انقلاب دارند كه شامل 000,126 نسخه خطي و 000,10 جلد كتاب‌هاي چاپي نخستين است. در حال حاضر به مجموعه آنها سالانه 000,000,4 كتاب افزوده مي‌شود. مجموعه كتابخانه‌هاي شهرداري در فرانسه در مجموع 000,000,27 جلد است. كتابخانه‌هاي شهرداري‌هاي اِكسان پروانس، بوردو، كارپانترا، ديژون، گرنوبل، ليون، روئان، تولوز، و تروئا داراي مجموعه‌هايي هستند كه از اهميت ويژه‌اي برخوردار است. در 400 كتابخانه شهرداري خدمات كتابداري به‌صورت خودكار انجام مي‌شود. كتابخانه‌هاي شهرداري در 1989 تقريبآ 111 ميليون كتاب به امانت داده‌اند، يعني به‌طور متوسط هر نفر از سكنه 5/3 كتاب به امانت گرفته است.

پاريس. كتابخانه‌هاي شهرداري در پاريس وضعيت خاصي دارند. اين كتابخانه‌ها كه در 1865، پس از انقلاب ايجاد شده‌اند، مجموعه دولتي ندارند و به رغم آنكه در مركز حكومتي يك دولت متمركز واقع شده‌اند، تحت نظارت دولت نيستند و بودجه آنها را شهر پاريس تأمين مي‌كند و از بودجه كمكي وزارت فرهنگ هم استفاده مي‌كنند. كتابخانه‌هاي فوق 000,250 كتاب براي امانت دادن، 000,500,1 كتاب در مجموعه پژوهشي، و 000,000,2 قطعه عكس و پوستر دارند. تعداد كاركنان اين كتابخانه‌ها 854 نفر است. اداره‌اي به‌نام "اداره كتابخانه"[14]  بر كار آنها نظارت دارد و از طريق آزمون، كارمندان حرفه‌اي را استخدام مي‌كند.

كتابخانه‌هاي پاريس دو گونه‌اند: كتابخانه‌هاي پژوهشي، مانند كتابخانه تاريخي شهر پاريس در هتل لاموئانيون[15] ، يا كتابخانه فورني در هتل دوسن، كه يك كتابخانه تخصصي در زمينه هنر و فنون صنعتي است؛ و كتابخانه‌هاي عمومي متعارف.

از سال 1971، تعداد 52 كتابخانه عمومي در يك شبكه سازماندهي شده‌اند كه شامل يك كتابخانه بزرگ ناحيه‌اي (با 1856 مترمربع زيربنا) در هر يك از نواحي اداري پاريس و كتابخانه‌هاي كوچك‌تري (با 465 مترمربع زيربنا) براي هر 000,350 سكنه است. در 1990، كتابخانه‌هاي پاريس 000,000,8 ماده اطلاع‌رساني را به بيش از 000,270 استفاده‌كننده امانت داده‌اند. يكي از موارد قابل ذكر كتابخانه عمومي اطلاع‌رساني در مركز فرهنگي ژرژ پمپيدو در پاريس است. اين كتابخانه متعلق به شهرداري نيست، بلكه مستقيمآ به مديريت كتاب و مطالعه وابسته است.

كتابخانه منحصر به فرد ديگر "كتابخانه چندرسانه‌اي علم و صنعت" است. اين كتابخانه، بخشي از يك مركز علمي جديد است كه در كشتارگاه سابق پاريس ايجاد شده است. كتابخانه مذكور به‌منظور ترويج علم و فناوري، مجموعه علمي خود را از طريق رسانه‌هاي مختلف در اختيار كودكان و بزرگسالان قرار مي‌دهد. مجموعه اين كتابخانه، برخلاف مجموعه كتابخانه عمومي اطلاع‌رساني، به‌سهولت امانت داده مي‌شود. اين كتابخانه مجموعه بزرگي از فيلم‌هاي علمي و برنامه‌هاي آموزشي رايانه‌اي دارد.

كتابخانه‌هاي اماني ايالتي. از آنجا كه شهرهاي كوچك‌تر از عهده هزينه نگهداري كتابخانه‌ها برنمي‌آيند، دولت در سال 1945 تصميم گرفت در هر يك از بخش‌هاي اداري (كم و بيش معادل بخش) كتابخانه‌هاي مركزي اماني تأسيس كند. هدف از تأسيس اين كتابخانه كه معمولا در شهرهاي مركزيِ هر بخش ايجاد مي‌شد، ارائه خدمات به‌وسيله كتابخانه سيار به نواحيي بود كه كمتر از 000,10 سكنه داشت. برخي از اين كتابخانه‌ها در حال حاضر به‌طور مستقيم از كتابخانه سيار به استفاده‌كنندگان، كتاب امانت مي‌دهند. برخي ديگر، مجموعه‌هايي را فراهم مي‌كنند كه كتابداران محلي (اغلب داوطلبان پاره‌وقت) انتخاب كرده و در نقاط مختلف در همان ناحيه مثل تالار شهر، نگهداري مي‌شود. ساليان دراز مجموعه‌هاي اماني در محل آموزشگاه‌ها نگهداري مي‌شد، اما دي.ال.ال. در 1985 به كتابخانه‌هاي امانت‌دهنده مركزي دستور داد نقاطي را مشخص كنند كه همه اعضاي يك ناحيه بتوانند به سهولت كتاب‌هاي مورد نياز خود را بيابند. هر كتابخانه سيار 300 تا 5000 كتاب را به مركز امانت مي‌برد و سه بار در سال آن را تغيير مي‌دهد. در مراكز فرهنگي و در كارخانه‌ها نيز مخزن كتاب ساخته مي‌شود. كتابخانه‌هاي سيار با مجموعه‌اي شامل 3000 كتاب 4 بار در سال به هر شهر مي‌روند. در 1987، 336 كتابخانه سيار با 1397 كارمند در فرانسه وجود داشت. به‌اين‌ترتيب 000,000,15 كتاب در اختيار استفاده‌كنندگان قرار گرفت و در سال 1987 تعداد دفعات امانت آن به 40 ميليون رسيد.

كتابخانه‌هاي آموزشگاهي. پيش از 1958 در مدارس ابتدايي و در دبيرستان‌ها كتابخانه‌هايي وجود داشت، اما فقط معلمان از آنها استفاده مي‌كردند يا براي كلاس درس از آن استفاده مي‌شد. اين كتابخانه‌ها قديمي بودند و مواد آنها روزآمد نبود. از سال 1958 و عمدتآ از 1968 به بعد، كتابخانه‌هاي معلمان و كلاس‌هاي درس به هم پيوست و براي هر مدرسه واحد بزرگ‌تري فراهم آمد كه از 1974 در دبيرستان‌ها، مراكز سندپردازي و اطلاع‌رساني؛ و در مدارس ابتدايي، كتابخانه مركز اسناد (بي.سي.دي.)[16]  نام گرفت. بودجه اين كتابخانه‌ها به‌وسيله مدارس تأمين مي‌شود و كاركنان آنها را معلماني تشكيل مي‌دهند كه احتمالا دوره‌هاي آشنايي كوتاه‌مدت كار در كتابخانه را گذرانده‌اند. رتبه آنها مانند ساير معلمان است. 7828 دبيرستان فرانسه، 6674 مركز سندپردازي و اطلاع‌رساني دارد.

حرفه كتابداري. در فرانسه، حرفه كتابداري ميان مستخدمان كشوري و متخصصان سندپردازي تقسيم شده است. مستخدمان كشوري (مسئولان مخزن، كتابداران، و كمك كتابداران) از طريق آزمون‌هاي ملي استخدام مي‌شوند و در كتابخانه‌هايي به‌كار گمارده مي‌شوند كه توسط دولت اداره مي‌شود. متخصصان سندپردازي در مؤسسه ملي فنون سندپردازي (آي.ان.تي.دي.)[17]  يا در يكي از چند مدرسه  خصوصي آموزش مي‌بينند. وجود مجامع مختلف كتابداري، حتي اگر در بسياري از طرح‌هاي وابسته با يكديگر همكاري كنند، بازتاب اين تقسيم است.

انجمن‌ها. در فرانسه هفت انجمن كتابداري وجود دارد: 1. انجمن كتابداران فرانسه (اِي.بي.اف.)[18] . اين انجمن در 1906 تأسيس شد، قديمي‌ترين و يكي از بزرگ‌ترين مجامع كتابداري در فرانسه است (2700 عضو شخصي و 422 نهاد). هزينه اين مجمع از حق عضويت و بودجه تخصيصي دولت تأمين مي‌شود. تعريف حرفه كتابداري به معناي بسيار وسيع كلمه؛ كمك به پيشرفت كتابداري از طريق افزايش مطالعات و كنفرانس‌ها و گزارش‌ها؛ و گردآوردن همه علاقه‌مندان به حرفه كتابداري از اهداف اين انجمن است. درهاي آن به روي كتابداران حرفه‌اي و ناشران، كارگزاران كتاب، و سازندگان نرم‌افزار و تجهيزات كتابخانه، و مانند آنها كه به دليل شغلي با كتابخانه سر و كار دارند، باز است.

انجمن كتابداران فرانسه برحسب نوع كتابخانه (ملي، دانشگاهي، عمومي، و تخصصي) به 4 بخش و 17 گروه منطقه‌اي تقسيم مي‌شود كه يكديگر را در كنفرانس‌هاي ملي سالانه ملاقات مي‌كنند. ساختار انجمن در همه سطوح يكسان است. شورا هيئتي را انتخاب مي‌كند و رئيس، دبير كل، چهار معاون، و يك خزانه‌دار برمي‌گزيند.

پيش از آنكه دولت در زمينه كتابداري خدماتي ارائه دهد، انجمن كتابداران فرانسه نقش مهمي در ارتقاي كتابخانه‌ها داشت. منابع ناكافي انجمن كتابداران اجازه فعاليت‌هاي گسترده در سطح ملي را به آن نمي‌دهد، اما گروه‌هاي منطقه‌اي بسيار فعال هستند. آنها كنفرانس‌ها، ديدار از كتابخانه‌ها، و دوره‌هاي آموزشي را سازماندهي كرده و همكاري ميان اعضا را تشويق مي‌نمايند. انجمن كتابداران در سطح ملي، گروه‌هاي كاري را ــ بر اساس نوع فعاليت آنها ــ (مانند آموزش، خودكار كردن، حفظ مواد) سازماندهي مي‌كند، اما فعاليت عمده آن برگزاري كنگره سالانه در يك موضوع (مانند نگرش عموم درباره كتابخانه‌ها يا تمركززدايي) است. انجمن كتابداران، براي كتابدارانِ كتابخانه‌هاي عمومي كوچك، دوره‌هاي آموزشي برگزار مي‌كند و به آنان مدرك مي‌دهد. >دستنامه كتابداري< اين انجمن نخستين بار در 1966 منتشر شد و هر 4 يا 5 سال روزآمد مي‌شود. اين مجمع فصلنامه‌اي با عنوان >خبرنامه اطلاع‌رساني انجمن كتابداري فرانسه<[19]  و نشريه غيررسميِ >يادداشت اطلاع‌رساني<[20]  را منتشر مي‌كند.

2. انجمن متخصصان سندپردازي و كتابداران تخصصي[21] . اين انجمن در 1963 تأسيس شد تا متخصصان اطلاع‌رساني و سندپردازي را گرد هم جمع كند. در 1990، انجمن مذكور تقريبآ 4600 نفر عضو داشت كه عمدتآ از مراكز خصوصي سندپردازي بودند. بودجه انجمن از حق عضويت اعضا، كمك‌هاي مالي، و درآمد دوره‌هاي آموزشي تأمين مي‌شود. متخصصان سندپردازي بر اساس موضوع (مانند الكترونيك يا حمل و نقل) در قالب بخش‌هايي در هفت گروه منطقه‌اي سازماندهي شده‌اند؛ يك شورا نيز هيئتي را بر مي‌گزيند كه رئيس، دو معاون، دبير كل، و خزانه‌دار را شامل مي‌شوند.

فعاليت‌هاي انجمن بر گسترش اطلاع‌رساني الكترونيك متمركز است و از طريق ديدارها، ميزگردها، سمينارها، و برگزاري يك كنگره دو سالانه ملي، اطلاعات را منتقل مي‌كند. يكي از فعاليت‌هاي عمده اين مجمع، آموزش به اعضايي است كه در شركت‌هاي خصوصي كار مي‌كنند و به دوره‌هاي تخصصي نياز دارند تا مهارت‌هاي خود را ارتقا دهند. اين تنها انجمن كتابداري است كه دوره‌هاي يك يا دو هفته‌اي برگزار مي‌كند.

انجمن، خبرنامه‌اي به‌صورت فصلنامه با عنوان >متخصصان سندپردازي< و يك اطلاع‌رساني يك برگي ماهانه و يك رشته تك نگاشت منتشر مي‌كند.

3. انجمن مدرسه ملي كتابخانه‌ها[22]. اين مجمع كه در 1967 تأسيس شد، همان‌گونه كه از نامش پيداست از فارغ‌التحصيلان مدرسه ملي براي كتابداران در ليون تشكيل شده است. اين مجمع در 1990، پانصد عضو داشت. حق‌عضويت و بودجه‌هاي اعطايي، منابع مالي اين مجمع را تشكيل مي‌دهد. مجمع مذكور به همه فعاليت‌هاي كتابخانه، به‌ويژه آموزش كتابداري مي‌پردازد. هدف آن ارتقاي مدرسه كتابداري و وضعيت كتابداران خدمات كشوري است؛ يك نشريه داخلي باعنوان> يادداشت اطلاع‌رساني <منتشر مي‌كند و از پايه‌گذاران انتشارات مدرسه ملي كتابخانه‌هاست كه در زمينه كتابداري حرفه‌اي انتشاراتي دارد؛ سمينار و جلسات سالانه نيز برگزار مي‌كند.

4. مجمع فارغ‌التحصيلان مدرسه كتابداري و متخصصان سندپردازي[23] . اين مجمع در 1936 تشكيل شد و اعضاي آن را  فارغ‌التحصيلان مدرسه كتابداري دانشگاه كاتوليك پاريس تشكيل مي‌دهند. مجمع ياد شده در 1990، پانصد نفر عضو داشت. حق عضويت آنان از منابع اصلي بودجه اين انجمن است. انجمن، استخدام فارغ‌التحصيلان جديد مدرسه را در بخش خصوصي تسهيل مي‌كند و در سال دو خبرنامه منتشر مي‌كند.

5. فدراسيون انجمن‌هاي كتابداران سندپردازي در مدارس عمومي. اين مجمع به‌منظور گردآوردن كتابداران آموزشگاهي در مراكز سندپردازي و اطلاع‌رساني و كتابخانه مركزي متخصصان سندپردازي تأسيس شد و  تا سال 1990 تعداد اعضاي آن 1500 نفر بودند.

6. انجمن مديران كتابخانه‌هاي دانشگاهي[24] . اين مجمع در 1971 تأسيس شد تا به مشكلات خاص سازمان و مديريت كتابخانه‌هاي دانشگاهي بپردازد، خط مشي‌ها و شيوه‌هاي فني را هماهنگ سازد، و با مراجع ذيصلاح سروكار داشته باشد. انجمن 100 عضو دارد و حق عضويت اعضا منبع درآمد آن است. انجمن نشست سالانه دارد و هيئت مديره با نمايندگان دولت جلساتي برگزار و درباره مشكلات بحث مي‌كنند.

7. انجمن مديران كتابخانه‌هاي اماني مركزي[25] . اين مجمع در حدود 60 عضو دارد كه همه آنها مديران كتابخانه‌هاي اماني استان‌ها هستند كه به دليل تمركززدايي، ترجيح مي‌دهند تجاربشان را با يكديگر در ميان بگذارند و استانداردهاي كارشان را بهبود بخشند.

آموزش كتابداري. آموزش كتابداري در فرانسه سه رده كتابداران حرفه‌اي در اين كشور تربيت مي‌كند: 1) مستخدمان كشوري كه بيشتر در كتابخانه‌هاي مورد حمايت دولت كار مي‌كنند؛ 2) مستخدمان كشوري در نهادهاي ملي و منطقه‌اي؛ و 3) متخصصان سندپردازي كه در مراكز سندپردازي خصوصي يا نيمه خصوصي كار مي‌كنند. همه اين رده‌ها آموزش خاص خود را دارند. البته برخي از آموزش‌ها مشترك است.

مدرسه ملي علوم اطلاع‌رساني و كتابداري. اين مدرسه در ليون مستخدمان كشوري را براي شغلِ مسئول مخزن آماده مي‌كند. مدرسه ياد شده تا 1991 مدرسه ملي كتابداري نام داشت و نهادي عمومي است كه مرتبه دانشگاه را دارد و وزارت آموزش آن را حمايت مي‌كند. اين مدرسه در سطح استادي، با همكاري دانشگاه ليون مي‌تواند به فارغ‌التحصيلانش درجه دكترا بدهد. مدرسه ملي علوم
اطلاع‌رساني و كتابداري دو نوع دانشجو دارد: دانشجوياني كه در امتحان ورودي شركت مي‌كنند و در طول تحصيل از بورس برخوردار مي‌شوند و بعد به سلك مستخدمان كشوري در مي‌آيند؛ و دسته دوم دانش‌آموختگان وابسته هستند كه بورس نمي‌گيرند و در سلك مستخدمان كشوري در نمي‌آيند و پس از گرفتن مدرك هيچ تضمين شغلي ندارند. از 1991 طول اين دوره 18 ماه همراه با كارآموزي در كتابخانه است. هر نامزدِ شغل كتابداري مقاله‌اي براي تكميل دوره ارائه مي‌دهد.

برخي مسئولان مخزن، دانش آموخته مدرسه چارت هستند كه مدرسه‌اي براي تاريخ‌نگاران و متخصصان بايگاني است. اين مدرسه در سوربن است و دانش‌آموختگان دبيرستان پس از موفقيت در آزمون ورودي، دوره سه ساله‌اي در زمينه‌هاي تاريخ، زبان لاتين، و كتيبه‌شناسي طي مي‌كنند.

مقامات محلي براي كتابخانه‌هاي شهر يا بخش به‌دنبال كتابداراني هستند كه گواهي صلاحيت احراز شغل كتابداري را داشته باشند. مدرسه فوق اين برنامه را سازماندهي مي‌كند، اما كلاس‌هاي آموزشي براي دارندگان مدرك ديپلم در 12 مركز در دانشگاه‌ها براي متقاضيان برگزار مي‌شود.

در اين دوره سه ساله متخصصان حرفه‌اي براي كتابخانه‌هاي عمومي و مراكز سندپردازي خصوصي تربيت مي‌شوند. پس از ايجاد تغييراتي در وضعيت شغلي مستخدمان كشوري، داشتن گواهي صلاحيت احراز شغل كتابداري براي تجديدنظر لازم است.

چند مدرسه مختلف، متخصصان سندپردازي را براي كار خود تربيت مي‌كنند. دو مدرسه عمده در اين زمينه عبارتند از: "موسسه ملي فنون سندپردازي" كه بخشي از مدرسه ملي هنرها و حرفه‌هاست؛ و "دانشگاه كاتوليك پاريس". مؤسسه ملي فنون سندپردازي دوره دو ساله‌اي را در زمينه سندپردازي و بازيابي اطلاعات مربوط به مراكز سندپردازي صنعتي برگزار مي‌كند. دانشگاه كاتوليك نيز يك مدرسه كتابداري با سطوح مختلف آموزشي دارد، از جمله دوره شبانه كه افرادي را براي كار در كتابخانه‌ها و مراكز سندپردازي خصوصي آماده مي‌كند. هر ساله در حدود 1200نفر از اين مدرسه فارغ‌التحصيل مي‌شوند.

بسياري از دانشگاه‌ها دوره‌هايي در زمينه سندپردازي و علوم اطلاع‌رساني ارائه مي‌دهند (اما نه در زمينه كتابداري) و
كار خود را از نيمه دهه 1970 آغاز كرده‌اند. در سطح پايين‌تر، "مؤسسه دانشگاهي فناوري" دوره دوساله‌اي در زمينه سندپردازي ارائه مي‌دهد كه معمولا با ارتباطات وابسته است. در سطح بالاتر، برخي دانشگاه‌ها مانند ليون، پاريس، گرنوبل، و ليل در زمينه سندپردازي و علوم اطلاع‌رساني به دانش‌آموختگان خود مدرك كارشناسي ارشد اعطا مي‌كند. "بنياد ملي علوم سياسي" همين ساختار را دارد و همين مدرك را در زمينه سندپردازي مي‌دهد.

 

مآخذ :

1) Association des Bibliothecaires Francais. Le Metier de Bibliothecaire, 1988; 2) Barnett, Graham Keith. Histoire des Bibliotheques Publiques, 1987; 3) Masson, Andre; Pallier, Denis. Les Bibliotheques, 1982; 4) Miquel, Andre. Les Bibliotheques Universitaires: rapport au Ministre d'Etat Ministre de l'Education Nationale, 1989; 5) Vernet, AndrÅ and [et.al]. Histoire des Bibliotheques Francaises. 3 vol, 1988.               

مارك شووينگ[26]  (WELIS)

 

                ترجمه فرشته ناصري

 

 

فراهم‌آوري  ßمديريت مجموعه

 

[1].  Bibliotheque de France

[2]. Direction da Livre et de la Lecture (DLL)

[3]. Bibliotheque Pubique d'Information (BPI)

[4]. Bulletin des Bibliotheques de France 

[5]. Mediatheque de la Villette  

[6]. Institut Nationale de L'Information Scientifique etTechnique

[7]. Elf - Aquitaine

[8]. O'real

[9]. Services Commune de la Documentation (SCD)

[10].Services InterÅtablissements de Cooperation Documentaire(SICD)

[11]. Sainte Genevieve 

[12]. Centres d'sAcquisition et de Diffusion de L'InformationScientifique Technique (CADIST)

[13]. Bibliotheques Municipales Classes

[14]. Library Bureau 

[15]. Lamoignon

[16]. BibliothÉque Centre Documentaire (BCD)

[17]. Institut Nationale des Techniques de la Documentation(INTD)

[18]. Association des BibliothÉcaires Francais (ABF)

[19]. Bulletin d¨Information de l'ABF

[20]. Note d'Information

[21]. Association of Documentalists and Special Librarians

[22]. Association of National School for Libraries

[23]. Association of Graduates of the School of librarians andDocumentalists

[24]. Association of Directors of University Libraries

[25]. Association of Directors of Central Lending Libraries

[26]. Marc Chauveinc

 

 

 بازگشت به فهرست مقالات ف