Skip Ribbon Commands
Skip to main content
سایت دایره المعارف کتابداری و اطلاع رسانی
    آ         الف       ب       پ       ت       ث       ج       چ       ح       خ       د       ذ       ر       ز       ژ       س       ش       ص       ض       ط       ظ       ع       غ       ف       ق       ک       گ       ل       م       ن       و       ه       ی    
 
بازگشت به فهرست مقالات ك

 

كتاب‌درماني[1] . استفاده از مطالب خواندني به‌منظور درمان بيماري‌هاي جسمي و رواني كتاب‌درماني نام دارد و به‌عنوان رشته خاصي از كتابداري بيمارستاني و سازماني به‌شمار مي‌رود (:3 ذيل "كتاب‌درماني"). اصطلاح كتاب‌درماني تركيبي از واژه‌هاي يوناني بيبلوس[2]  به معني كتاب‌ها و تراپيا[3]  به‌معني درمان است (:9 ج 2، ص 448).

 

تاريخچه. كتاب‌درماني مفهوم جديدي نيست، بر كتيبه سردر كتابخانه شهر باستاني تبس (در سواحل نيل) نوشته شده است: "شفاخانه روح" (:1 36-39). ارسطو معتقد بود كه ادبيات اثر درماني دارد، همچنين روميان باستان دريافته بودند كه ميان خواندن و درمان ارتباط وجود دارد (8). يادداشت‌هاي "كالبدشناسي ماليخوليا"[4]  اثر رابرت برتون، ارجاعات بسياري را در زمينه كاربرد ادبيات در كاهش آشفتگي‌هاي روحي ارائه كرده است. برتون، كتاب مقدس را به داروخانه‌اي تشبيه كرده است كه در آن داروي هر نوع بيماري يافت مي‌شود. ارتباط مذهب با كتاب‌درماني، شاهدي دال بر قدمت حضور كتابخانه‌ها در بيمارستان‌هاست. يكي از قديمي‌ترين پيشينه‌هاي استفاده از كتاب‌درماني در قرون وسطي و در قرن سيزدهم يافت شده است. در بيمارستان المنصور كه در قاهره ساخته شده بود، در طول مراقبت‌هاي پزشكي، خدمات خواندن قرآن توسط روحانيون براي بيماران ارائه مي‌شد (:9 ج 2، ص 448). بنجامين راش در 1810، كتاب خواندن را به‌عنوان بخشي از طرح معالجه بيمار و شيوه‌اي دگرسوگرانه به‌منظور دور نگه‌داشتن ذهن بيماران از آشفتگي پيشنهاد كرد. اثري كه راش منتشر كرد تأثير بسزايي در تمرين‌هاي روان‌پزشكي داشت و موجب شد خدمات كتابخانه‌اي به بيماران رواني در اواخر قرن نوزدهم به‌طور شگفت‌آوري پيشرفت كند. نخستين مقاله درباره كتاب‌درماني در 1848، توسط جان مينسن گالت، در همايشي كه توسط انجمن مديران مؤسسات پزشكي امريكايي برگزار شده بود، ارائه شد. در مقاله او اصول و كاربرد كتاب‌درماني، گروه‌هاي بيماران، و نوع خواندني‌هاي مناسب هر گروه معرفي شده بود (:9 ج 2، ص 449). گالت در 1853 عملا براي درمان بيماران رواني از كتاب خواندن بهره مي‌گرفت. چون در كتاب‌درماني علاوه بر شناخت بيماري، شناخت كتاب نيز ضرورت داشت و از طرفي باور به تأثير اين فن افزايش پيدا مي‌كرد، كم‌كم ضرورت نوعي همكاري ميان پزشكان و كتابداران احساس شد، به همين دليل پس از مدتي كتاب‌درماني به‌عنوان جنبه‌اي از حرفه كتابداري شناخته شد. نخستين همكاري بين كتابداري و روان‌پزشكي در بيمارستان مك‌لين در ويورلي[5]  ماساچوست آغاز شد (:2 43). انجمن كتابداران امريكا*، يكي از نخستين سازمان‌هاي حرفه‌اي بود كه فعالانه كتابداري را از طريق ايجاد كتابخانه‌هايي در بيمارستان‌ها و يا مؤسسات، پيش از قرن بيستم، رواج داد (5). نوشته‌هاي اي. كتلين جونز نخستين پيشينه‌هاي كتابداري هستند كه با همكاري روان‌پزشك، نقشي مؤثر در درمان بيماران رواني از طريق كاربرد كتاب‌ها داشته است (:9 ج 2، ص 440). اصطلاح كتاب‌درماني به شكل فعلي در منابع چاپي، نخستين‌بار در يكي از مقالات ساموئل مك كورد كرادرز، در 1916 به‌كار رفت. گرچه پيش از اين روان‌پزشكان ضمن استفاده از اين فن، به‌ترتيب آن را "خوانش ـ درماني"[6]  و پس از آن "مشاوره از طريق كتاب"[7]  نيز مي‌ناميدند. در ابتداي اين قرن بسياري از پزشكان ]خواندن [كتاب را براي حل مشكلات هيجاني بيماري‌هاي رواني توصيه كردند. افراد برجسته‌اي نظير كارل و ويليام منينگر، كه هر دو پزشك بودند، ضمن اينكه مطالعات پژوهشي باليني را درباره اثربخشي اين‌گونه درمان در مطالعات 5 ساله خود طي دهه 1930 هدايت كردند (5)، كاربرد كتاب‌درماني و رشد كتابخانه را در كلينيك منينگر نيز توسعه دادند. در حوزه تعليم و تربيت، آموزگاران، كاربرد كتاب‌درماني را از دهه 1940 آغاز كردند. در طول دهه 1950 مطالعه گروهي به درمان افراد الكلي افزوده شد. در دهه 1960 كتاب‌درماني در برخي زمينه‌ها نظير اعتياد به مواد مخدر، ترس، تغييرات نگرشي، بلوغ اخلاقي، مرگ، و همه موارد استثنايي پيشرفت كرد. در 1961، به‌عنوان يك واژه متعارف توسط >واژه‌نامه بين‌المللي وبستر< پذيرفته شد (:9 ج 2، ص 451). در دهه 1970 يكي از نخستين كلاس‌هاي اصول نظري كتاب‌درماني تدريس شد (8). از اين زمان به بعد روان‌شناسان، مربيان تربيتي، و صاحبان مشاغل مرتبط، به كتاب‌درماني علاقه‌مند شدند تا جايي كه طي ده‌ها سال، مقاله‌هاي متعددي در اين زمينه منتشر شد، اگرچه بسياري از اين مقاله‌ها حاكي از عدم‌اعتماد به اين روش درماني جديد بود، اما تمايل قطعي براي توسعه آن ابراز مي‌شد (:2 43).

 

هدف از كتاب‌درماني. در كتاب‌درماني، كتاب‌ها به‌عنوان ابزاري قدرتمند براي هدايت انديشه و تفكر خوانندگان درنظر گرفته مي‌شود. در >واژه‌نامه تعليم و تربيت< هدف از كتاب‌درماني اين‌گونه مطرح شده است: نفوذ كامل از طريق فرايندي تعاملي ميان خواننده و نوشتاري كه مورداستفاده واقع مي‌شود، به‌منظور سنجش شخصيت، رشد، سازگاري، و تعديل بيماري‌هاي رواني يا مغزي ذهن. كتاب‌درماني مي‌تواند يك يا بيش از يك هدف داشته باشد از توسعه خودپنداره فردي[8]  و افزايش آگاهي و درك مسئله گرفته تا تغيير در عملكرد يا تغيير نگرش و رفتارهاي خواننده. كتاب‌درماني را مي‌توان با دو رويكرد و دو هدف كلي انجام داد: 1) در كتاب‌درماني پيشگيرانه[9]  به خواننده رويكردهاي جديدي براي فائق شدن بر مشكلاتي كه در آينده با آنها مواجه خواهد شد، ارائه مي‌شود؛ و 2) مددجو درباره شخصيت‌هايي مطالعه مي‌كند كه شرايط مشابه او را دارند و از اين طريق براي حل مشكلات خود در زندگي واقعي اقدام مي‌كند (5).

 

اجراي كتاب‌درماني و مراحل آن. هيچ روش ويژه‌اي براي كتاب‌درماني تدوين نشده است. تشكيل كتابخانه مي‌تواند فراگيرترين بخش اين فعاليت باشد. اين كتابخانه‌ها با كتابخانه‌هاي عمومي تفاوت دارند؛ زيرا هدف‌هاي خاص را تعقيب مي‌كنند (:2 45). اين دوره درماني چيزي فراتر از اختصاص دادن يك كتاب خاص به فرد است. كتاب‌درماني، دوره كنكاشي است كه نياز به طرح‌ريزي دقيق دارد و در آن دو طرف (مددكار و مددجو) بايد با كتاب‌درماني موافق باشند (7). اگرچه نظرهاي متعددي درباره مراحل كتاب‌درماني وجود دارد، ليكن 5 مرحله بين همگان مشترك است: 1) شناسايي[10] ؛ 2) انتخاب نوشتار؛ 3) ارائه و همانندسازي؛ )4 پالايش[11]  (تخليه هيجاني)؛ و 5) بصيرت[12] . در طول دو مرحله اول، نياز مددجو شناسايي شده و كتاب‌هاي مناسب بر اساس مسائل او انتخاب مي‌شود؛ اين انتخاب بايد با آگاهي و مهارت صورت گيرد تا موجب ايجاد اميد و احساس كاذب در مددجو نشود (6). تاكنون معياري براي انتخاب كتاب با هدف درماني تعيين نشده است، تنها گاه‌به‌گاه كتابداران، پزشكان، و سايرين مواردي از كاربرد ادبيات و متون نوشتاري را كه مزايا و منافعي در درمان بيماران مورد معالجه آنها داشته است، ذكر كرده‌اند (:9 ج 2، ص 454). مرحله همانندسازي، زماني رخ مي‌دهد كه خواننده خود را با شخصيت يا شرايطي خاص در كتاب پيوند مي‌دهد (5)؛ در مرحله پالايش، مددجويان به‌صورت شفاهي از طريق شركت در بخش‌ها ــ يا به‌صورت نوشتاري و يا شيوه‌هاي هنري نظير اجراي نقش شخصيت‌ها ــ به تخليه هيجاني خود مي‌پردازند (6)؛ بصيرت، مرحله‌اي است كه مددجو به فهم بهتري از شرايط خود، بعد از همانندسازي و پالايش، مي‌رسد. در اين مرحله ممكن است مددجو قادر به ديدن انگيزه‌هاي پنهان اعمال خود و يا قادر به كشف راه‌هاي جديدي براي حل مجدد مسائل خود شود. اين بينش، ابزاري است كه به مددجو امكان كنترل شرايط و پيامدهاي خاص را مي‌دهد (5).

 

كتاب‌درماني توسط چه كساني اجرا مي‌شود؟ فرد كتاب‌درمان ممكن است آموزگار مدرسه، كتابدار، و يا متخصص بهداشت رواني باشد. نكته مهم آن است كه كتاب‌درماني مي‌بايست با ظرافت بسيار انجام شود و هر كسي نمي‌تواند عهده‌دار اجراي آن باشد. هر فرد علاقه‌مند را كه داراي ويژگي‌هاي ثبات و استواري شخصي و علاقه واقعي به‌كار با ديگران بدون قدرت‌نمايي، تهديد، و يا اخلاق‌گرايي باشد، مي‌توان براي اين فرايند توصيه كرد. به‌علاوه، كار با مراجع و متخصصان حوزه‌هاي مختلف نيز توصيه مي‌شود، مانند گروهي كه شامل كتابدار، مشاور، يا روان‌شناس مدرسه است. اين همكاري به توازن فرايند كتاب‌درماني كمك مي‌كند، به‌طوري كه هيچ‌كس مسئول نيست (7).

 

تأثيرات كتاب‌درماني. مطالعه كتاب، آن هم كتابي خاص يا بخش خاصي از متن كتاب كه توسط درمانگر به‌مراجعه‌كننده خاصي توصيه مي‌شود، مي‌تواند اين اثرها را داشته باشد: 1) توسعه شناخت و آگاهي؛ 2) آشنايي با سرگذشت زندگي ديگران و اينكه چه راهكارهايي را براي غلبه بر مشكلات در پيش گرفته‌اند؛ 3) الگو قرار دادن و همانندسازي با شخصيت‌هايي كه مددجو در كتاب با آنان آشنا مي‌شود؛ 4) آموختن دستورالعمل‌هايي براي زندگي بهتر و تقويت تفكر مثبت؛ 5) تداعي آزاد هنگام برخورد با مفاهيمي كه براي خواننده معناي ويژه‌اي دارند؛ 6) تحريك خواننده به تفكر، تحليل نگرش‌ها، و رفتارها؛ 7) فراخواني احساسات و تجربه‌هاي مخفي شده به سمت آگاهي؛ 8) كمك به شناخت علل رفتار خود و ديگران و تأمين سازگاري مطلوب (:2 44)؛ و 9) كمك جستن از كتاب به‌عنوان پناهگاه امني كه آرزوها و روياهاي ما در آن به تحقق مي‌پيوندد و پايان خوش آنها به ما اميد مي‌بخشد و پناهگاهي كه به هنگام نياز، فارغ از واقعيت‌هاي روزمره به آنها روي مي‌آوريم (:4 37). لازم به ذكر است، با وجود گذشت چندين دهه از تدوين پايه‌هاي نظري كتاب‌درماني، هنوز تمامي جنبه‌هاي كاربردي و تأثير آن در افراد نابهنجار و بيمار شناخته نشده است (:2 45).

 

كتاب‌درماني به‌عنوان نوعي كودك‌درماني. از نظر تاريخي، ادبيات كودكان و نوجوانان، در ابتدا، راهكاري بود براي كمك به قالب‌ريزي ذهن آنها. به‌علاوه، نوجوانان به كمك داستان، نكات اخلاقي و آموزنده را نيز فرا مي‌گرفتند (5). امروزه، ادبيات كودكان محدوده وسيعي از موضوعاتي را دربرمي‌گيرد كه پيش‌تر گفت‌وگو درباره آنها منع شده بود. در كتاب‌هاي تخيلي و غيرتخيلي از مرگ، طلاق، روابط جنسي، اعتياد، و ديگر نگراني‌ها و دلمشغولي‌هاي كودك سخن گفته مي‌شود (:1 36-39). كودكاني كه به توان نهفته در كتاب‌ها پي مي‌برند، از آن به‌عنوان وسيله‌اي مفرح براي رفع تعارض، كاهش اضطراب، تخليه هيجانات و احساسات، و كسب آرامش استفاده مي‌كنند، كودكي كه اين شيوه حل مسئله را فرا گرفته است در بزرگسالي نيز آن را به‌كار خواهد بست (:4 37). در كودك‌درماني بهتر است از كتاب‌درماني به‌عنوان شيوه‌اي جانبي و همراه با ساير شيوه‌هاي درماني نظير اقدامات دارويي و روان‌شناسي فردي، گروهي، و خانوادگي استفاده كرد. سه نوع كتاب‌درماني با هدف كودك درماني براي كودكان آسيب‌ديده هيجاني، كودكان با مشكلات سازگاري جزئي، و كودكان با نيازهاي اساسي رشد وجود دارد (5).

 

امتياز كتاب‌درماني بر ساير روش‌هاي درماني. كتاب‌درماني را مي‌توان يك فن درماني معرفي كرد كه مي‌تواند در خدمت نظام‌ها و روش‌هاي درماني مختلف قرار گيرد. كتاب‌درماني امتيازهايي بر ساير روش‌هاي درماني دارد كه از آن جمله مي‌توان به اين موارد اشاره كرد: 1) فراگير بودن. تعداد افرادي كه از مشكلات روان‌پريشي رنج مي‌برند، بسيار زياد است. غير از اين گروه، افراد ديگري وجود دارند كه به‌علت وجود موانعي در رشد و آگاهي‌شان، از تمام ظرفيت خود براي شاد، فعال، و مؤثر بودن استفاده نمي‌كنند، كتاب‌درماني براي اين گروه عظيم نيز مؤثر است؛ 2) پاسخ به نيازهاي زيبايي‌شناختي. كتاب بهترين وسيله براي انتقال بسياري از زيبايي‌هاست. به‌وسيله كتاب مي‌توان زيبايي‌هاي تفكرات فلسفي، طنزهاي گويا و معجزه‌گر، كلام موزون و دلچسب، تجسم يك صحنه اوج، و درك يك مفهوم عارفانه را ممكن ساخت كه در ديگر روش‌هاي درماني مقدور نيست؛ 3) ارتباط مهرآميز و گسترده با مردم. داستان‌ها مي‌توانند خواننده را آنچنان در جريان حادثه‌هاي ريز و درشت، غم‌ها و شكست‌ها قرار دهند كه خواننده قادر شود افراد واقعي جامعه را با آنان همسان ببيند و همان احساس محبت و پيوستگي را كه در زمان خواندن رمان، نسبت به قهرمان‌هاي داستان دارد، به‌اين افراد واقعي انتقال دهد؛ و 4) رسيدن به مرحله انتخاب. در كتاب‌درماني مي‌توان فرد را به ميزاني از شناخت و آگاهي رساند كه خود انتخابگر باشد. امتيازهاي كتاب‌درماني منحصر به موارد مذكور نيست. درك اين امتيازها برمبناي تجربه‌هاي تاريخي و شخصي دست‌اندركاران "كتاب" و مشاوراني است كه از فن كتاب‌درماني استفاده كرده‌اند (:2 45).

 

محدوديت‌هاي كتاب‌درماني. كتاب‌درماني در كنار مزيت‌هاي آن، محدوديت‌هايي نيز دارد، مانند 1) كاربرد آن در مورد بي‌سوادان و كم‌سوادان محدود است؛ 2) تعداد كتاب‌هايي كه تمام جنبه‌هاي درماني را فرا بگيرند، اندك‌اند؛ 3) بيشتر كتاب‌هاي مربوط به شناخت و درمان بيماري‌هاي رواني و كتاب‌هاي مشابه در اين زمينه براي تدريس در دانشگاه نوشته شده‌اند و متن آنها براي عامه مردم ساده نشده است؛ 4) ممكن است برخي مددجويان پس از شروع كتاب از ادامه مطالعه خودداري كنند و از خود مقاومت نشان دهند؛ 5) در روش كتاب‌درماني مشاهده زبان بدن[13]  براي ارزيابي دقيق‌تر ميسر نيست؛ 6) عادت به مطالعه در بسياري جوامع رواج ندارد و افرادي كه توان خواندن دارند با روش صحيح مطالعه آشنا نيستند؛ 7) به‌دليل كمبود روان‌پزشك امكان تعامل درماني با بيماران كم است (:2 45)؛ 8) كتاب‌درماني در درمان بيماري‌هاي حاد پاسخ نمي‌دهد؛ 9) كتاب‌درماني را علم نمي‌دانند، بلكه ابزاري براي ايجاد تغييرات رفتاري و احساسي معرفي مي‌كنند؛ 10) بررسي‌هاي موجود، كتاب‌درماني را روشي غيرقطعي اعلام مي‌كند (5)؛ )11 استانداردهاي لازم براي فنون كتاب‌درماني وجود ندارد؛ 12) كتابداران آموزش ديده و ماهر به انجام كتاب‌درماني، كم رغبت دارند(:9ج2، ص 454)؛ 13) هيچ دوره رسمي براي كتاب‌درماني ايجاد نشده است و در حال حاضر نيز مدارس كتابداري اندكي دوره‌هايي را كه به آموزش كتاب‌درماني يا راهنمايي مددجويان رواني بپردازد، ارائه مي‌كنند؛ 14) دانش مشاوران كتاب‌درماني نسبت به نيازهاي مطالعاتي مددجويان و دلايل گرايشات آنها به اثري خاص محدود است؛ و 15) پژوهش‌هاي اندكي درباره جنبه‌هاي مختلف فن كتاب‌درماني صورت گرفته است (:9 ج 2، ص 455).

 

وضعيت فعلي. در حال حاضر، كاربرد كتاب‌درماني محدود به كتابداران و پزشكان در بيمارستان‌ها و مؤسسات درماني نمي‌شود. آموزگاران، روان‌شناسان، جامعه‌شناسان، و مشاوران نيز اصول كتاب‌درماني را به‌كار مي‌برند. همچنين از آن در حوزه‌هاي جامعه‌شناسي رواني و زندگي اجتماعي هم استفاده مي‌كنند، زيرا امروزه بهداشت رواني خارج از مؤسسات درماني، به‌عنوان مسئله‌اي اجتماعي مطرح است. در اين زمينه كتاب‌درماني به مدارس، مؤسسات تأديبي، و مؤسسات بيماران كندذهن راه پيدا كرده است. در حوزه ادبيات كودكان نيز كميته‌هايي از كتابداران كه در زمينه كودكان فعاليت دارند، به‌طور مستمر فهرست كتاب‌هايي را كه در شرايط ويژه و خاص كاربرد دارند، گردآوري و تهيه مي‌كنند. طي دهه گذشته يا پيش‌تر، تحقيقات روان‌شناسي بيشتر بر روي استفاده كتاب‌درماني از انواع آثار مكتوب به‌جاي ادبيات سنتي متمركز بود. يافته‌هاي ابتدايي، موفقيت بيشتر آثار غيرداستاني نسبت به آثار داستاني و شعري را نشان مي‌دهد. در سال‌هاي اخير برخي خطوط، هر چند نه چندان آشكار، ميان كتاب‌درماني و جنبش "خودياري"[14]  مشاهده شده است (5). گرچه چندين دهه از پذيرش كتاب‌درماني به‌عنوان بخشي از روند درمان گذشته است، ولي مطالعه درباره آن همچنان در مرحله آزمايشي و تجربي باقي مانده و كاربردهاي بالقوه آن كشف نشده است (:9 ج 2، ص 450-452).

 

 

 

مآخذ :)1 "بخش نخست: مفهوم و ارزش كتاب‌درماني". ترجمه ميترا آل‌ياسين. تربيت. س.شانزدهم (آذر 1379): 36-؛39 2) تيرگر، مژگان. "كتاب‌درماني". گلبانگ، 3. ]بي‌تا[: 43-؛45 3) سلطاني، پوري؛ راستين، فروردين. دانشنامه كتابداري و اطلاع‌رساني. ذيل "كتاب‌درماني"؛ 4) "نمونه‌هاي كاربردي كتاب‌درماني". ترجمه ميترا آل‌ياسين. تربيت. س. شانزدهم (اسفند 1379): 32-؛37

 

5) Elkins, Hope. "Ten Key Questions (and Ansewers) About Bibliotherapy", 1999. [On-line]. Available: http:// www.indiana. edu/~1525/x425-1525/m8bib2.html. [10 Dec. 2004]; 6) Hayati, Abdullah: "Bibliotherapy". [ERIC DIGEST]. 2002 [On-line]. Available: http:// www.reading. indiana.edu/ieo/digests/d177.html. [10Dec.2004]; 7) Kortner Aiex, Nola."Bibliotherapy". [ERIC DIGEST].1993[On-line]. Available: http://www.indiana.edu/~eric-rec/ieo/digests/d82. html. [10Dec.2004]; 8) Salyp, Bernice J.; Salup, Alane. "Bibliotherapy: An Historical Overview". [ERIC DIGEST]. 1978 [On-line]. Available: http://www.learnwell.org/biblio. htm. [2 Nov. 2004]; 9) Tews, Ruth M. "Bibliotherapy". Encyclopedia of Library and Information Science. Vol 2, PP. 448-457.

 

          افسانه محسن‌زاده

 

 

 



 

[1]. Bibliotherapy      

[2]. Biblos      

[3]. Therapia      

[4]. Anatomy of Melancholy       

[5]. Waverley      

[6]. Therapeutic Reading     

[7]. Bibliocounseling      

[8]. Self - Concept      

[9]. Preventive Bibliotherapy      

[10]. Identification      

[11]. Cathalsis     

[12]. Insight      

[13]. Body Language

[14]. Self - Help      

بازگشت به فهرست مقالات ك