Skip Ribbon Commands
Skip to main content
سایت دایره المعارف کتابداری و اطلاع رسانی
    آ         الف       ب       پ       ت       ث       ج       چ       ح       خ       د       ذ       ر       ز       ژ       س       ش       ص       ض       ط       ظ       ع       غ       ف       ق       ک       گ       ل       م       ن       و       ه       ی    

بازگشت به فهرست مقالات ف

 

فرهنگ‌هاي اُردو. فرهنگ‌هاي اردو شامل دو نوع فرهنگ‌هاي دو زبانه و فرهنگ‌هاي اردو به اردو هستند. نخستين فرهنگ‌هاي اردو واژه‌نامه‌هاي منظوم چند زبانه بوده‌اند كه به آنها "نصاب" مي‌گويند. كهن‌ترين واژه‌نامه منظوم اردو - فارسي سروده ضياءالدين خسرو به سال 1031ق. است و خالق‌باري (دهلي، 1944) نام دارد. چندين واژه‌نامه منظوم به تقليد از خالق‌باري سروده شده كه هدف آنها آموزش زبان فارسي به مبتديان و كودكان از راه زبان اُردو بوده است. به‌دليل تفاوت در هدف و شيوه، و نيز به‌واسطه محدود بودن لغات نمي‌توان بر اين‌گونه نصاب‌ها نام "فرهنگ" نهاد. فرهنگ‌هاي دو زبانه واقعي بيشتر اردو به فارسي يا اردو به انگليسي است كه در سده‌هاي 11-12ق. نگاشته شده است.

نخستين فرهنگ‌هاي اردو به فارسي را دانشمندان هندي در روزگار اورنگ زيب بابري، امپراتور هند، تأليف كرده‌اند. ميرزاخان بن فخرالدين محمد (1027-1118ق.)، خاتمه كتاب تحفه‌الهند (دهلي، )1983 را به "علم لغت اهل هند" اختصاص داده است كه در واقع فرهنگ اردو به فارسي است. عبدالواسع هانسوي، نخستين فرهنگ مستقل اردو به فارسي را به‌نام غرايب‌اللغات (كراچي، 1951) نگاشته است. سراج‌الدين علي خان آرزو (1101-1169ق.)، در 1156ق. به رفع اشتباهات غرايب‌اللغات پرداخت و با افزودن پاره‌اي لغات بر آن، فرهنگ نوادرالالفاظ (كراچي، 1951) را نگاشت كه آن نيز فرهنگ اردو به فارسي است. به‌تدريج، به تقليد و يا با استفاده از غرايب‌اللغات چندين فرهنگ اردو به فارسي تأليف شد. از جمله :كمال عترت، تأليف محمد بن ميرعبدالله شاه نعمت‌اللهي متخلص به عترت، نگاشته در 1161 يا 1189ق. (خطي، كتابخانه نوشاهيه، اسلام‌آباد، شماره 73)؛ و نفايس‌اللغات (كان‌پور، 1869)، تأليف اوحدالدين بلگرامي نگاشته در رجب 1253. علت اصلي نگارش فرهنگ‌هاي ابتدايي اردو به زبان فارسي، اين است كه زبان علمي و فرهنگي شبه قاره در قرن‌هاي 12-13ق. فارسي بوده است.

فرهنگ‌هاي اردو به انگليسي يا بالعكس را بيشتر اروپايي‌ها، مخصوصآ انگليسي‌هاي مقيم شبه قاره، تأليف كرده‌اند. جي. فرگوسن >فرهنگ زبان هندوستاني<[1]  (لندن، 1773) را تأليف كرد كه منظور از هندوستاني همان اردوست كه يكي از نام‌هاي قديم اين زبان است.

جوزف تيلر،>فرهنگ: هندوستاني و انگليسي <(كلكته، 1808) را نگاشت و ويليام هانتر آن را طبع كرد. جان شكسپير بر اساس كار تيلر، >فرهنگ هندوستاني و انگليسي< (لندن، 1817، چاپ اول؛ 1849، چاپ چهارم با اضافات) را تأليف كرد كه يكي از جامع‌ترين و دقيق‌ترين فرهنگ‌هاي عصر خود بود. اس. دبليو. فلن در>فرهنگ جديد هندوستاني - انگليسي< (بنارس، 1879)، بيشتر به كلمات ترانه‌هاي فولكلور، ضرب‌المثل‌ها، محاورات روزمره، و اشعار استناد كرده است و به لغات ادبي كمتر اعتنا داشته است. بعد از او جان تي. پِلَتس >فرهنگ اردو، هندي كلاسيك و انگليسي<[2]  (لندن، ،1884 چاپ اول) را نگاشت كه در آن به اشتقاقات اكثر لغات نيز اشاره و معاني و مفاهيم را با تفصيل بيان كرده است. علاوه بر مؤلفان اروپايي، هندي‌ها نيز فرهنگ‌هاي اردو به انگليسي يا بالعكس را تأليف كرده‌اند؛ از جمله >فرهنگ دستي اردو به انگليسي<[3]  تأليف اس. سنگاگي راو (مدراس، 1899) كه بر اساس فرهنگ شكسپير و با احتياط تدوين شده است.

دوره دوم فرهنگ‌نويسي اردو، يعني فرهنگ‌هاي اردو به اردو، در اواخر قرن 19م. آغاز شد. احمد دهلوي (-1918   )؛ نخستين فرهنگ جامع و مفيد را به‌نام فرهنگ آصفيه (دهلي، 1918، چاپ دوم) در حدود 1888 در 4 جلد نگاشت. مؤلف در اين فرهنگ به گردآوري لغات و محاورات عاميانه هم توجه داشته است. اميراحمد اميرمينايي (1829-1900)، اميراللغات (آگره، 1891-1892) را در 8 جلد تأليف كرد. او به اعراب‌گذاري روي الفاظ و صحت املا و تأنيث و تذكير لغات توجه داشته و براي هر لغت يا محاوره چندين شاهد منظوم آورده است. از اين اثر فقط دو جلد (حرف الف) به چاپ رسيده است. نورالحسن‌نير كاكوروي (1865-1936)، تحت‌تأثير اميراللغات، فرهنگي به‌نام نوراللغات (لكهنو، 1924-1931) در 4 جلد نگاشت كه در آن لغات با تلفظ و اعراب و اصل آنها ضبط شده است.

در قرن 20م.، فرهنگ‌نويسي اردو در سطحي گسترده‌تر و با ديدهاي نوين انجام يافته است. عزيزاللغات (چاپ الله‌آباد) تأليف ميرزامحمد هادي عزيز لكهنوي؛ و لغات اردو (لكهنو، 1924) تأليف خواجه عبدالرؤف عشرت لكهنوي در 4 جلد و جامع‌اللغات (لاهور، 1932-1935) تأليف خواجه‌المجيد لاهوري در 4 جلد، سه فرهنگ مهم نيمه اول قرن 20 است. جامع‌اللغات از لحاظ اشتمال واژه‌ها (اردو، هندي، سانسكريت، عربي، فارسي) فرهنگ حجيمي است، اما مؤلف درباره ريشه لغات تحقيقي نكرده و مورد استعمال الفاظ و محاورات را نيز نگفته، يعني شواهد را ارائه نداده است. در نيمه دوم قرن 20 علاوه بر فرهنگ‌هاي متعدد كوتاه و تخصصي، دو فرهنگ مبسوط گردآوري شده است. سيدمحمد ميرزا مهذب لكهنوي (1906-1985)، مهذب اللغات (لكهنو، 1958-1989) را در 14 جلد تأليف كرده است. مؤلف در بيان معاني هر يك از كلمات و محاورات شواهد شعري را آورده است و فقط زبان لكهنو را - كه يكي از مكتب‌هاي مهم زبان و ادب اردو بوده - سند دانسته است و در بسياري موارد حتي نظر خود را به‌عنوان "قول فيصل" بر ديگران ترجيح داده است. اما او در اين فرهنگ ريشه كلمات را نشكافته است.

ديگر فرهنگ مبسوط و تحقيقي اردو لغت است كه توسط هيئت فرهنگ اردو[4] ، كه سازماني رسمي در پاكستان است، و به‌صورت يك فرهنگ تاريخي در 20 جلد ترتيب داده شده است. اين فرهنگ به تقليد از >فرهنگ انگليسي آكسفورد< تدوين شده است: نخست تلفظ هر كلمه از طريق اعراب آمده، سپس موقعيت دستوري كلمه مشخص گرديده، و بعد مفهوم آن بيان شده، و در آخر از متون كهن خطي و چاپي نثر و نظم اردو نظاير و شواهدي ارائه شده است (طبع كراچي، 1977).

مولوي عبدالحق كه در لغت‌شناسي اشراف داشته است، لغت كبير اردو (طبع كراچي، ج 1 و 2، 1973؛ 1977 تا حرف الف) را تا حرف "ه" تأليف كرد كه پس از درگذشتش كار تدوين آن ناتمام ماند. اين فرهنگ شامل الفاظ و محاوراتي است كه مؤلف در آن به تلفظ الفاظ مهم اهتمام ورزيده و به متون نثر و نظم استناد كرده است (1). اداره ترقي اردو[5] ، در 1972 طرح تدوين فرهنگ جامع اردو لغت را زيرنظر پنج نفر هندي در 5 جلد شروع كرد، اما تاكنون فقط جلد سوم (حرف د - ع) تكميل شده است. از ميان فرهنگ‌هاي تك جلدي كه با رويكرد علمي تأليف شده رئيس‌اللغات (لاهور، 1995) تأليف پيرغلام دستگير نامي؛ نسيم‌اللغات (لاهور، 1955، چاپ اول) تأليف نسيم امروهوي؛ و علمي اردو لغت (لاهور، 1979، چاپ دوم) تأليف وارث سرهندي قابل ذكر هستند.

علاوه بر فرهنگ‌هاي عمومي اردو به اردو چندين فرهنگنامه تخصصي نيز تأليف شده است، از جمله: الف. فرهنگ‌هاي دو يا چند زبانه. فرهنگ‌هاي متعدد ديگري نيز از ساير زبان‌ها به اردو يا بالعكس نوشته شده است. بيشترين تعداد مربوط به فرهنگ‌هاي انگليسي به اردوست كه مؤلفان اروپايي تأليف كرده‌اند (Ñ ابتداي مقاله). مولوي عبدالحق چندين فرهنگ انگليسي به اردو براي استفاده‌كنندگان در سطح‌هاي مختلف تأليف كرده است. از جمله >فرهنگ استاندارد انگليسي - اردو<[6]  (اورنگ‌آباد، 1937، چاپ اول؛ كراچي، 1981، چاپ سوم) براي عموم استفاده‌كنندگان و گزيده آن به‌نام >فرهنگ استاندارد دانشجويان<[7]  (كراچي، 1974، چاپ دهم). تازه‌ترين و علمي‌ترين كوشش فرهنگ‌نويسي انگليسي به اردو را جميل جالبي انجام داده است. كتاب او قومي انگريزي اردو لغت (اسلام‌آباد، ،1997 چاپ سوم) در 2356 صفحه و مشتمل بر واژه‌هاي ادبي و علمي و فني است. به دليل سابقه طولاني زبان و ادب فارسي در شبه قاره، تعداد معتنابهي فرهنگ‌هاي فارسي به اردو نيز تهيه شده است. از ميان فرهنگ‌هاي معتبر مي‌توان آصف‌اللغات (حيدرآباد دكن، 1323-1340ق.، ج 1 تا 17، تا حرف جرار) تأليف احمد عبدالعزيز نايطي؛ و فرهنگ جامع (اسلام‌آباد، 1994)، فارسي به انگليسي و اردو، تأليف سيدعليرضا نقوي را نام برد. محمدحسن الاعظمي سه فرهنگ عربي به اردو و بالعكس تأليف كرده است كه يكي از آنها المعجم الاعظم (حيدرآباد دكن، 1966، جلد اول؛ كراچي، 1954، جلد 2 تا 5)، يك فرهنگ عربي به اردوست كه در 5 جلد و 3460 صفحه طبع شده است. قابل ذكر است كه المنجد (كراچي، 1960، چاپ اول) نيز به اردو ترجمه و طبع گرديده است. علاوه بر اينها، فرهنگ‌هاي زبان‌هاي مهم دنيا به اُردو تأليف و چاپ شده است، مثل فرانسه، آلماني، و روسي. فرهنگ‌هاي اردو به زبان‌هاي محلي پاكستان (پنجابي، بلوچي، سندي، و پشتو) نيز تهيه و طبع شده است.

ب. فرهنگ‌هاي موضوعي. >لغات القرآن< (لاهور، 1960-1961) تأليف غلام‌احمد پرويز (1985-       ) فرهنگ دايره‌المعارفي قرآن مجيد است كه در 4 جلد گرد آمده است. انواراللغت ملقب به وحيداللغات (بنگلور، 1324ق.) تأليف وحيدالزمان حيدرآبادي، فرهنگنامه مبسوط لغات كتاب‌هاي حديث عامه و شيعه است كه در 28 جلد تدوين شده است. لغات‌الخواتين (لاهور، 1907)، تأليف امجدعلي اشهري؛ لغات‌النساء (لاهور، 1917)، تأليف سيداحمد دهلوي؛ و محاورات نسوان (لاهور، 1936) تأليف ضيا وزيربيگم فرهنگ‌هاي زبان محاوره زنان اردو زبان هستند.

ج. فرهنگ‌هاي مترادفات. >اردو تزاروس<[8]  تأليف رفيق خاور (اسلام‌آباد، 1994) در نوع خود نخستين فرهنگ اردوست كه در آن به پيروي از فرهنگ پيتر مارك راجت (1774-1869)، الفاظ هم‌معني، هم‌جنس، مترادف، و متضاد يكجا و زير يك عنوان گرد آمده است.

د. فرهنگ‌هاي اصطلاحات. درگذشته، "جامعه عثمانيه" در حيدرآباد دكن، و "مقتدره قومي زبان" در اسلام‌آباد در حال حاضر، براي بسياري از رشته‌ها، اصطلاحاتي وضع و فرهنگنامه‌هاي گوناگون تدوين و طبع كرده است. مانند فرهنگ اصطلاحات جامعه عثمانيه تأليف جميل جالبي (اسلام‌آباد،1191-1993،2ج)؛ فرهنگ اصطلاحات كتب‌خانه تأليف زين صديقي (اسلام‌آباد)؛ اصطلاحات فنون طباعت و ترسيم تأليف محمود الرحمان (اسلام آباد)؛ كشاف اصطلاحات كتب خانه تأليف محمودالحسن و زمرد محمود (اسلام‌آباد، 1985)؛ و اسلامي فن تجليد (اصطلاحات) تأليف رفعت گل (اسلام‌آباد).

بررسي و نقد فرهنگ‌هاي زبان اردو. جعفرعلي خان اثر لكهنوي در فرهنگ اثر (لكهنو، 1961)، دو فرهنگنامه سرمايه زبان اردو تأليف جلال لكهنوي، و نوراللغات تأليف نيّر كاكوروي را نقد كرده است. جابرعلي سيد (-1985    )، با نگارش كتاب كتب لغت كا تحقيقي و لساني جائزه (بررسي تحقيقي و زبانشناختي كتب فرهنگ)، نقد علمي فرهنگ‌هاي معروف و معتبر را آغاز كرد. جلد اول اين كتاب كه بررسي انتقادي فرهنگ پلتس و فرهنگ آصفيه است به كوشش وارث سرهندي چاپ شده است (اسلام‌آباد، 1989، چاپ دوم). بعد از وفات مؤلف، خود وارث سرهندي (1991-   ) اين بررسي را ادامه داد و در 4 جلد ديگر با همان عنوان (اسلام‌آباد ،1986 ج 2؛ 1987، ج 4؛ 1987، ج 6؛ 1995، ج 7)، فرهنگِ فيلن، جامع‌اللغات، فرهنگِ شكسپير، نوراللغات فرهنگ اردو - انگليسي تأليف دنكن فوربس، و تاج‌اللغات تأليف تاجور نجيب‌آبادي را نقد كرده است. مسعود هاشمي در اردو لغت‌نويسي كا تنقيدي جائزه (بررسي انتقادي فرهنگ‌نويسي اردو)، (دهلي، 1992) به‌طور كلي به سير فرهنگ‌نويسي اردو نگاه انتقادي داشته است (2).

 

مآخذ :1)  مولوي عبدالحق. لغت كبير. كراچي :]بي‌نا[، 1973م.=؛1351 2) هاشمي، مسعود. اردو لغت‌نويسي كاتنقيدي جائزه. دهلي:] بي‌نا[، 1992م.=.1371

                

 

عارف نوشاهي

 

 

 


 


[1]. A Dictionary of the Hindustani

[2]. Dictionary of Urdu, Classical Hindi and English

[3]. Handy Urdu - English Dictionary

[4]. Urdu Dictionry Board            

[5]. Urdu Development Bureau             

[6]. Standard English Urdu Dictionary             

[7]. Students Standard Dictionary             

[8]. Urdu Thesaurus

 

بازگشت به فهرست مقالات ف