Skip Ribbon Commands
Skip to main content
سایت دایره المعارف کتابداری و اطلاع رسانی
    آ         الف       ب       پ       ت       ث       ج       چ       ح       خ       د       ذ       ر       ز       ژ       س       ش       ص       ض       ط       ظ       ع       غ       ف       ق       ک       گ       ل       م       ن       و       ه       ی    

بازگشت به فهرست مقالات م

 

 

مارك. مارك يا فهرستنويسي ماشين‌خوان[1] ، نظام برچسب‌گذاري عناصر كتابشناختي براي ذخيره الكترونيك است و با استفاده از آن مي‌توان داده‌هاي موجود در يك فهرستبرگه را به‌گونه‌اي آماده ساخت كه برنامه موجود در رايانه بتواند همه آنها را بخواند و برابر دستور بر روي هر داده عمل كند.

تاريخچه. پيشينه مارك از اواخر دهه 1950 آغاز مي‌شود، يعني زماني كه در كتابخانه كنگره امريكا امكان تهيه داده‌هاي فهرستنويسي به شكل ماشين‌خوان مورد بررسي قرار گرفت. تلاش‌هايي كه در اين زمينه انجام شد سرانجام به تهيه فرمت مقدماتي منجر شد كه ماركِ يك[2]  نام گرفت. مارك يك، پس از هشت ماه آزمايش در شانزده كتابخانه كه نماينده انواع كتابخانه‌هاي امريكا بودند و با بهره‌گيري از همكاري نمايندگان كتابخانه ملي بريتانيا، در ژانويه 1968 با عنوان >فرمت مارك دو:فرمت تبادل داده‌هاي كتابشناختي<[3]  انتشار يافت (5).  

نسخه مقدماتي فرمت مارك دو متعلق به كتابخانه ملي بريتانيا، كه كار بر روي آن تقريبآ همزمان با مارك دو كتابخانه كنگره آغاز شده بود، در ژوئن 1968 بانام >طرح‌هاي خدماتي ركورد مارك<[4]  منتشر شد. كتاب>خصوصيات مارك دو كتابخانه ملي بريتانيا<[5]  مدتي بعد، يعني مارس 1969، به چاپ رسيد(77:9).

 

مارك كتابخانه ملي بريتانيا كه بعدها به‌نام مارك انگلستان[6] شهرت يافت، از همان آغاز، مسيري جدا از مارك كتابخانه كنگره، كه بعدها بيشتر مارك امريكا[7]  ناميده شد، در پيش گرفت. از جمله مهم‌ترين عواملي كه بر اين جدايي تأثير گذاشت، تفاوت ميان ويرايش‌هاي بريتانيايي و امريكايي قواعد فهرستنويسي انگلوامريكن بود. عامل مهم ديگر، كاربرد متفاوت اين دو مارك بود: مارك امريكا در مرحله نخست، براي تهيه رايانه‌اي فهرستبرگه‌هاي كتابخانه كنگره به‌صورت فهرستگان ملي (ان.يو.سي.)[8]  طراحي شد، در حالي كه مارك انگلستان براي توليد رايانه‌اي كتابشناسي ملي بريتانيا (بي.ان.بي.)[9]  ساخته شد (:13 1-12).

 

فرمت‌هاي ملي كه بعد از اين دو فرمت ساخته شدند هر يك به دلايلي برمبناي يكي از دو فرمت فوق طراحي شدند. مثلا فرمت‌هاي مارك كانادا[10]  در 1974؛ مارك فرانسه، به نام اينترمارك[11] ، در 1974؛ و مارك اسپانيايي؛ به‌نام ايبرمارك[12]، در 1976؛ از جمله فرمت‌هايي بودند كه بر پايه مارك امريكا ساخته شدند (:11 38-45). از سوي ديگر، مارك استراليا[13]در 1973؛ مارك تايلند[14]  در 1976؛ مارك ايتاليا، به نام آنا مارك[15] ، در 1977؛ و مارك سنگاپور، به‌نام سينگ مارك[16] ، در 1979 از فرمت‌هايي بودند كه برپايه مارك انگلستان ساخته شدند (:11 46-51).

هنگامي كه در 1977 فرمت مارك جهاني به‌نام يوني‌مارك، به‌عنوان راه حلي براي مشكل فرمت‌هاي متفاوت (كه امكان تبادل رايانه‌اي داده‌ها را دشوار ساخته بودند) توسط مهار جهاني كتابشناختي و برنامه مارك بين‌المللي ايفلا پديد آمد، تحولي در ساخت فرمت‌هاي مارك ايجاد شد. با پيدايش يوني مارك، شماري از فرمت‌هاي بعدي به سوي اين مارك نوين گرايش يافتند. فرمت‌هايي مانند مارك افريقاي جنوبي، به‌نام سامارك[17] ،در 1980؛ مارك ژاپن[18]  در 1981؛ مارك تايوان، به نام مارك چيني[19] ، در 1981؛ و مارك كرواسي در 1989، جزء نخستين فرمت‌هايي بودند كه برپايه يوني‌مارك طراحي شدند. كشورهاي ديگر از جمله ايتاليا، فرانسه، هند، و يونان نيز به‌زودي به اين گروه پيوستند. آمار نشان مي‌دهد كه تا 1994، بيست كشور به‌طرق گوناگون از فرمت يوني مارك استفاده مي‌كرده‌اند (:12 8-33). تا 1999 نيز، حداقل 51 مؤسسه در 41 كشور، براي پردازش يا تبادل داده‌ها از يوني‌مارك استفاده مي‌كردند (:14 41-42).

اكنون دو گرايش در روند توليد مارك‌ها به‌چشم مي‌خورد: گرايش اول، طراحي فرمت‌هاي ملي برمبناي يكي از دو فرمت يوني‌مارك و مارك امريكا؛ زيرا مارك انگلستان، به‌دلايلي، از اين نقطه‌نظر كمتر مورداستفاده قرار مي‌گيرد. گرايش دوم، روند روبه‌افزايش تلاش براي يكسان‌سازي هرچه بيشتر فرمت‌هاست؛ زيرا هرچه تفاوت‌هاي موجود ميان فرمت‌هاي مختلف كمتر شود امكان تبادل رايانه‌اي داده‌هاي فهرستنويسي و كتابشناختي بيشتر مي‌شود. از جمله اين تلاش‌ها مي‌توان به ديدار نمايندگاني از كتابخانه كنگره امريكا و كتابخانه بريتانيا در 1994 اشاره كرد كه با هدف هماهنگ‌سازي و ساده‌سازي دو فرمت مارك امريكا و مارك انگلستان، در راستاي افزايش سازگاري ميان دو فرمت، انجام گرفت.

مارك ايران. نخستين بررسي‌ها بر روي فرمت مارك ايران را نگارنده در قالب رساله دكتراي خود در 1946 انجام داد و در آن فرمت يوني‌مارك به‌عنوان مبناي گسترش مارك ايران پيشنهاد شد (10).

كتابخانه ملي ايران سه سال پس از آغاز فهرستنويسي رايانه‌اي در 1376 طرحي را در مورد "مارك ايران" به شوراي پژوهش‌هاي علمي كشور پيشنهاد كرد. كتابخانه ملي در فروردين 1377 كميته ملي مارك ايران را تشكيل داد و مارك جهاني را براي ايران برگزيد و آن را با نيازهاي فهرستنويسي كتاب‌هاي فارسي و عربي برمبناي تجربيات كتابخانه ملي منطبق كرد. مارك ايران فرمتي است براي ذخيره، بازيابي، و تبادل اطلاعات كتابشناختي كه برمبناي استانداردهاي
بين‌المللي توصيف كتابشناسي (آي.اس.بي.دي.) و با درنظر گرفتن ويژگي‌هاي فهرستنويسي فارسي بر اساس فرمت يوني مارك طراحي شده است.

دستنامه مارك ايران به‌عنوان نخستين تجربه كتابخانه ملي فقط براي تك‌نگاشت‌ها تهيه شده است و پيايندها، مواد ديداري و شنيداري، مواد جغرافيايي، و فايل‌هاي رايانه‌اي را دربرنمي‌گيرد (:2 چهار ـ هشت).

نمونه يك فهرستبرگه مارك.  در شكل 1، يك فهرستبرگه معمولي كتابخانه ملي ايران ارائه شده است(288:1):

 

637_1.jpg

 

 

شكل 1. يك فهرستبرگه معمولي كتابخانه ملي ايران در اين فهرستبرگه، اطلاعات كتابشناختي با استفاده از قواعد نشانه‌گذاري استاندارد بين‌المللي توصيف كتابشناختي* (آي.اس.بي.دي.) در حوزه‌هاي معيني ارائه شده است. در هر حوزه نيز داده‌ها با نظمي معين قرار دارند. مثلا حوزه وضعيت نشر كه با يك ".ـ" آغاز شده، يكي از حوزه‌هاي اين فهرستبرگه است كه خود داراي سه زيرحوزه است يعني محل نشر، نام ناشر، و سال نشر.

شكل‌هاي 2 و 3 چگونگي آماده ساختن اين فهرستبرگه را براي خوانده شدن به‌وسيله رايانه نشان مي‌دهند. لازم به‌ذكر است براي اين منظور از نشانه‌هاي به‌كار گرفته شده در يوني مارك[20]  استفاده مي‌شود.

 

 

برچسب ركورد

 

جايگاه‌هاي نويسه‌اي

 

5 6 7 8 17 18

 

 

ارزش‌ها

 

# # O m a n

 

1494-68م 001

بها: 1900 ريال  010##

 

100 ##$a13680612d1368####myoperb0107####zz

101 ##$afar

102 ##$aIRN

105 ##$ay###z###000gy

برگزيده آثار نيما يوشيج 200 1#$a

(شعر)$e           

انتخاب، نسخه‌برداري و تدوين سيروس طاهباز$f           

با نظارت شراگيم يوشيج$g           

]تهران 210 ##$a [

بزرگمهر$b           

1368$d           

316 ص.215 ##$a

شعر فارسي 606 ##$a

قرن 14$x           

$2nli         

62/1 فا 8676 ##$a

PIR 680 ##$a

نيما يوشيج700 #0$a

مستعار$c           

طاهباز،702 # 1$a

سيروس، $b         

1317ـ $f         

$4220         

شكل .2 اطلاعات كتابشناختي فهرستبرگه شكل 1 كه براي تبديل به يك ركورد مارك، كدگذاري شده است.

در شكل 2، اطلاعات كتابشناختي كدگذاري شده همان فهرستبرگه آمده است. حوزه‌ها به‌وسيله شماره‌ها[21]  و زيرحوزه‌ها با كدهاي فيلدهاي فرعي[22]  مشخص شده‌اند. به‌طور مثال حوزه وضعيت نشر با شماره 210 و زيرحوزه‌هاي موجود در اين حوزه، يعني ]تهران[: بزرگمهر، 1368، به ترتيب با كدهاي $a،  $bو  $dنشانه‌گذاري شده‌اند. دو نشانه # كه پس از شماره فيلد  210آمده‌اند، نشانگر[23]  ناميده مي‌شوند. نشانگرها در هر فيلد، كاربرد ويژه‌اي دارند. مثلا در فيلد 200، كه به‌حوزه عنوان و شرح مسئوليت اختصاص دارد، نخستين نشانگر ـ  1ـ رايانه را متوجه مي‌سازد كه بايد از روي عنوان، يك شناسه افزوده بسازد، و نشانگر دوم، يعني # يك فضاي خالي[24]  و تعريف نشده است كه كاري انجام نمي‌دهد. به همين ترتيب، دو نشانگر فيلد 210 نيز تعريف نشده‌اند. در شكل 2، فيلدهاي ديگري نيز ديده مي‌شوند كه افزون بر عناصر داده‌هاي موجود در فهرستبرگه شكل 1، داراي اطلاعات كد شده‌اي هستند كه رايانه براي پردازش ركورد به آنها نياز دارد، مانند فيلدهاي 101  و  102كه به‌ترتيب، زبان ركورد و نام كشور توليدكننده آن را مشخص مي‌سازند. همچنين در شكل 2 برچسب ركورد[25]  ديده مي‌شود. برچسب ركورد كه در ابتداي هر ركورد مارك مي‌آيد داراي 24 نويسه[26]  است كه اطلاعات مقدماتي مختصري را براي پردازش ركورد، در اختيار رايانه قرار مي‌دهند. شش نويسه از اين 24 نويسه توسط فهرستنويس تعيين مي‌شود و بقيه را رايانه، محاسبه مي‌كند. هر يك از اين شش نويسه داراي چند ارزش (يا گزينه) است و فهرستنويس براي هر كدام از اين شش نويسه، برحسب اقتضاي ركورد، يكي از اين چند ارزش يا گزينه (مختص هريك از اين شش نويسه) را انتخاب مي‌كند. مثلا در شكل 2، از آنجا كه ركورد، يك ركورد جديد است، نويسه  nرا به معناي ركورد جديد به آن داده‌اند و نيز، نظر به اينكه اين ركورد، يك تك‌نگاشت را توصيف مي‌كند، نويسه m به معناي تك‌نگاشت[27]  براي آن آمده است

(:4 84-85).

00531namo#2200193###450#   001000900000     011001900019

100003900028     101000800067      102000800075    105001800083

200009900101     210002700200   215001100227      606002400238

676001200262     68000800274   700002200282    702003500304 @

1494ـ68م@##$d      بها: 1900 ريا‌ل@##$a13680612d1368####

myoperb0107####ZZ@$afar@##$aIRN@

با $g انتخاب، نسخه‌برداري و تدوين سيروس طاهباز $f (شعر) $e برگزيده آثار نيما يوشيج##$ay###000gy@1#$a قرن  $xشعر فارسي  @##$a 1368 $bبزرگمهر ] $bتهران[  @##$aنظارت شراگيم يوشيج  $fسيروس،$b  طاهباز، @#1$a مستعار  $cنيما يوشيج@##$aPIR@#o$a62/1فا8$2nli@##$a 14 ـ 1318%@4220$

شكل 3. ركوردِ ماركِ فهرستبرگه شكل 1 به‌صورتي كه براي رايانه قابل خواندن است.

در شكل 3، ركورد مارك همان فهرستبرگه به شكل قابل خواندن براي رايانه ارائه شده است. نخست برچسب ركورد با 24 نويسه (كه در شكل، با حروف ايتاليك نشان داده شده‌اند)، و سپس چهارده مدخل فهرست راهنما[28]  كه هر يك داراي

دوازده نويسه هستند (و در شكل، با حروف زيرخط‌دار نشان داده شده‌اند) ديده مي‌شوند. هر مدخل فهرست راهنما به يك فيلد تعلق دارد. سه رقم اول هر دوازده نويسه به شماره فيلد اختصاص دارد، چهار نويسه بعدي، طول فيلد را مشخص مي‌كند و پنج نويسه انتهايي، نشاني محل آغاز داده‌هاي همان فيلد را به رايانه نشان مي‌دهد. مثلا مدخل راهنماي 210002700200 معين مي‌كند كه فيلد  210داراي طولي برابر با 27 نويسه (0027) است و نخستين نويسه اين فيلد، يعني نشانگر اول آن كه # است از نويسه دويستم (00200) بعد از نخستين نشانه @ (كه در انتهاي آخرين مدخل "فهرست راهنما" قرار دارد و براي وضوح بيشتر به ايتاليك نشان داده شده است) آغاز مي‌شود. نشانه @ كه در پايان هر فيلد مي‌آيد پايانگر فيلد[29] ، و نشانه % كه در انتهاي ركورد مي‌آيد پايانگر ركورد[30]  است. پس از مدخل‌هاي فهرست راهنما، اطلاعات مندرج در فيلدهاي شكل 2، به همان ترتيب شكل 2، اما بدون شماره، پشت سرهم قرار مي‌گيرند (:4 85-86).

هنگامي كه تك‌تك حوزه‌ها و زيرحوزه‌هاي يك ركورد كتابشناختي به روش بالا نشانه‌گذاري شوند، رايانه‌اي كه براي شناسايي اين نشانه‌ها برنامه‌ريزي شده است مي‌تواند اعمال زير را انجام دهد: 1) هر ركورد را تحت يك يا چند سرعنوان درخواستي (سرشناسه‌ها يا شناسه‌هاي افزوده) چاپ و همه مدخل‌ها را به هرشكل دلخواه (مثلا، فرم‌هاي مختلف براي فهرست پديدآور، فهرست رده‌اي، و غيره) مرتب كند؛ 2) همه مدخل‌ها را به يك يا چند نظم دلخواه (مثلا، برحسب پديدآور يا شماره رده) مرتب كند؛ 3) شكل نهايي فهرست(ها) را در قالب‌هاي رسانه‌اي موردنياز (ريزنگار، برگه، شكل كتابي، و غيره) تهيه نمايد؛ 4) با افزايش داده‌هاي جديد به بايگاني مركزي، فهرست‌ها را به شكل خودكار روزآمد سازد؛ )5 اطلاعات موردنياز را از ركوردها استخراج كند. مثلا برحسب درخواست، سياهه‌اي از همه كتاب‌هاي پزشكي سوئدي قرن بيستم را كه در بايگاني آن موجود هستند، فراهم نمايد؛ )6 فرمت تبادلي براي ركوردهاي فهرست شده بين كتابخانه و كتابخانه (هاي) ديگر فراهم سازد. اين به آن معناست كه ركوردها را مي‌توان به شكل يك مارك مشترك ميان كتابخانه‌ها مبادله كرد و كتابخانه دريافت‌كننده مي‌تواند آنها را به‌وسيله برنامه مناسب تغيير دهد تا به شكل دلخواه درآورد.

دو مورد آخر، يعني استخراج اطلاعات موردنياز از ركوردهاي وارد شده و ساده‌سازي تبادل اطلاعات بين كتابخانه‌هاي مختلف، مزايايي است كه در هيچ‌يك از نرم‌افزارهاي كتابخانه‌اي غيراستاندارد، كه براي رايانه‌اي كردن فهرستنويسي توليد شده‌اند، وجود ندارد. زيرا از يك‌سو، به‌طوري كه در شكل 2 ديده شد، كوچك‌ترين جزء هر فهرستبرگه با روش نشانه‌گذاري مارك، به‌وسيله رايانه قابل خواندن مي‌شود و از سوي ديگر، ساختار ركورد مارك، مبتني بر استاندارد ISO 2709 است كه سازمان جهاني استاندارد* آن را تدوين كرده است. اين ساختار در تمامي مارك‌هاي موجود به‌كار گرفته شده و تبديل مارك‌هاي مختلف به يكديگر بسيار ساده‌تر از تبديل فرمت‌هاي غيراستاندارد به يكديگر است (:4 87).

واضعان، نظريه‌پردازان، و استادان فن. از جمله شخصيت‌هايي كه نامشان در تاريخ مارك به فراواني ديده مي‌شود هنريت دي. ايورم[31]  است كه طراح و پايه‌گذار مارك امريكاست و از طراحان اوليه يوني‌مارك نيز بوده است. وي نزديك به 180 مقاله درباره مارك امريكا، يوني‌مارك، و ساير مسائل مربوط به مارك دارد.

ميرنا ويلر، طراح مارك كرواسي برمبناي يوني‌مارك؛ ايلزه ون ني‌كرك[32] ، طراح مارك افريقاي جنوبي برپايه يوني مارك؛ و

ارنست كول، طراح مارك آلمان را مي‌توان در زمره واضعان و نظريه‌پردازان ديگر مارك به‌شمار آورد (:11 31-53).

انواع مارك. فرمت‌هاي مارك را مي‌توان از نظر دامنه كاربرد به دو گروه تقسيم كرد: فرمت‌هاي تبادل و فرمت‌هاي پردازش. بعضي از فرمت‌هاي مارك براي استفاده درون يك سيستم طراحي مي‌شوند، در حالي كه فرمت‌هاي ديگر مارك اساسآ به‌منظور تسهيل انتقال داده‌ها بين سيستم‌هاي متفاوت توليد مي‌شوند. گروه اول با عباراتي مانند: "فرمت‌هاي پردازش دروني"[33] ، "فرمت‌هاي پردازش"[34] ، و گاهي "فرمت‌هاي كاري"[35] ناميده مي‌شوند. "فرمت‌هاي ارتباطات"[36]  و "فرمت‌هاي تبادل"[37] ، اصطلاحاتي هستند كه براي ناميدن گروه دوم به‌كار مي‌روند. كتابخانه‌اي كه براي پرداختن به امور داخلي خود از يك فرمت پردازش استفاده مي‌كند، براي تبادل اطلاعات كتابشناختي با كتابخانه ديگر، در صورتي كه دو كتابخانه به هر دليلي از فرمت پردازش يكساني استفاده نكنند، به يك فرمت تبادل كه توسط هر دو كتابخانه به‌كار رود نيازمند است. كتابخانه اول، اطلاعات كتابشناختي موردنياز را، در فرمت تبادل، از كتابخانه دوم دريافت مي‌كند و با استفاده از برنامه تبديل[38]  مناسب، اطلاعات دريافتي را به فرمت پردازش خود تبديل مي‌كند و مورداستفاده قرار مي‌دهد. روشن است كه به اين ترتيب، كتابخانه‌اي كه مثلا با شش كتابخانه ديگر تبادل اطلاعات دارد، ناچاراست گاه تا شش برنامه تبديل داشته باشد. اين امر هزينه گزافي را بر كتابخانه تحميل مي‌كند. از سوي ديگر، چون فرمت‌هاي پردازش، به‌دلايل متعدد، مرتبآ تغيير مي‌كنند تغيير برنامه‌هاي تبديل نيز الزامي مي‌شود. اين نيز به‌نوبه خود، برهزينه‌هاي كتابخانه مي‌افزايد. به اين دو دليل كتابخانه‌ها ترجيح مي‌دهند فرمت‌هاي پردازش خود را برپايه يك فرمت تبادل، كه مورداستفاده تعداد زيادي كتابخانه باشد، بسازند تا امكان تبادل اطلاعات به‌نحو مطلوب‌تر فراهم شود. به سخن ديگر، گرايش كنوني در ساختن فرمت‌هاي مارك ملي اين است كه يك فرمت تبادل را در راستاي برآوردن نيازهاي كتابشناختي ملي به فرمت ملي تغيير دهند تا ضمن داشتن فرمت ملي، بيشترين سازگاري را با فرمت تبادل داشته باشند. يوني‌مارك مثال خوبي در اين زمينه است كه اساسآ به‌منظور تبادل جهاني اطلاعات بين كتابخانه‌ها و مراكز كتابشناختي ساخته شده و در عين حال، مبناي گسترش چندين مارك ملي از جمله در چين، ژاپن، و كرواسي قرار گرفته است.

فرمت‌هاي مارك برحسب وظيفه‌اي كه انجام مي‌دهند نيز تقسيم‌بندي مي‌شوند: هر فرمت مارك  مي‌تواند داراي سه نوع فرمت باشد. يكي از اين سه نوع فرمت، فرمت كتابشناختي[39]است كه همان‌گونه كه از نامش پيداست داده‌هاي كتابشناختي يك فهرستبرگه را كدگذاري مي‌كند. نوع دوم، فرمت مستندات[40]نام دارد كه كارش كد ساختن اطلاعات مستندي مانند سرعنوان‌هاي موضوعي، اسامي اشهر نويسندگان و سازمان‌ها و غيره است. فرمت موجودي[41]  نيز اطلاعات مربوط به موجودي يك مجموعه را به شكل كد درمي‌آورد. برخي فرمت‌ها مانند مارك امريكا داراي فرمت ديگري هستند كه فرمت رده‌بندي[42]ناميده مي‌شود و شماره‌هاي رده‌بندي را كُد مي‌كنند.

وضعيت كنوني مارك. مارك نشان داده است كه نه تنها فرمتي مؤثر با كاربرد گسترده براي پردازش داده‌هاي كتابشناختي دارد، بلكه براي تبادل داده‌ها و فهرستنويسي نيز ابزاري ارزشمند است. با اين وجود، مارك از جنبه‌هاي مختلف مورد انتقاد قرار گرفته است. برخي آن را وابسته به فناوري برگه‌اي اواسط دهه 1960 مي‌دانند كه كاري به جز تجزيه فهرستبرگه سنتي به اجزاي تشكيل‌دهنده آن و سپس شناساندن اين اجزاء با شماره‌ها، انجام نمي‌دهد (:6 175). گروهي معتقدند كه چون مارك براي تبادل ركوردهاي كتابشناختي طراحي شده، از مبادله روابط كتابشناختي كه در
تبادل اطلاعات كتابشناختي نقش مهمي دارد، عاجز است. بعضي حتي تغييرات اساسي در مارك را الزامي مطلق براي بهبود قواعد فهرستنويسي در آينده به‌شمار مي‌آورند (130:7).

علي‌رغم اين انتقادات به‌نظر مي‌رسد كه آينده مارك مطمئن است. يكي از دلايل آينده درازمدت مارك مي‌تواند ساختار ركورد آن باشد كه همان‌گونه كه قبلا ذكر شد مبتني بر استاندارد ISO 2709 است. بيش از بيست ميليون ركورد كتابشناختي در سراسر جهان براي تبادل وجود دارند كه بر پايه اين استاندارد ساخته شده‌اند. هزينه‌هاي گزاف پرداخت شده براي اين ركوردها نيز بسياري از كتابخانه‌ها و مؤسسات كتابشناختي ديگر را به اين استاندارد وابسته ساخته است. سرمايه‌گذاري‌هاي عمده، هم از نظر مالي و هم از نظر تخصص رايانه‌اي، بر روي برنامه‌هاي وابسته به استاندارد، ISO 2709 انجام شده و بعيد به‌نظر مي‌رسد كه اين تعهدات مالي و تخصصي حتي اندكي هم ملغي شود (:8 71).

افزون بر اين، محتوانماهايي[43]  كه در مارك به‌كار رفته است پايدارتر از ساختار ركورد آن به‌نظر مي‌رسند. داده‌هاي كتابشناختي براي تبادل رايانه‌اي، همواره به محتوانماها نياز خواهند داشت و محتوانماهاي به‌كار رفته در مارك احتمالا براي نيازهاي آينده نيز مناسب خواهند بود.

از جمله دلايل ديگري كه مي‌توان براي بقاي مارك ذكر كرد، انتشار ويرايش‌هاي جديد دستنامه‌هاي مارك‌هاي مختلف است.

وجود كميته‌هاي ملي كه مسئول پشتيباني فرمت‌هاي ملي هستند، دليلي ديگر براي پايداري مارك است. اين كميته‌ها از راه‌هاي گوناگون، پيشنهادهاي مربوط به فرمت‌هاي ملي خود را دريافت مي‌كنند و در جلساتي منظم، پيرامون اين پيشنهادها بحث مي‌كنند و تصميم مي‌گيرند. كميته دائمي يوني‌مارك (پي.يو.سي.)[44] ، يكي از همين كميته‌هاست كه نگرش فرا ملي دارد و پيشنهادها و پرسش‌هاي مربوط به فرمت يوني‌مارك را از سراسر جهان دريافت و بررسي مي‌كند و تصميمات جلسات منظم خود را به‌اطلاع علاقه‌مندان مي‌رساند (:3 40).

با توجه به نكات فوق مي‌توان نتيجه گرفت تا زماني كه سازمان‌ها علاقه‌مندند ركوردهاي كتابشناختي را مبادله يا داده‌هاي كتابشناختي را از مؤسسات مركزي دريافت كنند، و تا زماني كه متخصصان كتابداري و رايانه روش‌هايي ساده‌تر و اقتصادي‌تر براي پردازش و انتقال رايانه‌اي داده‌هاي كتابشناختي بين سيستم‌ها با فرمت‌هاي متفاوت طراحي نكرده‌اند، آينده مارك مطمئن به‌نظر مي‌رسد.

 

مآخذ :)1 كتابشناسي ملي ايران (نيمه اول سال 1368). تهران: كتابخانه ملي جمهوري اسلامي ايران، 1371؛ )2 كميته ملي مارك ايران. مارك ايران. تهران: كتابخانه ملي جمهوري اسلامي ايران، 1381؛ )3 كوكبي. مرتضي. "انتخاب فرمت مناسب براي فهرستنويسي رايانه‌اي انتشارات ايراني". مجله علوم تربيتي و روانشناسي. دوره سوم، 1 و 2 (بهار و تابستان 1375): 34-39؛ )4 همو. "مارك ايران". مجله علوم اجتماعي و انساني دانشگاه شيراز. دوره سيزدهم، 1 و 2 (پاييز 1376 و بهار 1377): 81-93؛

5) Avram, Henriette D. MARK:its History and Implications. Washington: Library of Congress, 1975; 6) Ayers, F. H. "Main Entry:Lynch Pin or Dodo?".Journal of Librarianship. Vol.10, No.3 (July1978): 170-181; 7) Gorman, Michael. "A new Golden Age?: the Future of Cataloguing". Cataloguing Australia. Vol.17, No. 3/4, (1991): 128-134; 8) Idem. "Descriptive Cataloguing:its past,present, and Future". in Gorman, M. (copiler). Technical Services Today and Tomorrow. Englewood: CO, Libraries Unlimited, 1990; 9) Grdley, Ellen; Hopkinson,Alan. Exchanging Bibiographic Date: AMRC and other International Formats. Ottawa: Canadian Library Association, 1990; 10) Kokabi, Mortaza. "Development of a Machine-readable Cataloguing (MARC) Format for Iran". PhD. dissertation., School of Information Library and Archive Studies, The University of New South Wales,1994; 11)Idem."The Internationalization of MARC, Part II, III Some MARC Formats Based on USMARC". Library Review. Vol. 44, No.6.(1995): 38-51; 12) Idem."The Internationalization of MARC, Part IV: Some Formats Based on it and some other MARC Formats. "Library Review. Vol.44, No.7. (1995): 8-33; 13) Long, Anthony. "UKMARC and US/MARC: a Brief History and Comparison". The Journal of Documentation. Vol.40, No.1 (March 1984): 1-12; 14) Plassard, Marie- France and Ratthei, Staphanie. "The International List of UNIMARC Users and Experts". International Cataloguing and Bibliographic Control. Vol. 28, No.2 (1999): 41-42

           

     مرتضي كوكبي

  

 


 

[1]. Machine Readable Cataloging (MARC)

[2]. MARC I

[3]. MARC II format:a Communications Format for BibliographicData

[4]. MARC Record Service Proposals

[5]. BNB MARC II Specifications

[6]. UKMARC     

[7]. USMARC     

[8]. National Union Catalog (NUC)

[9]. British National Bibliography (BNB)

[10]. CANMARC     

[11]. INTERMARC

[12]. IBERMARC

[13]. AUSMARC     

[14]. THAIMARC

[15]. ANNAMARC

[16]. SINGMARC     

[17]. SAMARC

[18]. JAPANMARC

[19]. CHINESEMARC     

[20]. UNIMARC

[21]. Tags

[22]. Subfield Codes

[23]. Indicator      

[24]. Blank

[25]. Record Label

[26]. Character

[27]. Monograph

[28]. Directory

[29]. Field terminator

[30]. Record terminator

[31]. Henriette  D. Avram                 

[32]. Ilse van Niekerk     

[33]. Internal Processing Formats

[34]. Processing Formats

[35]. Working Formats

[36]. Communications

[37]. Exchange

[38]. Conversion

[39]. Bibliographic

[40]. Authorities

[41]. Holdings

[42]. Classification

[43]. Content Designations

[44]. Pernanent UNIMARC Committee (PUC)

 

 

بازگشت به فهرست مقالات م