Skip Ribbon Commands
Skip to main content
سایت دایره المعارف کتابداری و اطلاع رسانی
    آ         الف       ب       پ       ت       ث       ج       چ       ح       خ       د       ذ       ر       ز       ژ       س       ش       ص       ض       ط       ظ       ع       غ       ف       ق       ک       گ       ل       م       ن       و       ه       ی    

بازگشت به فهرست مقالات ك

 

كانادا، كتابخانه‌هاي. كانادا بزرگ‌ترين كشور نيمكره غربي و دومين كشور بزرگ جهان از لحاظ مساحت است. اقيانوس منجمد شمالي در شمال، ايالات متحده امريكا در جنوب، اقيانوس اطلس در شرق، و اقيانوس كبير و آلاسكا در غرب آن واقع شده‌اند. اين كشور، فدراسيوني متشكل از ده ايالت و دو سرزمين است. حكومت آن از سنت پارلماني بريتانيا تبعيت مي‌كند و عضوي از كشورهاي مشترك‌المنافع است. جمعيت آن (طبق آمار سال 2005) 32522000نفر و مساحت آن 9976139 كيلومتر مربع است. انگليسي و فرانسوي زبان‌هاي رسمي آن است، اما وجود افراد غيربومي و شمار بسيار مهاجران به اين كشور نشانگر آن است كه به زبان‌هاي بسيار در اين سرزمين سخن مي‌گويند.

تاريخچه. در كانادا نيز نظير هر جاي ديگر، عوامل جغرافيايي، جمعيت شناختي، اقتصادي، سياسي، و تاريخي بر پيشرفت كتابخانه‌ها اثر گذاشته است. بيشتر مردمان اين كشور، به‌رغم گستردگي آن، در باريكه‌اي به عرض سيصد كيلومتر پهنا و بيش از 5500 كيلومتر طول كه در امتداد مرز شمالي ايالات متحده از ساحل اقيانوس اطلس تا اقيانوس آرام قرار دارد، زندگي مي‌كنند. باوجود پيشرفت‌هاي فناوري، هنوز هم ارتباطات در سطح اين كشور پهناور چه بسا با دشواري همراه است. تأمين خدمات كتابخانه‌اي در نواحي كم جمعيت و پراكنده همواره مشكل بوده و تا حدودي هنوز هم دشوار است.

جمعيت كانادا مانند جمعيت ايالات متحده يكدست نيست و از راه مهاجرت و افزايش طبيعي نرخ زاد و ولد رشد كرده است. هجوم بسيارِ مردم پس از دو جنگ جهاني تركيب جمعيتي كانادا را غنا داده، اما دشواري فراهم‌آوري مواد كتابخانه‌اي را به زبان‌هاي مردم در كتابخانه‌هاي عمومي به همراه داشته است. اين دشواري‌ها، به‌ويژه براي كتابخانه‌هاي كوچك‌تر، براثر مساعي مركز خدمات كتابشناختي چند زبانه كتابخانه ملي[1] ، كه يكي از واحدهاي كتابخانه ملي است و وظيفه آن امانت كتاب‌هاي خارجي به‌صورت درازمدت به كارگزاري‌هاي ايالتي براي توزيع در سطح ايالتي است، كاهش يافته است.

منابع طبيعي به‌ندرت به‌گونه‌اي برابر در هر كشور توزيع شده است. كانادا هم از اين نظر استثنا نيست. از اين‌رو، رشد و توسعه اقتصادي در ايالت‌هاي آن يكنواخت نبوده است و توسعه كتابخانه‌هاي آن نيز بر اين منوال است، زيرا قانون امريكاي شمالي بريتانيا كه كانادا بر اساس آن شكل گرفت، آموزش و پرورش و به نحوي ضمني، كتابخانه‌ها را تابع قوانين ايالتي قرار داده است. اداره كتابخانه‌ها در ايالت اونتاريو، با منابع بسيار و سنن مستحكم بريتانيايي، از گذشته بر عهده جوامع محلي بود. در 1884، دومين گام در اين ايالت برداشته شد و نخستين قانون ]كتابداري[ به تصويب رسيد و بر اساس آن كتابخانه‌هاي عمومي از بودجه عمومي برخوردار شدند. برعكس، در كِبِك، به خاطر رشد اقتصادي كندتر و رواج بيشتر كتابخانه‌هاي ديني نسبت به كتابخانه‌هاي غير ديني، تأكيد بر كتابخانه‌هاي مؤسسه‌هاي آموزشي ديني بيشتر بوده است. برخي از اين كتابخانه‌ها از سده هفدهم سابقه دارند. در اين ايالت تا 1959 قانوني مشابه قانون كتابخانه‌ها در تورنتو به تصويب نرسيد. ولي پس از آن، توسعه شتاب گرفت و شهرداري‌هايي كه مي‌خواستند كتابخانه بر پا دارند از لحاظ مالي توسط دولت تأمين شدند. ولي در مناطق خارج از قلمرو ايالت‌ها، به خاطر دسترسي كمتر به منابع و جمعيت اندك و پراكنده، برپايي و اداره كتابخانه‌ها به‌صورت متمركز صورت گرفت.

محدوديت‌هاي قانوني دست دولت را براي هم سطح‌سازي خدمات كتابخانه‌هاي عمومي در سراسر كشور از راه تأمين مالي مستقيم، بسته است. با اين وجود كمك‌هاي دولتي به ايالت‌ها براي آموزش عالي و كتابخانه‌هاي دانشگاهي به‌صورت غيرمستقيم مفيد بوده است. اين تفاوت‌ها مانع اقدامات دولت براي اندازه‌گيري بهبود وضع كتابخانه‌ها در سطح كشور شده است و هر گونه پيشرفت در پژوهش، همكاري، تدوين، و تكميل استانداردها وابسته به پشتيباني دولتي، ايالتي، و محلي است. كانادا به‌راستي كشوري خوشبخت بوده كه چنين حمايتي در اختيار داشته است. بالا بودن سطح زندگي دراين كشور، انواع كتابخانه‌ها را قادر ساخته است با بهره‌جويي از فناوري‌هاي پيشرفته و فرايندهاي خودكار به بهبود خدمات، آسان‌سازي ارتباطات و امكان ارتباط متقابل، و اشتراك منابع كه در نتيجه محدوديت‌هاي مالي دهه 1980 به‌وجود آمد، بپردازد.

عامل ديگري كه در توسعه كتابخانه‌هاي كانادا مهم بوده است، نفوذ الگوهاي امريكايي است. كتابخانه‌هاي امريكا و انجمن‌هاي كتابداري آن در سهيم كردن همتاهاي كانادايي در دانش خود دست‌ودل باز بوده‌اند. كانادايي‌ها نيز به نوبه خود از الگوهاي امريكايي فراوان بهره‌گرفتند و متناسب با شرايط محل از آنها استفاده كردند. به‌كارگيري اين الگوي مشترك كانادايي - امريكايي در توسعه كتابخانه‌ها، تفاوت بين كانادا و ايالات متحده امريكا را كاهش داده و چيزي به‌نام كتابداري امريكاي شمالي به‌وجود آورده است كه كتابداران و استفاده‌كنندگان مي‌توانند در بستر آن به راحتي به حركت درآيند.

كتابخانه‌هاي ملي. كانادا دو كتابخانه ملي دارد: كتابخانه ملي كانادا (تأسيس 1953)؛ و مؤسسه اطلاعات علمي و فني كانادا (سيستي)[2] ، كه در 1974 در نتيجه ادغام شوراي ملي پژوهش بخش خدمات اطلاع‌رساني فني با كتابخانه ملي علوم (1966) به‌عنوان جانشين كتابخانه شوراي ملي پژوهش (1924)، به‌وجود آمده است.

كتابخانه ملي كانادا. تا پايان جنگ جهاني دوم تعداد كتابخانه‌ها بسيار اندك و ضعيف‌تر از آن بود كه بتوان براي تأسيس كتابخانه ملي به حكومت فشار وارد آورد. پيشرفت‌هاي پس از جنگ، از جمله تشكيل انجمن كتابداران كانادا (1946) و گزارش كميسيون سلطنتي توسعه ملي هنرها، ادبيات، و علوم (1949-1951) حكومت مركزي را ملزم به برپايي كتابخانه ملي كرد. كِي لَمب، رئيس آرشيو كانادا، مسئول برنامه‌ريزي كتابخانه ملي شد. كتابخانه ملي در 1953 ايجاد شد و مسئوليت‌هاي اصلي آن عبارت بود: از تهيه كتابشناسي ملي و فهرستگان ملي كتابخانه‌هاي مهم كانادا. كي لمب، مسئوليت آرشيو حكومتي و كتابخانه ملي را برعهده داشت. با تصويب قانون كتابخانه ملي 1952، كتابخانه جايگاه اداري يافت و از طريق وزير (در دهه 1990، وزير ارتباطات) به مجلس گزارش مي‌داد.

تا 1967، كاركنان كتابخانه ملي در محل‌هاي موقتي كار مي‌كردند. در آن سال، كتابخانه به بناي خود منتقل و با آرشيو دولتي (ملي فعلي) يكي شد. فضاي اين دو مؤسسه سال‌هاست پرشده است و هر دو ناگزير شده‌اند مجموعه‌ها و فعاليت‌هاي خود را به ساختمان‌هاي ديگر در ناحيه‌هاي اوتاوا، اونتاريو، هول، و كبك منتقل كنند، اما هنوز هم بناي اصلي آنها يكي است.

در 1968، لمب بازنشسته شد و با مرگ او سمت‌هاي كتابدار و آرشيويست ملي جدا شدند. گي سيلوستر به‌عنوان كتابدار ملي، جانشين لمب شد. به رهبري وي، در 1969، قانون كتابخانه ملي بازنگري و قانون واسپاري نيز بر آن افزوده شد. در اين بازنگري، نقش كتابخانه ملي در ميان كتابخانه‌هاي حكومت مركزي و نيروي بالقوه آن در هماهنگ كردن خدمات كتابشناختي كشور روشن‌تر شد.

سيلوستر اهميت فناوري رايانه‌اي وارتباطات دوربرد را در كتابخانه‌ها دريافت. وي نظام خودكار يكپارچه دوبيس (نظام كتابشناختي دورتموندر)[3]  را كه در اصل در 1976 تهيه شده بود، برگزيد تا نيازهاي كشور دو زبانه كانادا را برآورده سازد. فهرستگان ملي ]موسوم به[ كاناديانا (در برگيرنده تك‌نگاشت‌ها، پيايندها، و مواد خاص) موضوع نخستين طرح عمده خودكارسازي در كتابخانه ملي بود. پايگاه‌هاي داده حاصل از آن را به‌جز كاركنان و مراجعان كتابخانه ملي، اينك بيش از پانصد كتابخانه در كانادا مورد استفاده قرار مي‌دهند. امروزه، كتابخانه ملي كانادا را در سطح جهان از پيشروان كاربرد مدل نظام‌هاي باز تعاملي در كارهاي كتابخانه‌اي، از جمله امانت بين كتابخانه‌اي و انتقال فايل، مي‌شناسند. كتابخانه ملي در زمينه‌هاي خودكارسازي و استانداردسازي همكاري نزديكي با ديگر كتابخانه‌هاي ملي و سازمان‌هاي بين‌المللي دارد.

ساير خدمات كتابخانه ملي در سطح كشور عبارتند از: مركز مبادله كتاب كانادا، خدمات كتابشناختي چند زبانه، ارجاعات دستي و ماشيني، اطلاع‌رساني، و خدمات مشاوره‌اي با تأكيد بر مجموعه‌هاي كانادا نظير مدارك دولتي، روزنامه‌ها، پايان‌نامه‌ها، موسيقي (نُت‌ها، صفحه‌ها، نسخه‌هاي خطي، و مقاله‌ها)، ادبيات كودكان، و نسخه‌هاي خطي آثار ادبي. بر پايي نمايشگاه‌ها، مراسم فرهنگي، و انتشارات، تكميل كننده فعاليت‌هاي اصلي است.

كتابخانه، همچنين برنامه فهرستنويسي پيش از انتشار را هماهنگ مي‌سازد و دبيرخانه‌هايي براي گروه‌هاي رايزني درباره خدمات به افراد ناتوان در كتابخانه‌هاي دولت مركزي دارد. مركز توسعه كتابخانه‌ها نيز خدمت اطلاع‌رساني بي‌نظيري براي توسعه كتابخانه‌هاي كانادايي و خارجي عرضه مي‌كند.

در 1984، مارين اسكات، رئيس پيشين كتابخانه‌هاي دانشگاه مك گيل، به‌عنوان رئيس تابخانه جاي سيلوستر را گرفت. وي رابطه‌اي نزديك با جامعه كتابداران كانادا برقرار ساخت و سياست برپايي نشست‌هاي هيئت رايزني كتابخانه ملي را در خارج از اوتاوا تقويت كرد.

كتابخانه ملي مانند ساير اداره‌هاي دولتي از كاهش جدي كارمند در دهه 1980 آسيب ديد. اين امر برنامه‌هاي جديد و قديم آن را محدود ساخت. در جزوه >چارچوب برنامه دهه 1990 كتابخانه با ايجاد مجموعه حفظ مواد كانادايي، تداوم برنامه‌هاي اسيدزدايي انبوه مواد كه از 1981 آغاز شد، هماهنگي بررسي برنامه ريزفيلم كردن مواد به‌منظور حفاظت، به همراه پنج كتابخانه دانشگاهي را ادامه داد. با برپايي يك سلسله نشست در هر يك از ايالت‌ها براي بحث درباره راهبردها و مدل‌هاي اشتراك منابع، هماهنگ‌سازي برنامه ملي صورت‌برداري از روزنامه‌هاي كانادايي، و تلاش‌هاي منظم براي شناسايي نقاط قوت مجموعه‌هاي كانادا، كتابخانه ملي به سمت هدف دوم پيش رفت. باخدمات اطلاع‌رساني و دخالت در فعاليت‌هاي بين‌المللي واجد اهميت براي كتابخانه‌هاي كانادا، هدف سوم نيز دنبال شده است.

مؤسسه اطلاعات علمي و فني كانادا (سيستي). اين مؤسسه مجموعه هنگفتي از كتاب‌ها، پيايندها، و گزارش‌هاي فني در علوم و فناوري را گردآوري كرده است و آنها را از راه امانت بين كتابخانه‌اي و تهيه فتوكپي در اختيار استفاده‌كنندگان قرار مي‌دهد. مؤسسه با بهره‌گيري از مواد چاپي و دسترسي به صدها پايگاه داده‌هاي علمي و فني، از جمله نظام جست‌وجوي پيوسته كانادا، پايگاه ارجاعي كتابشناختي پيوسته، و پايگاه‌هاي عددي - علمي كانادا كه منبع پيوسته داده‌هاي علمي است، خدمات مرجع و خدمات ارجاعي را ارائه مي‌دهد. >فهرستگان پيايندهاي علمي كتابخانه‌هاي كانادا <كه اين مؤسسه فراهم مي‌سازد، ديري است به‌صورت چاپي در دسترس كتابخانه‌هاي كانادا بوده است و اينك به‌صورت پيوسته در اختيار آنهاست. خدمت اشاعه اطلاعات گزينشي كانادا، خدمتي است كه اطلاعات جاري را بر اساس نظام جست‌وجوي پيوسته كانادا عرضه مي‌دارد. مؤسسه اطلاعات علمي و فني كانادا مركز منابع علوم پزشكي را نيز اداره مي‌كند و هماهنگ كننده ارتباط كانادا با نظام بازكاوي و بازيابي مدارك پزشكي (مدلارز) ايالات متحده است. تهيه >نمايه‌نامه ترجمه‌هاي علمي كانادا< نيز برعهده اين مؤسسه است. اين مؤسسه، نظير ديگر كتابخانه‌هاي دولت مركزي، در دهه 1980، چند بار تعداد كاركنانش را كاهش داده است؛ با وجود اين هنوز منبع بي‌نظيري براي كتابخانه‌هاي كاناداست.

كتابخانه‌هاي دانشگاهي. كانادا دو دسته كتابخانه دانشگاهي دارد: 1) كتابخانه‌هاي دانشگاه‌ها (حدود شصت واحد) و مدرسه‌هاي عالي مدرك‌دهنده (كه بسياري از آنها وابسته به دانشگاه‌ها هستند)؛ و 2) حدود 170 مؤسسه آموزشي پس از دوره متوسطه كه مدرك دانشگاهي نمي‌دهند و دانشكده يا مؤسسه خوانده مي‌شوند و گواهينامه‌هايي حاكي از گذراندن دوره‌هاي دو يا سه ساله ارائه مي‌كنند. هر دو دسته، بيشتر بودجه مالي خود را از دولت دريافت مي‌دارند و شمار اندكي از آنها را بخش خصوصي حمايت مي‌كند، هر چند برخي دانشگاه‌ها منابع درآمد مهمي دارند.

پيش از جنگ جهاني دوم، كتابخانه‌هاي دانشگاهي بزرگ‌ترين دانشگاه‌هاي كانادا در ماري تايمز، كِبك، و اونتاريو قرار داشت. در اين دانشگاه‌ها، دانشكده‌هاي تخصصي نظير حقوق، پزشكي، و الهيات وجود داشت ولي درجه دكترا نمي‌دادند. براي گرفتن درجه دكترا، بيشتر كانادايي‌ها به ايالات متحده يا بريتانيا مي‌رفتند. از اين‌رو، كتابخانه‌هاي دانشگاهي كوچك از لحاظ نيروي انساني ضعيف بودند. تا اواخر 1949، كتابخانه دانشگاه مك گيلِ مونترال بيش از 500000 جلد در مجموعه خود داشت. اما ملت كانادا پس از جنگ جهاني دوم بيدار شد و به خود آمد. اين عزم، همراه با توسعه اقتصادي پس از جنگ، كانادا را راسخ كرد كه خود نيروي انساني متخصص خود را تربيت كند. در دهه 1960، ايالت‌ها و به‌طور غير مستقيم حكومت مركزي به سرازير كردن پول به دانشگاه‌ها اقدام كردند؛ دانشگاه‌هاي قديمي‌تر را توسعه دادند و دانشگاه‌هاي تازه ايجاد كردند. از اين همه، كتابخانه‌هاي دانشگاهي سود جستند و بر تعداد كاركنان شعب، خدمات، و مجموعه‌ها افزودند؛ بناهاي تازه برپا شد و نسبت سهم كتابخانه‌ها از كل بودجه دانشگاه‌ها به ميانگين 5/7 درصد رسيد. دگرگوني‌هاي دروني، از جمله تبديل رده‌بندي‌هاي كهنه و منسوخ به نظام كتابخانه كنگره و بهره‌جويي از نظام‌هاي خودكار به اين روند شتاب بخشيد. از اين نظر، دانشگاه‌هاي تورنتو، لاوال (در كِبك)، و دانشگاه بريتيش كلمبيا پيشرو بودند. نظام كتابشناختي تورنتو و نظام خودكار كتابخانه دانشگاه تورنتو (يوتلاس)[4]  به‌سازمان‌هايي مستقل بدل شدند تا به‌استفاده‌كنندگان كانادا، ژاپن، و ايالات متحده خدمت كنند.

دهه 1970 شاهد پايان دوره رشد سريع بود، اما كتابخانه‌هاي دانشگاهي به رشد مجموعه‌هاي خود ادامه دادند به نحوي كه در 1982 مجموعه‌هاي آنها در كل صاحب حدود 50000000 جلد از انواع مواد بود. در 1987، تعداد 27 كتابخانه از بزرگ‌ترين كتابخانه‌هاي كشور بيش از 74000000 كتاب داشتند. اما در حدود نيمه دهه 1980، دشواري‌هاي اقتصادي كشور در دانشگاه‌ها و كتابخانه‌هايشان بازتاب يافت. خريد براي مجموعه‌ها، به‌خصوص در مورد پيايندها، كاهش يافت و از تعداد كاركنان كاسته شد. كاركنان بخش‌هاي پشتيباني براي مقابله با بيكاري به تشكيل اتحاديه دست زدند و كتابداران حرفه‌اي خواستار تبديل وضعيت از اداري به علمي شدند و در اين راه به مبارزه پرداختند و به هدف نيز رسيدند.

مديران كتابخانه‌هاي كانادا از طريق همكاري در امر فراهم‌آوري و پردازش مواد تاحدي بر مشكلات اقتصادي فائق آمدند. آنها با عقلاني كردن مجموعه‌سازي در كتابخانه‌هاي خود، به‌ويژه در اونتاريو و بريتيش كلمبيا، اين كار را صورت دادند. اين تلاش‌ها در مورد مجموعه‌ها با شكست روبه‌رو شد، اما سنت مهم و مفيد امانت دو جانبه (ميان دانشگاه‌ها و در مواردي ميان ايالت‌ها)، انتقال مواد ميان دانشگاه‌ها (كه امانت بين كتابخانه‌اي را آسان مي‌ساخت)، و فهرستنويسي تعاوني بر جاي ماند. يوتلاس فراهم‌كننده عمده فرآورده‌ها و خدمات فهرست رايانه‌اي و بخش عمده تشكيل‌دهنده شبكه كتابشناختي غيرمتمركز كانادا شد كه پيشرفت‌هاي فناورانه بعدي امكان آن را مهيا ساخت.

لورنت دنيس و اتل اوستر آثار كاهش هزينه‌هاي اواخر دهه 1970 و اوايل دهه 1980 در كتابخانه‌هاي دانشگاهي كانادا را با بررسي 22 كتابخانه عضو انجمن كتابداران كتابخانه‌هاي پژوهشي كانادا بررسي كردند. ايشان دريافتند كه ميان سال‌هاي 1972-1973 و 1982-1983 در نتيجه تعديل تخصيص‌ها، بودجه سرانه دانشجو در سراسر كشور كاهش يافته است؛ نسبت بودجه هزينه شده براي مواد كم شده، گرچه رقم خالص آن افزايش يافته است (به استثناي كِبك كه ارقام را گزارش نكرد)؛ بر تعداد كل پست‌ها و كاركنان تمام وقت حرفه‌اي (به استثناي اونتاريو) افزوده شده، اما در تمامي مناطق نسبت تعداد كاركنان به دانشجوي تمام وقت كاهش يافته است. احتمالا، اگر ارقام مربوط به دانشگاه‌هاي كوچك‌تر در دست مي‌بود، باز هم اين تصوير بهبود نمي‌يافت. آمار انجمن كتابداران كتابخانه‌هاي پژوهشي كانادا در سال‌هاي 1986-1987 حكايت دارد كه درصد ميانگين بودجه‌هاي دانشگاه‌ها براي اعضايش از 5/7 درصد به 7/6 درصد كاهش يافته است.

دهه 1980 شاهد سه تحول عمده ديگر بود: نخست ادامه و افزايش بهره‌جويي از خودكارسازي براي پشتيباني كارهاي كتابخانه كه سواي فهرستنويسي بود. به‌طور مثال، برخي كتابخانه‌هاي دانشگاهي در تجربيات انتقال خودكار بايگاني‌ها (فايل‌ها) و انتقال ماشين‌خوان اطلاعات به فهرستگان كتابخانه ملي همكاري كردند؛ دوم زماني كه دانشگاه‌هاي مادر به تأمين آموزش از راه دور و گسترش پايگاه دانشجويي و جلب افراد مسن‌تر پرداختند، كتابخانه‌ها آموختن روش‌هاي تازه آموزش استفاده‌كنندگان ناآشنا به كتابخانه‌ها را آغاز كردند و شيوه‌هاي تازه تحويل مدارك و اطلاعات به چنين استفاده‌كنندگاني را طراحي كردند؛ و سرانجام، به منزله پاسخي جزئي به تنگناهاي ملي، برخي كتابخانه‌ها به ارائه خدمات جست‌وجوي اطلاعات (به ازاي اجرت) به بخش بازرگاني و صنايع محلي كه خود كتابخانه‌هاي اختصاصي نداشتند، دست زدند. خلاصه آنكه، كتابخانه‌هاي دانشگاهي به‌خوبي فرا گرفتند كه چگونه خود را با فناوري ــ كه به سرعت تغيير مي‌كرد ــ تطبيق دهند؛ بر ارائه خدمات به بيرون و درون دانشگاه بيفزايند؛ و در عين حال بودجه خود را كاهش دهند.

كتابخانه‌هاي مدارس پيش‌دانشگاهي. در كانادا اصطلاح كالج معمولا به مؤسسه مرحله سوم آموزش (پس از دبستان و دبيرستان) اطلاق مي‌شود كه درجه دانشگاهي نمي‌دهد، بلكه به‌منظور برآوردن نياز جامعه محلي به آموزش دائم و فراهم آوردن امكان ورود به دانشگاه دوره‌هاي دو يا سه ساله براي آموزش‌هاي پيش‌دانشگاهي تدارك مي‌بيند. بيشتر اين مدارس در كانادا پس از 1965 تشكيل شدند؛ استقبال از آنها گواه نياز به آنهاست، و نيز بدين معناست كه بسياري از كتابخانه‌هاي آنها براي پاسخگويي به دانشجويان در فشارند. در 1986-1987، كتابخانه‌هاي اين مدارس بيش از صد ميليون دلار، تقريبآ سه درصد كل مخارج دانشكده، هزينه كردند كه حدود ده ميليون دلار صرف خريد مواد كتابخانه‌اي شد.

ويژگي بارز كتابخانه‌هاي مدارس فني حرفه‌اي كانادا، تأكيد بر مواد ديداري و شنيداري (و در مواردي دخالت در توليد)، همكاري نزديك با اعضاي هيئت علمي، و پشتيباني از خدمات مؤسسه در جامعه محلي است. البته در سطح استاني از اين لحاظ‌ها تفاوت‌هايي هم به چشم مي‌خورد. مدارس فني حرفه‌اي اونتاريو نسبتآ مستقل عمل مي‌كنند، اما با يكديگر همكاري نزديك دارند. براي نمونه، بايد به همكاري در ايجاد خدمات مشترك اشاره كرد. دانشكده‌هاي كِبك متمركزتر عمل مي‌كنند. ثبت‌نام در دانشكده‌هاي انگليسي زبان در كِبك به‌گونه‌اي چشمگير كاهش يافته است. به نظر مي‌رسد اين روند در ايالت‌هاي همجوار اقيانوس اطلس، به سوي ايجاد و اداره گروهي گرايش دارد. نيوفاوندلند دانشكده‌اي با هشت پرديس برپا ساخته است و نووا اسكاتيا در مؤسسه‌هاي حرفه‌اي خود دستي برده و آنها را به نظام دانشكده‌اي جوامع ايالتي بدل كرده است. در بريتيش كلمبيا سه مدرسه محلي شأن دانشكده دانشگاهي يافتند تا امكان تحصيل دانشگاهي را وراي سه دانشگاه موجود، فراهم سازند.

در دهه 1980، استانداردهاي كتابخانه‌هاي دانشكده‌اي بسيار مورد توجه بود. كميته‌هاي مدرسه نووا اسكاتيا و مدرسه نيوبرونسويك استانداردها و رهنمودهايي براي نظام كتابخانه‌هاي مدارس فني حرفه‌اي در ايالت‌هاي خود پيشنهاد كردند. در سطح ملي، بخش كتابخانه‌اي مدارس فني و محلي در انجمن كتابداران كتابخانه‌هاي دانشكده‌اي و دانشگاهي كانادا، روي پيش‌نويس استانداردهاي كانادا كه بر پايه مدل امريكايي تهيه شده بود، كار كردند.

مطالعه ملي درباره كتابخانه‌هاي مدارس فني حرفه‌اي، در 1989 آشكار ساخت كه كتابداران بيش از تكميل نيروي انساني و هر چيز ديگر، دغدغه خودكارسازي كتابخانه را داشتند. مديران براي اشتراك منابع، همكاري، و شبكه‌سازي (كه مورد توجه كتابخانه‌هاي دانشگاهي نيز بود)، تغيير در برنامه‌هاي آموزشي و اجراي آنها، و تبيين نقش و ارزش كتابخانه (كه مورد توجه كتابخانه‌هاي تخصصي نيز بود) اهميتي برابر قائل بودند. چنين به‌نظر مي‌رسد كه اين مسائل مشغله ذهن كتابداران دانشگاهي در دهه 1990 بوده است.

كتابخانه‌هاي پژوهشي. به‌استثناي كتابخانه‌هاي تخصصي مؤسسه‌هاي پژوهشي، بسياري از كتابخانه‌هاي پژوهشي كانادا در پرديس‌هاي دانشگاهي مستقر هستند و به كتابخانه‌هاي دانشگاهي دسترسي دارند و از آنها بهره مي‌گيرند، از اين‌رو، كانادا به‌طور خاص كتابخانه‌هاي تخصصي ندارد، اما مجموعه كتابخانه ملي كِبك، اين مؤسسه را منبعي ارزشمند براي پژوهشگران ساخته است و اين افزون بر مسئوليت‌هاي گسترده آن است. كتابخانه ملي كبك در 1968 تأسيس شد كه برخي وظايف كتابخانه ملي را در مورد تأليف و انتشار در كِبك انجام مي‌دهد. مجموعه كتابخانه بر پايه مجموعه‌هاي كتابخانه قديمي سن سولپيس[5]  نهاده شد و هديه، خريد، و واسپاري نسخ رايگان كتاب‌هاي نشر يافته در كِبك، كه طبق قانون صورت مي‌گيرد، برغناي آن افزوده است. كتابخانه ملي كِبك برنامه كتابشناسي فعالي دارد كه آثار منتشر شده در كِبك يا درباره آن، يا به‌وسيله نويسندگان كبكي را ــ هم به‌صورت گذشته‌نگر و هم جاري ــ دربر مي‌گيرد. همچنين نمايه مواد به زبان فرانسه را نيز منتشر مي‌كند و تاكنون شماري كتابشناسي گذشته‌نگر بي‌نظير از مواد كِبكي توليد كرده است.

كتابخانه‌هاي عمومي. قانون امريكاي شمالي بريتانيا (1867) اختيار آموزش و پرورش و به تبع آن اختيار كتابخانه‌ها را در دست ايالت‌ها قرار داد. در نتيجه، كتابخانه‌هاي عمومي زير نظر نُه ايالت و دو سرزمين قرار گرفت(جزيره پرنس ادوارد، لايحه خاص كتابخانه ندارد). نخستين ايالتي كه قانون ايجاد كتابخانه‌هاي رايگان با هزينه عمومي را تصويب كرد، اونتاريو بود (1884)؛ آخرين آنها، در 1959، كِبك است. در سرزمين‌ها، قانون يوكن[6]  در 1987 تصويب شد. در قانون‌هاي ايالتي طي سال‌ها بازنگري شده است و تغييرات عمده در اونتاريو (1984) و در نيوفاوندلند (1988) رخ داد و در پي آنها، تجديد نظرها در بريتيش كلمبيا و ساسكچيوان[7]  و كِبك روي داد و يك برنامه راهبردي در مورد كتابخانه‌هاي عمومي در 1990 در اونتاريو طراحي و منتشر شد.

يكي از آثار كوچكي و پراكندگي نسبي جمعيت در كانادا، همكاري ميان واحدهاي كوچك‌تر براي بهبود خدمات بوده است. در كلان شهرها، نظير تورنتو و ونكوور، كتابخانه‌ها از راه نظام‌هاي گوناگون به همكاري و هماهنگي دست يافته‌اند؛ در جاهاي ديگر، كتابخانه‌هاي منطقه‌اي توسعه يافته است. نخستين بار نظام‌هاي منطقه‌اي در بريتيش كلمبيا امتحان شد. ديري است اين نظام‌ها در نووا اسكاتيا و ساسكچيوان، و افزون بر آنها، در نيوفاوندلند، آلبرتا، و منيتوبا هم ايجاد شده است. در اين ايالت‌ها، كتابخانه ايالتي يا ديگر واحدهاي دولتي خدمات كتابخانه‌اي را هماهنگ مي‌سازند. در جزيره پرنس ادوارد، كتابخانه ايالتي مسئول كتابخانه‌هاي آموزشگاهي و عمومي است. برعكس، در اونتاريو، كتابخانه‌هاي مناطق غيرشهري، واحدهاي اصلي كتابخانه‌اي هستند و دو مركز ايالتي تأمين بودجه، يكي در جنوب و ديگري در شمال، همكاري و هماهنگي را آسان مي‌سازد. واحد شمال، خدمات مستقيم چندي، نظير امانت ميان كتابخانه‌اي براي كتابخانه‌هاي ناحيه خود ارائه مي‌كند.

در بيشتر ايالت‌ها، اداره كتابخانه برعهده هيئت امناهايي از شهروندان علاقه‌مند است. اما در كِبك، كتابخانه‌ها متعلق به شهرداري‌هاي بزرگ هستند. خدمت در جوامع كوچك‌تر را 11 كتابخانه مركزي اماني شهرداري انجام مي‌دهند كه تأكيد آنها بر مجموعه‌ها و فرهنگ عامه است.

هنوز هم منبع اصلي درآمد كتابخانه‌هاي عمومي شهرداري، پشتيباني محلي است. كمك‌هاي دولت ايالتي به كتابخانه‌هاي عمومي نيز اهميت يافته است. كمك‌هاي مالي دولت ايالتي، درصد جمعيتي را كه در كِبك به آنها خدمت مي‌شود از 20 درصد در 1959، به 86 درصد در 1987 رسانده است. در 1986-1987 در نيوبرونسويك، نيوفاوندلند، و نووا اسكاتيا 58 تا 100 درصد بودجه‌هاي كتابخانه‌اي را كمك‌هاي دولتي تشكيل مي‌داد؛ در ساير ايالت‌ها، كمك‌هاي دولتي از 12 تا 16 درصد درآمد كتابخانه‌هاست.

از دهه 1960 تا ميانه دهه 1980، كتابخانه‌هاي عمومي كانادا به مساعي خود ادامه دادند: موجودي كتابخانه‌ها افزايش يافت، خودكارسازي رايج‌تر شد، و بناهاي تازه‌اي ساخته شد. كتابخانه مرجع كلان شهر تورنتو و كتابخانه عمومي يورك شمالي[8] ، به‌ويژه، به سبب طرح‌هاي نوآورانه توجه بسياري را به خود جلب كردند. خدمات گذشته حفظ شد و ابتكارات فرهنگي تازه، همچون فضاهاي خاص براي كار نويسندگان، سفرهاي مطالعاتي براي مؤلفان، و پشتيباني قوي از برنامه‌هاي سوادآموزي افزوده شد.

در اين دوران البته، فشارهايي نيز وجود داشت مانند ايجاد اتحاديه‌ها، كه در مواردي به اعتصاب‌هايي منجر شد؛ كمبود بودجه كه با تورم همخواني نداشت يا آنقدر افزوده نمي‌شد كه درخواست‌هاي تازه كتابخانه‌ها را برآورده سازد؛ درخواست‌هايي مانند خدمت به مهاجران كه لازمه‌اش تهيه مواد به زبان‌هاي آنها بود، فراهم‌آوري مواد و تجهيزاتي براي كمك به خوانندگان ناتوان، و تدارك مواد ويدئويي. با وجود اين، در اين زمينه‌ها پيشرفت‌هايي حاصل شد.

فشارها و دشواري‌هاي تازه‌اي در دهه 1990 براي كتابخانه‌ها پيش آمد. اين مسائل عبارت بود از: بازنگري در قانون حق مؤلف (كه به كتابخانه‌ها اجازه تهيه كپي از آثار را نمي‌داد)، بدون پرداخت ماليات كالا و خدمات، و افزايش ناگهاني فشار شهرداري‌ها براي دريافت پول از استفاده‌كنندگان در ازاي خدمات.

كتابخانه‌هاي آموزشگاهي. در كانادا مدارس زير نظر ايالت‌ها قرار دارد، اينكه كتابخانه يك مدرسه، مديريت متمركز داشته و كاملا مجهز باشد، داراي كاركنان مناسب باشد، يا صرفآ از مواد سازماندهي نشده پراكنده در كلاس‌ها و راهروها تشكيل شود، تا حد زيادي به مقررات ايالتي و ميزان پيروي از مقررات بستگي دارد.

مانند ديگر كتابخانه‌هاي كانادا، پيش از جنگ جهاني دوم، كتابخانه‌هاي آموزشگاهي اندك و در حاشيه بودند و بيشتر تالار مطالعه بودند تا كتابخانه‌اي فعال. پس از جنگ، آموزش و يادگيري انفرادي، نظريه آموزشي حاكم در كانادا شد و در پي اين تحول، نياز آموزشگاه‌ها به كتابخانه‌هاي بهتر و بيشتر، مورد توجه قرار گرفت. در كتابخانه‌هاي آموزشگاهي نظير كتابخانه‌هاي مدارس فني ـ حرفه‌اي، بر مواد ديداري ـ شنيداري تأكيد بسيار شد و كتابخانه‌هاي آموزشي به‌نام‌هاي متفاوتي چون مركز منابع آموزشي يا مركز منابع و مواد به خود گرفتند. براي راهنمايي و كمك به كتابداران آموزشگاهي، اداره‌هاي آموزش و پرورش و گاه اداره‌هاي آموزشگاه‌هاي محل، مشاور كتابداري استخدام كردند. برخي ادارات نيز مراكز آماده‌سازي مواد بر پا داشتند تا وقت كتابداران مدرسه‌ها بيشتر صرف ياري رساندن به دانش‌آموزان شود. متأسفانه اين كاركنان كتابدار تحصيل كرده يا آموزگار دوره ديده در درس‌هاي كتابداري نبودند. ارقام سال‌هاي 1978-1979 نشان مي‌دهد (به‌استثناي كبك و سرزمين‌هاي ايالتي) كمتر از 9 درصد كاركنان تمام وقت كتابخانه‌هاي آموزشگاهي كتابداران دوره ديده بودند.

دهه 1980 براي كتابخانه‌هاي آموزشگاهي نيز دوران بدي بود. به آنها اغلب به چشم تشكيلات زايد و تزييني مي‌نگريستند كه با كاهش بودجه‌ها رشته حياتشان بايد بريده مي‌شد. بدين‌سان، بسياري از كتابخانه‌ها بسته شدند يا كاركنان دوره ديده خود را از دست دادند، حال آنكه بررسي‌هاي ملي و ايالتي، مستقيم يا غيرمستقيم، اهميت كتابخانه‌هاي آموزشگاهي را در آماده كردن دانش‌آموزان براي دنيايي كه بايد در آن كار و زندگي كنند، نشان مي‌داد.

تربيت كاركنان كتابخانه‌هاي آموزشگاهي دغدغه عمده‌اي است. انجمن كتابداران آموزشگاهي كانادا تلاش كرد دوره‌هاي آموزش كتابداري را چه به‌صورت عادي و چه به‌صورت فوق‌العاده در ترم‌هاي تابستان در برنامه آموزش تربيت معلم بگنجاند. اقدام ديگر آن ايجاد گرايشي به‌نام كتابخانه‌هاي آموزشگاهي در سطح كارشناسي ارشد است.

كتابخانه‌هاي تخصصي. گرچه ردپاي كتابخانه‌هاي تخصصي كانادا را مي‌توان تا 1725 دنبال كرد، اما توسعه عمده آنها پس از جنگ جهاني دوم صورت گرفت. بريل ال. اندرسن در پژوهشي با عنوان "كتابخانه‌هاي تخصصي كانادا" در كتاب >كتابخانه‌هاي كانادا در محيط دگرگون‌كننده آنها<[9] (1977) برآورد كرد كه 75 درصد كتابخانه‌هاي تخصصي كانادا پس از 1946 برپا شد و توسعه يافت. توسعه اين نوع كتابخانه‌ها تقريبآ مي‌تواند بازتاب توسعه اقتصادي و اجتماعي كانادا انگاشته شود. پيش از 1949، كتابخانه‌ها در مونترال، تورنتو، و اتاوا يعني مراكز ملي تجارت، صنعت، و حكومتي كشور (در آن زمان) متمركز بود. شعبه‌هاي كارخانه‌هاي بزرگ كانادا زماني كه اهميت بيشتري يافتند، مستقل شدند و كتابخانه‌هاي اداري و صنعتي در آنها برپا شد. نمونه بارز رشد فوق‌العاده كتابخانه‌هاي تخصصي در كلگري[10] ، در خلال دوران شكوفايي صنعت نفت در آلبرتاست.

هنوز هم بيشترين كتابخانه‌هاي تخصصي، در مونترال و تورنتو هستند. راهنماهاي آنها در سال‌هاي 1986 و 1988 نشان مي‌دهد كه رشد كتابخانه‌هاي غيردولتي در تورنتو بيشتر از مونترال بوده و رشد كتابخانه‌هاي تخصصي در جاهاي ديگر كشور ادامه يافته است.> سالنامه كتابخانه‌هاي كانادا <در سال 1990، تعداد كتابخانه‌هاي تخصصي را 2600 واحد گزارش كرده است.

طبق آمار اوايل دهه 1990، دولت فدرال همواره تعداد زيادي كتابخانه وزارتي و اداري با بيش از 200 كتابخانه داشته است. كتابخانه مجلس، بزرگ‌ترين كتابخانه دولت فدرال است و به‌ويژه از لحاظ انتشارات مجلس و ديگر انتشارات دولتي غني است. علت آن است كه سال‌ها كتابخانه مجلس به‌جاي كتابخانه ملي انجام وظيفه مي‌كرد. كتابخانه مجلس منابع سرشاري در مورد كانادا دارد. مأموريت كتابخانه مجلس تنها خدمت به مجلس است. اين امر استفاده افراد خارج از مجلس را از اين كتابخانه محدود مي‌كند، اما پژوهشگران واجد شرايط گاه مي‌توانند از آن بهره جويند.

با وارد شدن دولت‌ها به امور اجتماعي و اقتصادي، تعداد كتابخانه‌هاي دولتي ايالتي افزايش يافت. آلبرتا نمونه‌اي از آن است، اما رشد كِبك چشمگيرتر بوده است. در 1987، 70 درصد كتابخانه‌هاي دولتي كِبك از 1970 و 22 درصد از 1980 به بعد ايجاد شده بودند. ساير كتابخانه‌هاي دولتي ايالتي در شرق و غرب كشور هم افزايش يافته‌اند. يكي از نتايج اين رشد، تقريبآ در تمام ايالت‌ها، تشكيل شوراهاي كتابخانه‌هاي دولتي براي استفاده مشترك از تخصص‌ها و ترويج خدمات بوده است؛ دو نمونه از آنها در منيتوبا و آلبرتا مبادله رسمي اطلاعات ايالتي را شكل دادند.

كتابخانه‌هاي بيمارستاني نيز در دهه‌هاي اخير افزايش يافته است. بسياري از آنها از انجمن هايي تشكيل شده‌اند كه با دانشكده‌هاي پزشكي محلي همكاري نزديك دارند و در عين حال از طريق انجمن كتابداران كتابخانه‌هاي پزشكي كانادا ]تأسيس 1976[، در سطح ملي همكاري مي‌كنند. گروه سوم كتابخانه‌هاي تخصصي كه شمار آنها از دهه 1970 بسيار رشد كرده است، كتابخانه‌هاي شركت‌هاي حقوقي هستند. اين كتابخانه‌ها، از طريق انجمن كتابداران حقوقي كانادا (1960)، با همكاران خود در كتابخانه‌هاي دولتي و دانشگاهي ارتباط و همكاري دارند.

بيشتر كتابخانه‌هاي تخصصي نسبتآ كوچك هستند؛ با ميانگين دو كارمند، هر چند كتابخانه‌هاي تك كارمندي هم وجود دارد. امروزه، به نظر مي‌رسد در كوچك‌ترين كتابخانه‌ها داشتن كارمندان تعليم‌ديده عادي و داشتن كارمندان دوره نديده استثنا باشد.

در حالي كه بسياري از كتابداران كتابخانه‌هاي تخصصي كانادا به سازمان‌هاي امريكايي تعلق دارند و بر تماس‌هايي كه از اين راه دارند ارج بسيار مي‌نهند، اما خودشان نيز داراي انجمن‌هاي ملي، با بخش‌هاي محلي هستند. از سال 1972، انجمن كتابداران كتابخانه‌هاي تخصصي و خدمات اطلاع‌رساني كانادا (كاسليس)[11]  ايجاد شد كه بخشي از انجمن كتابداران كاناداست. انجمن‌هاي ملي كتابداران پزشكي، حقوق، نقشه، پارلماني، و موسيقي هم وجود دارد كه در خدمت مراجعان خاص و علاقه‌مندان به‌اين موضوع‌ها هستند. انجمن كتابداران كتابخانه‌هاي تخصصي كانادا انجمن محلي در تورنتو، مونترال، و كلگري دارد. انجمن‌هاي تورنتو و مونترال، سال‌ها مرجع اصلي رسيدگي به مسائل كتابخانه‌هاي تخصصي بوده‌اند.

حرفه كتابداري. مانند ايالات متحده، حرفه كتابداري كانادا ساز و كاري قانوني و ملي براي نظارت بر شرايط ورود به اين حرفه ياكنترل كيفيت نحوه عمل اهل اين حرفه ندارد. اما به‌طور كلي، كتابدار حرفه‌اي بايد فارغ التحصيل يكي از هفت دوره آموزشي در كانادا باشد كه برمبناي معيارهاي انجمن كتابداران امريكا يا معادل آن معتبر شناخته شده‌اند.

آموزش. نخستين دوره مدرسه كتابداري كانادا، در 1904، در دانشگاه مك‌گيل و نخستين برنامه يك‌ساله كارشناسي ارشد در 1931 تأسيس شد. به‌دنبال آن، دانشگاه تورنتو در 1937 آموزش كتابداري را آغاز كرد. اما با گسترش كتابخانه‌ها در دهه 1960، اين دو مدرسه ديگر نتوانستند همه نيازها را برآورند. دوره‌هاي ديگري در دانشگاه بريتيش كلمبيا (1961)؛ دانشگاه مونترال(1961، به زبان فرانسوي)؛ دانشگاه اونتاريوي غربي در لندن (1968)؛ دانشگاه آلبرتا در ادمونتون (1968)؛ و دانشگاه دالهوزي[12] در هالي فكس، نووا اسكاتيا (1969) شروع به‌كار كرد. اين مدارس در اصل دوره كارشناسي كتابداري را به منزله نخستين سطح حرفه‌اي (معادل كارشناسي ارشد در ايالت متحده) عرضه داشتند.

به‌علت افزايش سريع دانش مورد نياز كتابداران، دانشگاه مك گيل در 1964، اجراي برنامه‌اي دو ساله (چهار نيمسال آموزشي) با مدرك كارشناسي ارشد و نخستين دوره حرفه‌اي را آغاز كرد. در 1976، شش مدرسه ديگر نيز برنامه‌هاي خود را به دو ساله تبديل كردند. اين دوره يكي از طولاني‌ترين دوره‌هاي آموزشي پس از كارشناسي است كه اينك اجرا مي‌شود و بسياري از برنامه‌هاي ايالت متحده نيز آن را پذيرفته‌اند.

پيشرفت‌هاي ديگر در دهه 1970 عبارت بود از ايجاد برنامه‌هاي دكترا در تورنتو و دانشگاه اونتاريوي غربي، تعطيل شدن مدرسه دو زبانه در دانشگاه اتاوا، رشد دو مدرسه اونتاريو و تكميل بناي بزرگ و مجهز در تورنتو كه خاص مدرسه كتابداري طراحي شده بود.

هفت مدرسه عالي كتابداري بين 1981-1982، پانصد مدرك كارشناسي ارشد اعطا كردند، اما در 1990-1991 اين رقم به حدود 360 مدرك كاهش يافت. در اين مدت، بيشتر مدارس نام‌هاي خود را تغيير دادند تا اهميت روزافزون جنبه‌هاي اطلاع‌رساني را در دوره‌هاي خود نشان دهند و مدرسه تورنتو دوره كارشناسي ارشد اطلاع‌رساني را برپا ساخت.

درس‌هاي دوره كارشناسي كتابداري در دانشگاه كنكورديا (مونترال) و دانشگاه ليك‌هد (در تندر بي، اونتاريو) عرضه مي‌شد. برخي اعضاي هيئت آموزشي علوم تربيتي دانشگاه‌هاي مختلف، درس‌هاي كتابداري را براي معلم - كتابداران ارائه مي‌كردند. در بيش از بيست كالج محلي و دانشگاه، برنامه‌هاي كارداني كتابداري عرضه مي‌شد. در كبك، دانشكده‌هاي عمومي و تخصصي، اصطلاح "فنون سندداري" را براي برنامه‌هاي خود ترجيح دادند، چه درس‌هاي آنها، مباحث خودكارسازي و آرشيو را، علاوه بر موضوعات خاص كتابداري، در بر مي‌گرفت. در خارج از كبك >رهنمودهاي تربيت فناوران كتابداري<[13] كه انجمن كتابداران كانادا تدوين كرده بود، مورداستفاده قرار مي‌گيرد. افزون بر اين برنامه‌هاي رسمي ايالت‌هاي مختلف، براي كمك به كمك كتابداران و كتابداران شاغل در كتابخانه‌هاي روستايي داراي مجموعه‌هاي كوچك و به‌منظور ارتقاي دانش آنها، برنامه‌هاي آموزش از راه دور برگزار مي‌كنند. طرح تربيت كتابدار روستايي كه در آلبرتا تدوين شد، به‌طور خاص موفقيت‌آميز بوده است.

انجمن‌هاي كتابداري. >سالنامه كتابداري كانادا<[14]  در 1990، از وجود حدود دويست انجمن كتابداران، صرف‌نظر از بخش‌ها، قسمت‌ها، مجمع‌ها، و شاخه‌ها خبر مي‌دهد. >راهنماي انجمن‌هاي كتابداري كانادا<[15]  1979، نشان مي‌دهد كه 90 درصد انجمن‌ها از 1960 برپا شده بودند و احتمال نمي‌رود اين درصد كاهش يافته باشد. رشد انجمن نشان‌دهنده تعداد بيشتر كتابخانه‌ها و كتابداران امروز و تمركز و پيچيدگي بيشتر چهره كتابداري است كه مشخصه رشد كتابخانه‌هاي كاناداست. نخستين انجمن‌هاي كتابداري نظير انجمن كتابداري اونتاريو (1900)، و انجمن كتابداري بريتيش كلمبيا (1911) از نوع ايالتي بودند. در 1936، انجمن‌هاي ايالتي و منطقه‌اي در تمام بخش‌هاي كشور وجود داشت، اما انجمن كتابداران كانادا تا 1946 تشكيل نشد. تا آن زمان، تنها فرصت، گردآمدن در كنفرانس‌هاي انجمن كتابداران امريكا، در ايالات متحده بود.

انجمن كتابداران كانادا و انجمن پيشبرد علوم و فنون سندپردازي. از همان آغاز كار، انجمن كتابداران كانادا كوشيد تا نيازهاي اعضاي فرانسوي و انگليسي زبان را برآورد. اما در 1968، انجمن كتابداران كانادا، نمايندگي كتابداران فرانسوي زبان را به انجمن ملي كتابداران فرانسوي زبان داد كه در 1973 با عنوان "انجمن پيشبرد علوم و فنون سندپردازي" معروف شد. اين دو انجمن يك كميته رابط دارند كه در زمينه‌هاي مورد علاقه هر دو زبان كار مي‌كنند.

در اوايل دهه 1990، انجمن كتابداران كانادا، 4200 عضو (غير از سازمان‌ها) داشت. اين انجمن به‌وسيله يك شوراي اجرايي انتخابي اداره مي‌شود كه شامل مدير اجرايي و رئيس كميته رابط دو انجمن است. با رئيس‌هاي انجمن‌هاي محلي پيوند نزديكي برقرار مي‌شود تا اقدام مشترك در موارد ضروري ضمانت شود. در اين انجمن، براي كليه كتابداران سطوح مختلف بخش‌هايي وجود دارد. هيئت امنا امكانات لازم را براي كميته‌ها و تعدادي گروه‌هاي كوچك صاحب علايق خاص و با ساختاري نه چندان رسمي، فراهم مي‌سازد. انجمن‌ها، سازماني فراگير تشكيل مي‌دهند كه اعضاي گوناگون جامعه كتابداري كانادا اعم از كتابداران و جز آنها را در بر مي‌گيرد و به آنان توان داده است كه به‌هنگام ضرورت، يك صدا، در مواردي نظير حق مؤلف، ماليات كتاب، و قانون‌گذاري درباره آثار بي‌ارزش، سخن خود را به گوش حكومت برسانند.

نوع ديگري از انجمن به‌نام انجمن كتابداران حرفه‌اي در كانادا وجود دارد كه عضويت خود را به افراد صاحب صلاحيت‌هاي حرفه‌اي محدود مي‌كند. اين انجمن كمتر از آن عضو جذب كرده است كه بتواند قدرت اعطاي گواهينامه به‌دست آورد. از آنها، تنها سازمان كتابداران حرفه‌اي كِبك و مؤسسه كتابداران ويكتوريا (بريتيش كلمبيا) باقي است.

با توجه به تعداد اندك اين اعضا و منابع محدود، افزايش تعداد انجمن‌ها در كانادا نامعقول به‌نظر مي‌رسد. اما اين انجمن‌ها بستري براي در ميان گذاشتن تجربه‌هاي گروه‌هاي تخصصي با يكديگر هستند و ابزار اساسي برقراري ارتباط ميان پيشگامان حرفه، به‌ويژه در غياب مطبوعات كتابداري تجاري و قدرتمند، به‌شمار مي‌آيند.

اين انجمن‌ها كتابداران بسياري را از انزوا در مي‌آورند و اگر از علايق كوته‌بينانه دست بردارند و به همكاري بپردازند، مي‌توانند صداي خود را براي خير و صلاح حرفه، به منزله يك كل واحد به گوش‌ها برسانند.

 

مآخذ:

1) Canadian Library Handbook. [Sl:Sn,Sd]; 2) Denis, Laurent, editor. "Libraries and Librarianship in Canada". IFLA Journal (1982); 3) Denis, Laurent; Auster, Ethel. The Management of Retrenchment in Canadian Academic Libraries, 1988; 4) Frick, Elizabeth, editor. A Place to Stand: User Education in Canadian Libraries, 1988.

                           بريل ال. اندرسن[16] (WELIS)

                ترجمه اسدالله آزاد

 

 

 

 

[1]. National Library᾽s Multilingual Biblioservice

[2]. Canada Institute for Scientific and Technical Information (CISTI)

[3]. DOBIS (Dortmunder Bibliothekssystem)

[4]. University of Toronto Library Automation System (UTLAS)

[5]. St. Sulpice

[6]. Yukon

[7]. Saskatchewan

[8]. North York Public Library

[9]. Canadian Libraries in Their Changing Environment

[10]. Calgary

[11]. Canadian Association of Special Libraries and Information Services (CASLIS)

[12]. Dalhousie

[13]. Guidelines for the Training of Library Technicians

[14]. Canadian Library Yearbook

[15]. Directory of Library Associations in Canada

[16]. Beryl L. Anderson

 

بازگشت به فهرست مقالات ك