Skip Ribbon Commands
Skip to main content
سایت دایره المعارف کتابداری و اطلاع رسانی
    آ         الف       ب       پ       ت       ث       ج       چ       ح       خ       د       ذ       ر       ز       ژ       س       ش       ص       ض       ط       ظ       ع       غ       ف       ق       ک       گ       ل       م       ن       و       ه       ی    

بازگشت به فهرست مقالات م

 

 

مديريت كتابخانه. كتابخانه‌ها از بامداد تاريخ بوده‌اند و كاركرد اوليه آنها گردآوري و تنظيم مواد، تسهيل گردش آنها، و تا حدي كمك به استفاده‌كنندگان بوده است. اين كاركردهاي اوليه در فعاليت‌هاي سازماني كتابخانه‌هاي امروزي نيز ديده مي‌شوند، اما چنانچه بخواهيم اداره كتابخانه مدرن را در چارچوب حيات سازماني معاصر تعريف كنيم، در اين صورت قرن 19 را مي‌توان آغاز مديريت كتابخانه دانست.

قرن .19 در قرن 19 به چند سبب شرايط مناسب تولد مديريت كتابخانه مدرن فراهم شد. نخست آنكه، در نتيجه تغييرات اساسي در صنعت چاپ و آسان شدن توليد كتاب ارزان و فراوان، مواد خواندني بيشتر در اختيار مردم قرار گرفت. در شهرهاي بزرگ اروپا و امريكا كه در آن زمان نيز مراكز تجاري و اقتصادي بودند، دولت‌ها درهاي كتابخانه‌ها را به روي عموم مردم باز كردند. اصلاحاتي كه در آغاز قرن نوزدهم در دانشگاه‌هاي آلمان صورت گرفت موجب اهميت يافتن كتابخانه‌هاي اين دانشگاه‌ها شد. تقليد از اين اصلاحات در امريكا موجب شد كه انجام پژوهش شرط اشتغال اعضاي هيئت علمي در دانشگاه شود. اين امر به رشد كتابخانه‌هاي دانشگاهي بسيار مدد رساند، به‌طوري كه در پايان اين قرن كتابخانه‌هاي بزرگ دانشگاهي در امريكا شكل گرفتند. همچنين، با افزايش نياز به نيروي كار ماهر، نياز به كادر مديريتي كه توانايي سرپرستي داشته باشد، پديد آمد. بدين‌ترتيب، تربيت و آموزش مدير در بخش خصوصي و به تبع آن در بخش دولتي، و سپس در سازمان‌هاي خدماتي عمومي رواج يافت.

دو نظريه‌پرداز مهم كه هر دو در قرن 19 به دنيا آمدند، سهم بزرگي در تغيير درك ما از مديريت داشته‌اند: يكي ماكس وِبِر (1864-1920) در اروپا، و ديگر فردريك تيلور (1856-1915) در امريكا. آثار اين دو تن در باب سازماندهي كار و اداره سازمان‌ها بسيار تعيين‌كننده از كار درآمد. ما نظريه‌پردازي در باب سازمان بوروكراتيك و فهم آن را مديون وبر هستيم. سازمان بوروكراتيك آن است كه به‌صورت سلسله مراتبي كار مي‌كند، و شايستگي در آن ملاك استخدام و ترفيع است، و به جهت آنكه امور در آن يك شكل انجام گيرد با قواعد و مقررات سازماني اداره مي‌شود.

همچنين، سازمان بوروكراتيك به واحدهايي تقسيم مي‌شود كه بر اساس شباهت مجموعه و مسئوليت‌ها از يك‌سو، و شهامت توانايي‌ها و مهارت‌هاي كاركنانشان از سوي ديگر مشخص مي‌شوند. دين ما به تيلور در آن است كه وي اصول مديريت علمي را تدوين كرد كه هدف آن تضمين بالاترين حد كارآيي و خوشبختي براي كارگر و كارفرما بود. بسياري معتقدند كه انديشه تيلور آغازگر نظريه‌هاي سازماني مدرن و تصميم‌گيري است.

سازمان. از نظر وبر، كتابخانه‌ها سازمان‌هايي بوروكراتيك هستند، زيرا به‌عنوان بخشي از سازمان‌هاي بزرگ‌تر (نظير ادارات دولتي، مؤسسات دانشگاهي، مدارس، شهرداري‌ها، يا شركت‌هاي خصوصي) تابع قوانين و مقررات سازمان مادر هستند. به‌عبارتي تبعيت آنها از هنجارهاي عام كه بر شرايط كار، طبقه‌بندي مشاغل، تعيين حقوق و مزايا، وساير شرايط استخدامي در جهان امروز اثر دارد، تدبير مهمي است كه سازمان براي رعايت عدالت در مورد كاركنانش به‌كار مي‌بندد. همچنين، كتابخانه‌ها، به‌ويژه در كتابخانه‌هاي معظم، در درون خود بر اساس نوع وظايف سازمان يافته‌اند. بخش‌بندي در آنها از روش رايج در سازمان‌هاي بخش عمومي و خصوصي پيروي مي‌كند و حاصل، پاسخ به‌نيازهاي مشخص استفاده‌كننده است، و بر اساس منطقه‌بندي يا ويژگي‌هاي توليدات و خدمات، چه مربوط به محتواي فكري آنها و چه مربوط به قالب آنها، صورت مي‌گيرد. برخي گروه‌هاي مشخص استفاده‌كننده، كودكان، نابينايان و معلولان جسمي، دانشجويان كارشناسي، و سالمندان هستند. شعبه‌هاي كتابخانه‌هاي عمومي مثال بارز بخش‌بندي بر اساس منطقه‌اند. مثال‌هاي ديگر از بخش‌بندي منطقه‌اي، كتابخانه‌هاي گروه‌هاي آموزشي در دانشگاه‌ها و كتابخانه‌هاي متمركز جنب آزمايشگاه‌هاي تحقيقاتي هستند. در قرن 19 كتابداران دريافتند كه خواننده تنظيم كتاب‌ها بر روي قفسه و بر اساس محتوا را مفيدتر از تنظيم به شيوه‌هاي ديگر، نظير قطع، مي‌داند. وجود مجموعه‌هاي موضوعي در گروه‌هاي آموزشي اين را نشان داده بود. همچنين كتابداران به ]اهميت [بخش‌بندي كتابخانه بر اساس شكل ماده، نظير مجموعه‌هاي عكس، نقشه، موسيقي، و غيره پي بردند. بخش‌هايي كه در آنها نياز به تجهيزات بود، نظير بخش فيلم و ريزفيلم پديد آمدند. رواج استفاده از رايانه، به‌منظور كنترل كتابشناختي و استفاده كاربر نهايي، به بخش‌بندي بيشتر پاسخ به نيازهاي مربوط به تجهيزات خاص منجر شد.

مديريت. هر چند انديشه وبر مي‌توانست به بسياري از سازمان‌ها و تشكيلات در سراسر جهان تسري يابد، اما تيلور با آثار خود، از جمله مهم‌ترين آنها >اصول مديريت علمي< (1911)، محافل صنعتي و شركت‌ها را خطاب قرار داد. او در اين اثر، برخي از آثار اوليه خود را تركيب كرد و نظريه خود را مبني بر اينكه حساب سرانگشتي در كارها بايد جاي خود را به قوانين، قواعد، و اصولي بدهند كه به دقت و صراحت بيان شده باشند، پيش برد. بدين‌ترتيب، او مديريت را به يك علم تبديل كرد. يكي از شاگردان و پيروان تيلور، فرانسوي كارخانه‌داري به نام هانري فايول (1841-1925) بود. فايول رساله‌اي در باب اداره محيط‌هاي صنعتي و عمومي منتشر كرد و نخستين نويسنده‌اي شد كه مطالعه امر مديريت را به عرصه‌هاي خاص، نظير برنامه‌ريزي، سازماندهي، فرماندهي، هماهنگي، و كنترل تقسيم كرد.


 بعد از او، لوتر اچ. گوليك (1812-1993) سرنام يا اختصار POSDCORB را ابداع كرد كه نشانه هفت وظيفه متمايز مدير بود. اينها عبارتند از: برنامه‌ريزي[1] ، سازماندهي[2] ، تأمين نيروي انساني[3] ، هدايت[4] ، هماهنگي[5] ، گزارش‌دهي[6] ، و تنظيم بودجه[7] . گوليك كه استاد رشته مديريت دولتي در دانشگاه كلمبيا بود در دوران خدمت به دولت فرانكلين روزولت در 1936 در مقام مشاور اموراداري در قوه مجريه اين ابداع را كرد.

نوشته‌هاي تيلور و پيروان او بر كتابداري امريكا بسيار تأثير نهاد. به كارگيري اصول علمي تيلور در مديريت در دوراني مطرح شد كه بحث كارآيي و اقتصادِ محيطِ كار دغدغه بسياري را تشكيل مي‌داد. اصول او را، به‌ويژه براي عمليات روزمره و يك شكل كتابخانه‌ها، نظير سفارشات، فهرستنويسي، امانت، چيدن كتاب در قفسه، و صحافي بسيار مفيد يافتند. هر چند انديشه‌ها و رويكرد تيلور در امريكا كاملا پذيرفته نشد، اما بر بسياري از كتابداران تأثير گذاشت. برجسته‌ترين اين تأثيرپذيران، رالف شاو (1907- 1972) بود. وي رئيس كتابخانه وزارت كشاورزي بود كه بعدها استاد و رئيس يك دانشكده كتابداري شد. تيلور و گوليك بر انديشه دونالد كني (1901-1973) نيز اثر گذاشتند. وي در 1930 رساله‌اي در باب مديريت علمي در كتابخانه‌هاي دانشگاهي منتشر كرد.

تحليل سيستم‌ها. احياي مديريت علمي پس از جنگ جهاني دوم در شكل تحقيق عملياتي خود را نشان داد. تحقيق عملياتي زاده تلاش انگليسي‌ها براي بسيج و به‌كاراندازي نيروي انساني علمي به‌منظور تصميم‌گيري‌هاي نظامي مؤثر و موفق بود. تحقيق عملياتي آنها به‌زودي شأن يك رشته دانشگاهي را يافت و ابزاري براي بسترسازي تصميم‌گيري مديران شد. از آنجا كه تحقيق عملياتي متكي بر تحليل منظم جريان فعاليت كاركنان بود، پيشتاز رشته جديد ديگري به‌نام "تحليل سيستمي" شد. جامعه علمي و فني، تحليل سيستمي را پيشرفت بزرگي در توسعه فكر مديريتي تلقي و با شعف فراوان از آن استقبال كرد. نمودِ تحليل سيستمي در كتابداري امريكا و انگلستان چندان يكسان نبود. اين رشته جديد در زرادخانه‌اش ابزارهايي نظير مدل‌سازي رياضي، بازي تاكتيكي، سناريوسازي، و نظريه احتمالات را داشت، و در همان آغاز، در عمليات كتابخانه‌ها در شماري مؤسسات داراي گرايش فني به‌كار گرفته شد. برخي مؤسسات عبارت بودند از: مؤسسه فناوري كيس[8] ، دانشگاه كاليفرنيا در بركلي، دانشگاه جان هاپكينز، مؤسسه فناوري ماساچوست (ام.آي. تي.)، و دانشگاه پرودو. در انگلستان هم نخستين بار در دانشگاه لنكستر به‌كار رفت.


تحليل سيستمي به‌خاطر كمك به فهم بهتر جنبه‌هايي از كار كتابخانه‌ها نظير ذخيره كردن مواد، تخصيص بودجه براي كتاب و ادواري‌ها، خط‌مشي امانت، و تحويل مدرك بسيار ستوده شد. اما از دو لحاظ به خطا رفت. يكي از اين دو ناشي از آن بود كه تحليل سيستمي عمليات كتابخانه را فقط در سطح زير بهينه[9]  درنظر مي‌گرفت و به آن "كُلّي" كه فعاليت‌هاي

تحليل شده فقط بخشي از آن را تشكيل مي‌دادند، توجه كافي نداشت. ديگر آنكه بسياري از متغيرهاي سياسي تأثيرگذار بر تصميم‌گيري‌هاي نوين را كه از فشار بازيگران اصلي در جريان سياست‌گذاري ناشي مي‌شد، ناديده مي‌گرفت و به آنها نمي‌پرداخت. اين بازيگران اصلي كساني نظير اعضاي هيئت علمي در كتابخانه‌هاي دانشگاهي و گروه‌هاي با منافع خاص در كتابخانه‌هاي عمومي بودند كه بر كار آن اثر مي‌گذاشتند.

رويكرد تحليل سيستمي در ميانه دهه 1960 با پذيرش سيستم برنامه‌ريزي، برنامه‌سازي، بودجه‌نويسي (پي.پي.بي.اس.) توسط دولت امريكا به‌عنوان پايه عمليات مديريتي در دولت، به اوج خود رسيد. به سبب به كارگيري گسترده و توجه بيش از حد به آن در محافل دولتي،از اين سيستم در سطح دستگاه‌هاي عمومي ايالتي و محلي (شهرداري‌ها) در امريكا بسيار تقليد شد. نتيجه آنكه، بسياري از كتابخانه‌هاي كشور، اعم از آموزشگاهي و دانشگاهي و عمومي، براي پيش‌بيني نيازهاي جاري و آتي خود به بودجه، اين شيوه را به‌كار گرفتند. اگرچه كاغذبازي و پيچيدگي‌هايي كه اين كار به همراه داشت در درازمدت آن را از اثر انداخت، اما به هر حال توجه‌ها را به هدف‌گذاري‌هاي با برنامه و به‌كارگيري مناسب منابع مالي براي حصول اهداف،معطوف كرد. رويكرد پي.پي.بي.اس. در تنظيم بودجه دولت مركزي در 1971 متوقف شد، اما نفوذ آن را هنوز مي‌توان در مساعي بعدي براي تعيين اولويت براي اهداف دولتي، نظير مديريت بر اساس اهداف (ام.بي.اُ.)[10]  در دوران دولت نيكسون، و يا بودجه‌نويسي برمبناي صفر[11]  در زمان دولت كارتر ديد.


 

برنامه‌ريزي راهبردي[12] . همه نظام‌هاي كنترل بر تبيين اهداف مشخص تأكيد مي‌كنند. تعيين اهداف مشخص جزء اصلي آخرين مرحله رشد و بالندگي مديريت علمي، يعني برنامه‌ريزي راهبردي، و به تبع آن، مديريت راهبردي[13]  است.

در برنامه‌ريزي راهبردي تأكيد بر آينده‌اي است كه در نتيجه تصميمات فعلي تحقق مي‌پذيرد. از اين‌رو، آن را در قلمرو مديران ارشد در بخش عمليات سازمان مي‌دانند؛ برخلاف برنامه‌ريزي عملياتي كه عرصه عمل مديران مياني و سطوح پايين است، از برنامه‌ريزي راهبردي انتظار مي‌رود كه با مسائل دشوار سياست‌گذاري درخصوص تعريف مأموريت سازمان با درنظر گرفتن اقتصاد بازار در آينده و پيش‌بيني‌هاي درازمدت، دست و پنجه نرم كند. شماري از كتابخانه‌ها پيشگام به‌كارگيري برنامه‌ريزي راهبردي شده‌اند. برنامه‌ريزي راهبردي در توسعه انجمن‌هاي كتابداري نيز به‌كار گرفته شده است.

گرچه برنامه‌ريزي راهبردي در بخش خصوصي يك كشور سرمايه‌داري پيشرفته شروع شد، اما برنامه‌ريزي در كتابخانه‌ها مشخصه اجتماعي - اقتصادي جهان در سال‌هاي مياني و پاياني قرن بيستم است. با وجود آنكه ميان كشورهايي كه در حال حاضر كتابخانه ملي و زيرساخت اطلاع‌رساني دارند، و كشورهايي كه تازه به ايجاد آن اقدام كرده‌اند، تفاوت بسيار است، اما تفكر داشتن كتابخانه به‌عنوان شرط اول مبارزه با بي‌سوادي و بهره‌وري اقتصادي در همه جا بعد از جنگ جهاني دوم حاكم بوده است. اين تحول تا حدي مديون فعاليت‌هاي يونسكو بوده است. تشكيل كنفرانسي در 1974 با حضور دولت‌ها در پاريس، نخستين گام در ايجاد مراكز مدارك ملي، كتابخانه‌هاي ملي، و آرشيوهاي ملي محسوب مي‌شد. كنفرانس نظام ملي اطلاع‌رساني (ناتيس)* فراز كار چهار همايش مركب از كارشناساني در عرصه برنامه‌ريزي كتابخانه‌هاي ملي بود كه در سال 1996 آغاز شد.

خودكارسازي. كشورهاي توسعه يافته دريافته‌اند كه مسائل اصلي مديريتي آنها همنوا و همگرا كردن كتابخانه‌هاي موجود و فعالشان است؛ نظير برقرار كردن اتصال بين كتابخانه‌هايي كه در خدمت آموزش عالي هستند و آنها كه مردم عادي از آنها استفاده مي‌كنند. پيشرفت‌هاي آتي در فناوري رايانه و مخابرات، اشتراك در منابع را تسريع خواهد كرد و جوامع صنعتي و پساصنعتي در اروپا و امريكاي شمالي بهاي بسيار به خودكارسازي كتابخانه‌هايشان مي‌دهند.

آموزش مديريت. يكي از موارد مرتبط با عرصه‌هاي عمل كتابخانه‌ها، نياز به برنامه آموزشي براي تربيت مديران براي اداره سازمان‌هايي است كه در آينده به آنچه كه ما امروز از آنها در نظر داريم، شباهت كمي دارند. مسئله اصلي آن است كه بدانيم آيا كتابخانه يك واحد متمركز كه داراي شعبه‌ها يا بخش‌هاي چندي است باقي مي‌ماند يا به شمار زيادي نقاط خدمت‌رساني پراكنده در نقاط مختلف، از جمله در خوابگاه‌ها، اتاق‌هاي كار اعضاي هيئت علمي، كارخانه‌هاي صنعتي، و حتي خانه‌هاي مردم تبديل مي‌شود. نشانه‌هاي خدمات اطلاع‌رساني براي تحويل در منازل همين حالا هم آشكار است و فناوري توسعه آن نيز وجود دارد. مدير آينده نه تنها فهم تمام عيار از فناوري را لازم دارد، بلكه همچنين بايد استعداد آن را داشته باشد كه خدمات منطبق بر نيازهاي خاص مشتري را ايجاد كند و آن را فراتر از آنچه كه اجبار دارد بهبود بخشد.

گرچه خصوصيات مطلوبي كه وجود آن در چنين مديراني انتظار دارد، پيچيده است، ولي كساني به دفعات كوشيده‌اند از اين مسئوليت‌هاي مديريتي، تعريفي مورد قبول همگان به‌دست دهند.

ايفلا* از جمله سازمان‌هايي است كه علاقه فراواني به تهيه هسته اصلي برنامه آموزشي مديريت كتابخانه‌ها نشان داده است. اين برنامه از آن‌رو تدوين شده است كه در آموزش كساني كه در سه حرفه عمده اطلاع‌رساني كار مي‌كنند، هماهنگي ايجاد شود. اين سه رشته عبارتند از: كتابداري، مديريت آرشيو، و اطلاع‌رساني. مديريت در ميان عرصه‌هاي عملي كه اعتقاد مي‌رفت مشمول اين هماهنگي هستند، مكان والايي داشت. فعاليت در اين عرصه به سال‌هاي مياني 1970 بازمي‌گردد. در كنفرانسي در وين در 1983، كه در باب "مديريت براي حرفه اطلاع‌رساني: پيامدهاي آموزشي و تربيتي" با شركت 22 عضو از 13 كشور تشكيل شد، ادوارد اِوَنز، نويسنده كتاب درسي معروف >مديريت كتابخانه در امريكا<، هجده موضوع را مطرح مي‌كند كه مي‌توانند به‌عنوان مباحثي ذيل مفهوم كلي مديريت وارد شوند. شركت‌كنندگان سپس گزارشي ابتدايي تهيه كردند كه اجزاي مختلف تشكيل‌دهنده فرايند مديريت در آن تشريح شده بود. در اين گزارش اين اجزاء به دو دسته نظري و عملي تقسيم شده بودند. يكي از نتايح همايش آن بود كه ميريام تيز، از مدرسه تحصيلات تكميلي مطالعات كتابداري و اطلاع‌رساني در دانشگاه مك‌گيل، تهيه برنامه درسي را در اين عرصه برعهده گرفت. وي يك برنامه هجده بخشي آموزشي را تدوين كرد كه شامل مقدمات مديريت، برنامه‌ريزي، سازماندهي، تأمين
نيروي انساني، رهبري، كنترل، بازاريابي، و عمليات بود. همايش بعدي در 1985، در وارنا (بلغارستان) تشكيل شد و اين تلاش‌ها را مورد توجه قرار داد.

همنوايي آموزش در سه حرفه اطلاع‌رساني فوق در همايش ديگري در 1987 در لندن بسيار مورد توجه قرار گرفت، اما پس از آن ديگر كاري صورت نگرفت. سبب آن، به گفته تيز، تا حدي وضع متلاطم آموزش در اين عرصه بود. دانشكده‌هاي كتابداري در برخي كشورها بسته، يا در دانشكده‌هايي ادغام شد كه به آموزش علم اطلاعات، رايانه و يا مديريت اطلاعات مي‌پرداختند. وي مي‌نويسد: "تجديدنظر در باب مأموريت اهل حرفه اطلاع‌رساني، بحث بر سر استانداردهاي آموزش كتابداري در امريكاي شمالي، و بحث درباره مقطع دانشگاهي آموزش كتابداران، اطلاع‌رسانان، و آرشيوكاران تمامآ به تغييراتي اشاره دارند كه در آموزش متخصصان اطلاعاتي رخ خواهد داد". حاصل نهايي اين تأملات هر چه باشد، در اين شك است كه در آينده آموزش مديران بنگاه‌هاي اطلاع‌رساني نوين به شكل مراحل نخستين يعني آموزش استاد - شاگرد بازگردد. چيزي كه بيشتر از همه بجاست، آن است كه ميزان تغييرات فناورانه، اداره‌كنندگان و مديران مياني آينده را وا مي‌دارد كه از فرصت‌هاي موجود براي بازآموزي مداوم و تكرار بهره گيرند. تغيير را مي‌توان عامل ثابت در كار مديران در آينده دانست.

 

مآخذ :

1) Dougherty, Richard M; Heinritz, Fred J. Scientific managment of library operations. 2nd. ed. [sl:sn], 1982; 2) Johnson, Ian M. and [et.al.], editors. "Harmonization of education and training programs for library, information and archival personnel". In Proceedings of an International Colloquium (London: August 9-15, 1987). [London]: [sn], 1989; 3) Leimkuhler, F.F. "Systems Approach to Library Management". In Ching-Chih Chen, editor. Quantitative measurement and dynamic library service. [sl:sn], 1978; 4) Lynch, Beverly P. "Libraries as bureaucracies". Library Trends, (1979); 5) Molz, R. Kathleen. Library Planning and Policy Making: the Legacy of the Public and Private Sectors. [sl.sn], 1190; 6) Tees, Miriam. "Harmonization of education and training for information professionals". IFLA Journal, (1991).

    

            آر. كاتلين مولز[14]  (WELIS)

 

                ترجمه ابراهيم افشار

 

 



[1]. Planning    

[2]. Organing   

[3]. Staffing    

[4]. Directing    

[5]. Coordinating    

[6]. Reporting    

[7]. Budgeting   

[8]. Case Institute of Technology    

[9]. Suboptimised    

[10]. Management by Objectives (MBO)     

[11]. Zero-basedbudgeting     

[12]. Strategic Planning    

[13]. Strategic Mamagement    

[14]. R. Kathleen Molz

 

 

بازگشت به فهرست مقالات م