Skip Ribbon Commands
Skip to main content
سایت دایره المعارف کتابداری و اطلاع رسانی
    آ         الف       ب       پ       ت       ث       ج       چ       ح       خ       د       ذ       ر       ز       ژ       س       ش       ص       ض       ط       ظ       ع       غ       ف       ق       ک       گ       ل       م       ن       و       ه       ی    

بازگشت به فهرست مقالات م

 

 

مركز خدمات كتابداري. اين مركز با نام قبلي "مركز آماده‌سازي كتاب تهران"، و نام اختصاري "تبراك" (ساخته شده از سرآغازهاي نام انگليسي آن)[1] ، نخستين مركز خدمات كتابداري در آسيا بود كه در مهر 1347 تأسيس شد. هدف از تأسيس آن فراهم آوردن خدمات مركزي براي امور فني كتابخانه‌ها، به‌ويژه فهرستنويسي و رده‌بندي كتاب، و راهنمايي و مشاوره براي رفع نيازهاي فني كتابخانه‌ها، برمبناي اصول نوين كتابداري، در ايران بود.

تاريخچه. در پي رونق اقتصادي و گسترش و توسعه صنايع جديد در ايران در نيمه اول دهه 1340ش. و نياز فزاينده به پژوهش، ضرورت نوسازي نهادهاي پژوهشي و دانشگاهي، و به‌تبع آن نوسازي نظام اطلاع‌رساني كشور، روزآمد كردن مجموعه‌هاي كتابخانه‌هاي تخصصي و دانشگاهي، و فراهم آوردن امكانات و تجهيزات لازم براي دسترسي به اطلاعات، به‌خصوص اطلاعات علمي، بيش از پيش محسوس بود. نخستين گام با تأسيس دوره كارشناسي ارشد كتابداري در دانشگاه تهران در 1345 برداشته شد تا نيروي انساني متخصص را براي انجام چنين مهمي تربيت كند ( ¬آموزش كتابداري و اطلاع رساني).

در 1346، وزارت علوم و آموزش عالي، كه به‌تازگي تأسيس شده بود، به‌منظور كمك به مراكز تحقيقات علمي و آموزشي، تأسيس يك مركز اطلاعاتي را در دستور كار خود قرار داد و مقرر شد در اين زمينه با جان هاروي[2] ، استاد مدعو بنياد فولبرايت در دانشگاه تهران كه در حوزه علم اطلاع‌رساني متخصص بود تبادل‌نظر شود. هاروي طرحي به‌نام "Iranian Documentation Center" (مركز مدارك علمي ايران) نوشت و رونوشتي از آن را براي اظهارنظر به نگارنده داد. اظهارنظر من اين بود كه تأسيس چنين مركزي بدون پايه‌ريزي يك زيربناي محكم براي كل كتابخانه‌هاي كشور، كه در آن زمان به انبار كتاب مي‌ماندند، و نيز بدون تغييرات اساسي و نوسازي كتابخانه‌هاي كشور، به‌خصوص كتابخانه‌هاي دانشگاهي و تخصصي، امكان‌پذير نخواهد بود. در آن دوران هنوز كشور ما با معيارها و ضوابط علمي كتابداري مبتني بر پژوهش‌هاي بين‌المللي آشنايي پيدا نكرده بود، چه رسد به بومي‌سازي آنها براي استفاده در كتابخانه‌ها. در اين‌صورت چگونه ممكن بود اين مركز اطلاعات علمي، فارغ از ستون‌هاي اساسي اين علم، پاسخگوي نيازهاي محققان و پژوهندگان كشور باشد؟ هاروي قبلا طرحي براي نوسازي كتابخانه‌هاي كشور به وزارت فرهنگ و هنر، كه متولي كتابخانه ملي ايران بود و كتابخانه‌هاي عمومي كشور نيز زيرنظر آن وزارت انجام وظيفه مي‌كرد، ارائه داده بود كه در عمل با اقبال چنداني روبه‌رو نشد. لذا هاروي به پيشنهاد نگارنده طرح مزبور را با تغييراتي چند به وزارت علوم و آموزش عالي ارائه داد. وزارت علوم ابتدا انجام آن را خارج از محدوده وظايف خود مي‌دانست، اما پس از بحث و گفت‌وگوي بسيار و تشكيل جلساتي مركب از معاونان وزارتخانه با حضور نگارنده و هاروي سرانجام قرار شد هر دو مركز، در كنار يكديگر، تأسيس شوند و به اين‌ترتيب دو مركز با نام‌هاي "مركز اسناد و مدارك علمي" (در حال حاضر، مركز اطلاعات و مدارك علمي ايران ) و "مركز آماده‌سازي كتاب تهران" در مهر 1347 كار خود را آغاز كردند. عباس مظاهر، كه تحصيلات كتابداري را در ايالات متحده تمام كرده بود با تجربه چهار سال كار در كتابخانه‌هاي دانشگاهي، به مديريت مركز آماده‌سازي كتاب تهران منصوب شد. در فروردين 1348 وزارت علوم و آموزش عالي اقدام به تأسيس "مؤسسه تحقيقات و برنامه‌ريزي علمي و آموزشي" كرد كه در انجام وظايف خود از استقلال برخوردار بود و دو مركز اسناد و مدارك علمي ايران و مركز آماده‌سازي كتاب تهران نيز به آن پيوستند. اگرچه هدف از تأسيس مركز آماده‌سازي كتاب تهران تحقيقات در حوزه كتابداري ايران و ارائه خدمات فني و سازماندهي و برنامه‌ريزي براي همه انواع كتابخانه‌هاي ايران بود، اما در عمل، اولويت به مجموعه‌سازي و سازماندهي كتابخانه مركز اسناد و مدارك علمي ايران داده شد و در مرحله بعد كتابخانه‌هاي دانشگاهي و پژوهشي و بالاخره ساير كتابخانه‌هاي كشور از خدمات مركز بهره‌مند مي‌شدند. در سال 1348 نام مركز آماده‌سازي كتاب تهران به "مركز خدمات كتابداري" تغيير داده شد.

سازمان. در اوايل دهه 1350، بخش‌هاي مركز خدمات كتابداري عبارت بودند از: 1) گزينش و سفارش كتاب، 2) فهرستنويسي، 3) رده‌بندي، 4) ترويج كتابداري، و 5) كتابشناسي. علاوه بر بخش‌هاي پنج‌گانه، مركز داراي يك گروه علمي كتابداري بود كه تحقيقات در حوزه كتابداري ايران را برعهده داشت. بدين ترتيب براي نخستين بار در ايران، به كوشش مركز خدمات كتابداري و مركز مدارك علمي، كتابداران تحت‌پوشش نظام استخدام كشوري قرار گرفته و با دستيابي به پايگاه علمي مناسب امكان عضويت در هيئت‌هاي علمي مراكز آموزش عالي و پژوهشي كشور را به‌دست آوردند.

گام ديگري كه مركز خدمات كتابداري برداشت، تهيه مجموعه‌اي جامع از مهم‌ترين كتاب‌هاي كتابداري (نظري و عملي، مرجع، و غيرمرجع) بود كه منجر به تأسيس "كانون كتابشناسي" در مركز شد. اين مجموعه كه مورد استفاده كارشناسان و متخصصان مركز و دانشجويان دوره كتابداري دانشگاه تهران بود، راه را براي انجام تحقيقات علمي در حوزه كتابداري و تأليف و ترجمه متون نظري و كتاب‌هايي كه در حكم ابزار فهرستنويسي و رده‌بندي بودند، هموار كرد و همچنين فرصت گسترش رده‌هاي نظام رده‌بندي دهدهي ديويي و رده‌بندي كتابخانه كنگره، در ارتباط با مسائل فرهنگي، تاريخي و اجتماعي، و زبان فارسي را فراهم آورد.

به بركت برنامه‌ريزي دقيق، مديريت صحيح و تلاش صادقانه همكاران، مركز خدمات كتابداري با گذشت سه سال، به مركزي فعال و شناخته شده در كشور تبديل شد. حتي بسياري از انجمن‌هاي تخصصي كتابداري جهاني نيز با آن در ارتباط بودند. اين مركز در سال 1348 به عضويت ايفلا درآمد و نمايندگان آن به‌طور منظم در كنفرانس سالانه و ميزگردهاي آن شركت مي‌كردند و در پژوهش‌هاي بين‌المللي شركت فعال داشتند؛ مانند شركت در گروه كار مربوط به "استاندارد بين‌المللي كتابشناختي توصيفي براي مواد غيركتابي[3]  كه  نظريات مركز توسط نماينده آن در جلسات گروه مدنظر قرار مي‌گرفت، و نيز گروه كار "نام‌هاي اشخاص" كه نتيجه آن در كتاب  Names of Personsاز انتشارات دفتر بين‌المللي كنترل كتابي، چاپ شده است. علاوه براين، نمايندگان مركز در همايش‌ها و مجامع بين‌المللي كتابداري و اطلاع‌رساني همواره سخنراني‌هاي ارزنده‌اي ارائه كرده‌اند كه غالب آنها در مجلات بين‌المللي چاپ شده است.

در 1354 تعداد كارمندان مركز خدمات كتابداري از مرز 60 نفر گذشت كه يك‌نفر از آنها داراي درجه دكترا، 33 نفر داراي مدرك كارشناسي و كارشناسي ارشد كتابداري، و 28 نفر داراي ديپلم بودند. كارمندان ديپلم همه كلاس‌هاي يك‌ماهه مركز خدمات كتابداري را گذرانده بودند. به‌غير از يك‌نفري كه درجه دكترا (از فرانسه) داشت و رئيس مركز خدمات كتابداري و فارغ‌التحصيل از دانشگاه‌هاي امريكا بود (مهين تفضلي كه از تاريخ مرداد 1349 جانشين عباس مظاهر شده بود) كليه كارشناسان ارشد مركز، فارغ‌التحصيل رشته كتابداريِ دانشگاه تهران بودند. در اين هنگام كتابداري و نظام اطلاع‌رساني ايران، به‌ويژه در كتابخانه‌هاي دانشگاهي و تخصصي، تحول عظيمي به‌خود ديد. علاوه بر دانشگاه تهران در دانشگاه شيراز دوره كارشناسي ارشد و در دانشگاه‌هاي تهران، تبريز، اهواز، و مدرسه عالي ايران‌زمين (در تهران) دوره‌هاي كارشناسي
كتابداري برگزار مي‌شد. اكثر كتابخانه‌هاي دانشگاهي و تخصصي اقدام به نوسازي و روزآمد كردن مجموعه‌هاي خود كرده بودند و استفاده از قواعد و استانداردهاي جهاني در خدمات فني (از جمله اصول و قواعد آنگلو - امريكن و رده‌بندي كتابخانه كنگره) متداول شده بود. مركز خدمات كتابداري با فروش فهرستبرگه‌هاي چاپي و ارائه خدمات ديگر، در اين تحول و اشاعه كتابداري نوين، نقش عمده‌اي را ايفا كرده بود.

فعاليت‌ها. فعاليت‌هاي مركز خدمات كتابداري بر پايه همكاري و همياري با كتابخانه‌ها و مراكز آموزشي كتابداري قرار داشت و عمدتآ در زمينه تحقيقات كتابداري، برنامه‌ريزي كتابخانه‌ها و حوزه‌هاي اصلي و جنبي خدمات فني كتابخانه‌اي متمركز بود، از انتخاب و تهيه كتاب گرفته تا انتشار فهرستبرگه‌هاي چاپي و تهيه فهرستگان ايران. مركز خدمات كتابداري مي‌كوشيد تا بر پايه تحقيق و پژوهش، قواعد و استانداردهاي كتابداري جهاني را با شرايط خاص فرهنگي، اجتماعي، و تاريخي ايران منطبق كند و با تربيت نيروي متخصص با تجربه و تهيه منابع و متون كتابداري (تأليف و ترجمه) شرايط همكاري بيشتر كتابخانه‌ها را فراهم آورد. مركز خدمات كتابداري حاصل تحقيقات و فعاليت‌هاي خود را منتشر مي‌كرد تا مورد استفاده مدارس كتابداري (براي تربيت نيروي انساني) و كتابداران شاغل در ساير كتابخانه‌هاي ايران قرار گيرد. بايد توجه داشت كه در آن روزگار در زمينه كتابداري فقط يكي دو كتاب، آن هم بسيار ابتدايي، به زبان فارسي وجود داشت كه به‌علت شمارگان كم و پخش نارسا كمتر كسي از آنها با خبر بود. اهم فعاليت‌هاي مركز خدمات كتابداري را علاوه بر كارهاي جاري كه شامل گزينش و تهيه كتاب، فهرستنويسي و رده‌بندي، و چاپ و فروش برگه‌هاي فهرستنويسي مي‌شد، به‌ويژه در حوزه پژوهش و تحقيقات كتابداري، مي‌توان به‌شرح زير خلاصه كرد:

1. نشانه مؤلف فارسي. چون تعيين نشانه‌اي براي پديدآوران ــ با همه اهميتي كه در فرايند فهرستنويسي داشت ــ در ايران مرسوم نبود، پس از مطالعه و پژوهش روش‌هايي كه كتابخانه كنگره امريكا، رانگاناتان*، و كاترمطرح كرده بودند، مقرر شد براي نظام رده‌بندي دهدهي ديويي بر اساس جدول سه رقمي كاتر - سن‌برن، جدولي متناسب با اسامي نويسندگان و مترجمان ايراني تدوين شود. در مرحله بعد برمبناي سيستم نشانه مؤلف كتابخانه كنگره، جدول نشانه مؤلف ديگري براي پديدآوران ايراني طراحي و ساخته شد.

2. تعيين قواعد فهرستنويسي براي كتاب‌هاي فارسي. قواعد و استانداردهاي بين‌المللي فهرستنويسي نياز به تغييراتي داشتند تا در فرايند فهرستنويسي كتاب‌هاي فارسي به‌كار گرفته شوند، مانند تعيين صورت صحيح نام اشهر مشاهير و نويسندگان ايراني، به‌خصوص آنها كه پيش از تاريخ صدور شناسنامه (1304ش.) زيسته بودند، و همچنين جرح و تعديل در قواعد تعيين نام خانوادگي زناني كه ازدواج كرده‌اند، نخبا و اشراف و افراد خاندان سلطنتي، اوليا و انبيا و قديسان، نام خانوادگي (يا اشهر) شارحان و حاشيه‌نويسان، و مانند آن. از اين گذشته، تهيه صورت اسامي خارجياني كه كتاب‌هايشان به فارسي ترجمه شده بود، اعم از نويسندگان شرق و غرب، نياز به تصميم‌گيري داشت. اين‌همه نيازمند پژوهش‌هاي ميداني و علمي گسترده‌اي بود كه متخصصان گروه علوم كتابداري با همكاري ساير بخش‌ها آن را به انجام رساندند و حاصل اين پژوهش‌ها را در قالب كتاب فهرست مستند اسامي مشاهير و مؤلفان (كتاب)، براي نخستين بار در ايران  منتشر كردند و در مقدمه‌اي مفصل، قواعد انتخاب نام افراد در زبان‌هاي مختلف اعم از اروپايي، هندي، تركي، و چيني را براي استفاده همگان توضيح دادند.

3. تعيين صورت صحيح نام سازمان‌ها و مؤسسات (شخصيت‌هاي حقوقي) ايراني. به مقتضاي برنامه‌ريزي‌ها يا مصالح سياسي نام مؤسسات و سازمان‌ها، به‌خصوص مؤسسات دولتي، در طي تاريخ معاصر ايران، تغييرات زيادي كرده است. يكدست و يكسان كردن نام اين مؤسسات و تعيين و انتخاب صورت صحيح آنها كاري است كه مستلزم تحقيق و پژوهش است. حاصل چنين تحقيق و پژوهشي كه ابتدا روي برگه نگهداري مي‌شد، انتشار كتابفهرست مستند اسامي سازمان‌ها و مؤسسات دولتي  بود كه در فهرستنويسي كتاب‌ها (براي تعيين سرشناسه اصلي يا شناسه‌هاي اضافي) به‌كار مي‌رود.

4. سرعنوان‌هاي موضوعي فارسي. يكي ديگر از برنامه‌هاي پايه‌اي و زيربنايي مركز خدمات، تهيه سرعنوان‌هاي موضوعي فارسي بود كه برمبناي پشتوانه انتشاراتي و بادرنظر گرفتن شرايط فرهنگي ايران و رعايت اصول و قواعد زبان فارسي، به‌طور تجربي و در فرايند فهرستنويسي منابع و كتاب‌ها به‌صورت فهرستِ برگه‌اي تهيه و ضبط مي‌شد و حاصل آن براي نخستين بار در 1362 به‌صورت كتاب منتشر شد.

5. گسترش رده‌بندي‌ها. در رده‌بندي كتاب‌هاي ايراني روشن شد كه نظام‌هاي رده‌بندي دهدهي ديويي و رده‌بندي كتابخانه كنگره در بخش‌هايي كه مربوط به موضوع‌هاي فرهنگي ايران و زبان فارسي و دين اسلام مي‌شود نارساست و نمي‌تواند پاسخگوي نياز كتابخانه‌هاي ايران باشد. با برنامه‌ريزي و تعيين خط‌مشي و سياست مشخص، قرار شد در بخش‌هاي زبان‌هاي ايراني، ادبيات فارسي، تاريخ و جغرافياي ايران، هنرهاي زيبا و صنايع دستي ايران، فلسفه و فلاسفه اسلامي، و دين اسلام گسترش انجام گيرد. مركز خدمات كتابداري طي 9 سال زبان، ادبيات، تاريخ، و دين اسلام را در دو نظام كنگره و ديويي گسترش داد و پس از دريافت تأييديه از كتابخانه كنگره و فارست پرس، ناشر رده‌بندي ديويي، آن را مستند كرد. گسترش موضوع‌هاي ديگر نيز به‌تدريج در كتابخانه ملي انجام پذيرفت (رده‌بندي، گسترش‌ها در ايران).

6. فهرستگان ايران. تهيه فهرستگاني از منابع موجود در كتابخانه‌هاي ايران با ذكر محل نگهداري هر كتاب ــ لااقل در كتابخانه‌هاي دانشگاهي و تخصصي كشور ــ از نخستين طرح‌هاي مركز خدمات كتابداري بود. براي هماهنگ كردن شبكه كتابداري ايران و راه‌اندازي امانت بين كتابخانه‌اي و ارائه سريع خدمات اطلاع‌رساني راه ديگري جز در دسترس داشتن چنين ابزاري وجود نداشت (¬ فهرستگان). مركز خدمات كتابداري ابتدا به‌طور آزمايشي فهرستبرگه‌هاي 14 كتابخانه معتبر دانشگاهي را از طريق فتوكپي رف‌برگه‌هاي آنها جمع‌آوري كرد و چون رف‌برگه‌هاي كتاب‌هاي لاتين از صحت بيشتري برخوردار بودند، قرار شد ابتدا فهرستگان لاتين منتشر شود. اين فهرستگان بين سال‌هاي 1351 تا 1356 در شش جلد منتشر شد. از همان موقع كار بر روي فهرستگان فارسي نيز آغاز شده بود. مستندسازي اسامي، يكي از معضلات اساسي به‌شمار مي‌رفت. به هر حال مجموعه 80 كتابخانه معتبر ايران اعم از فارسي و لاتين از طريق فتوكپي و كدگذاري و ادغام و ويراستاري سرشناسه‌ها تهيه شد كه در سال 1362 با ادغام مركز در كتابخانه ملي ايران، به اين كتابخانه انتقال يافت. بخش لاتين آن متأسفانه به‌تدريج در كشاكش مديريت‌هاي مختلف به‌دور انداخته شد، ولي فهرستگان فارسي و عربي كه موجودي 80 كتابخانه معتبر را تا سال 1357 نشان مي‌دهد، روي فهرستبرگه هم‌اكنون نيز در كتابخانه ملي ايران موجود است و به‌منزله يك مرجع تحقيقاتي همواره مورد استفاده قرار مي‌گيرد. اين فهرستگان از طريق عنوان و پديدآور قابل بازيابي است.

7. طرح دگرنويسي. دگرنويسي اسامي لاتين به فارسي، و فارسي به لاتين يكي از دغدغه‌هاي كتابداران ايران - و حتي فهرستنويسان كتابخانه‌هاي بزرگ جهان بوده است. ناصر شريفي (نخستين كتابدار ايراني كه به كسب درجه دكترا نايل شد) در پايان‌نامه دكتراي خود به‌نام "قواعد فهرستنويسي فارسي" به تدوين قواعد دگرنويسي اسامي فارسي و عربي به لاتين پرداخت. طرح ايشان با تعديل‌هايي چند در مركز خدمات كتابداري به‌كار گرفته و به ساير كتابخانه‌ها نيز توصيه شد. براي دگرنويسي اسامي خارجي به فارسي، مركز خدمات كتابداري طرح مشتركي را با گروه كتابداري دانشگاه تهران آغاز كرد. يكي از اعضاي گروه علوم كتابداري مركز خدمات كتابداري زيرنظر نگارنده، پژوهشي را به‌عنوان پايان‌نامه خود آغاز كرد كه در سال 1352 پايان يافت و به تأييد چند تن از زبان‌شناسان ايراني رسيد و در فهرستگان ايران به‌كار گرفته شد.

8. تدوين استانداردهاي ملي. تهيه استاندارد براي كتابخانه‌هاي مختلف نيز يكي ديگر از طرح‌هاي پژوهشي مركز خدمات كتابداري بود كه تا قبل از ادغام در كتابخانه ملي، استانداردهاي وسايل و تجهيزات كتابخانه‌اي، استاندارد كتابخانه‌هاي آموزشگاهي، و استاندارد كتابخانه‌هاي عمومي انتشار يافت و ادامه آن در كتابخانه ملي به ثمر رسيد.

9. آموزش. به‌منظور تربيت نيروي انساني، مركز خدمات كتابداري دوره‌هايي براي كتابداران شاغل در كتابخانه‌ها داير كرد. اين دوره‌هاي كوتاه‌مدت هر شش ماه يك‌بار به‌مدت يك‌ماه توسط متخصصان كارشناس ارشد مركز تدريس مي‌شد. علاوه بر اين، مركز عهده‌دار كارورزي دانشجويان رشته كارشناسي ارشد كتابداري دانشگاه تهران بود. به اين ترتيب غالب دانشجويان دوره كارشناسي ارشد 180 ساعت، و در دوره كارشناسي 200 ساعت كارآموزي خود را در مركز انجام مي‌دادند. همچنين متخصصان مركز همواره تدريس فهرستنويسي و رده‌بندي دوره‌هاي كارشناسي ارشد دانشگاه تهران را برعهده داشتند و در طراحي برنامه‌هاي درسي دوره‌هاي مختلف همكاري مي‌كردند.

10. طرح ماشيني كردن خدمات كتابخانه‌اي. در دهه 1350 نسل دوم رايانه مورد استفاده بود و امكاناتي كه نسل سوم و ريزرايانه‌ها، امروزه در اختيار كاربران مي‌گذارند هنوز به ميدان نيامده بود. در آن زمان تصور خدمات مكانيكي كتابداري در بخش گزينش و تهيه كتاب چندان غيرعملي نبود، ولي در بخش فهرستنويسي و رده‌بندي كتاب اگر بعيد به‌نظر نمي‌رسيد، كاري بود كارستان. در آن شرايط و آن امكانات و اندك بودن رايانه مرداني كه بتوانند خدمات فني كتابخانه‌اي را مكانيزه كنند، مركز خدمات كتابداري كار مطالعات اوليه مكانيزه كردن كتابخانه را آغاز كرد و در اين بررسي و پژوهش از مشاوره و همكاري متخصصان ايراني و خارجي رايانه بهره گرفت. مدير گروه تحليل سيستم‌هاي كتابخانه بريتانيا به ايران دعوت شد و پس از سه هفته كار با متخصصان كتابداري مركز خدمات كتابداري، گزارش خود را تحويل داد. در اين گزارش اظهارنظر شده بود كه بخش فهرستنويسي مي‌تواند و بايد هرچه زودتر مكانيزه شود، ولي براي فهرستگان ايران نظام دستي فعلا از كارآيي بيشتري برخوردار است. متأسفانه با عوض شدن رئيس مؤسسه تحقيقات و برنامه‌ريزي آموزشي كه مركز خدمات كتابداري چنانكه گفته شد يكي از مراكز چهارگانه آن بود، اين‌كار به تعويق افتاد.

11. همكاري در طراحي و برنامه‌ريزي تأسيس كتابخانه ملي پهلوي (سلف كتابخانه ملي كنوني). اين طرح كه ابتدا بنا بود زيرنظر كتابخانه پهلوي وابسته به دربار و خارجيان انجام شود با مساعي مركز خدمات كتابداري، به طرحي بومي تبديل شد كه در آن كتابداران ايراني پيشگام بودند. تقريبآ اكثر اعضاي هيئت علمي مركز خدمات و بسياري از كتابداران خبره ايران، به پيشنهاد مركز، در اين طرح همكاري كردند كه گزارش‌هاي آنها هم‌اكنون در كتابخانه ملي موجود است. در طرح ساختمان كتابخانه و برنامه‌نويسي آن كه به مسابقه بين‌المللي گذاشته شد، مركز خدمات، نقش عمده‌اي را برعهده داشت و ساختمان فعلي برمبناي همان برنامه ساخته شده است.

12. انتشارات. طي 10 سال، مركز خدمات كتابداري حدود 30 اثر تحقيقاتي و مرجع منتشر كرده است كه برخي آنها، مثل راهنماي مجله‌هاي ايران، صورت كتاب‌هاي فهرست شده، و نظاير آن، پيايندي بودند. علاوه بر اين، انتشار كليه آثار تهيه شده در انجمن كتابداران ايران، از جمله خبرنامه انجمن (ماهانه) و نامه انجمن (فصلنامه) و ساير كتب درسي و آموزشي آنها را برعهده داشت. همچنين مركز براي اشاعه و معرفي فعاليت‌هاي خود به انتشار بروشورهايي اقدام كرد، از جمله: بروشور كلاس‌هاي كارآموزي مركز خدمات كتابداري، كانون كتابشناسي، مركز خدمات كتابداري؛ فهرستگان ايران، و كتابداري؛ و نيز بروشورهايي حاوي صورت انتشارات مركز كه نمونه همه آنها اكنون در كتابخانه ملي موجود است.

13. ادغام. با پيروزي انقلاب اسلامي ايران (1357)، مركز خدمات كتابداري طرحي منبي بر ادغام مركز در كتابخانه ملي تهيه كرد كه مورد موافقت رئيس وقت كتابخانه ملي (فريدون بدره‌اي) نيز قرار گرفت و با امضاي دو طرف ــ زهرا شادمان رئيس مركز و فريدون بدره‌اي رئيس كتابخانه ملي ــ طي نامه‌اي در تاريخ 29/11/1358 به‌شماره م ك/1004 به وزير وقت علوم و آموزش عالي ارائه شد. ولي متأسفانه ادغام به‌موقع انجام نگرفت. سرانجام در 1362 مركز خدمات كتابداري (با همه امكانات، وسايل و تجهيزات، و نيروي انساني) بدون توجه به طرحي كه ارائه شده بود، در كتابخانه ملي ادغام شد و به حيات خود در قالب جديد ادامه داد.

 

مآخذ: 1) سلطاني، پوري. "نقش پژوهشي مركز خدمات كتابداري"، فرصت حضور: مجموعه مقاله‌هاي كتابداري. ج.1. تهران: انجمن كتابداري و اطلاع‌رساني ايران، با همكاري سازمان اسناد و كتابخانه جمهوري اسلامي ايران، 1383؛ 2) فهرستگان ايران. تهران: مؤسسه تحقيقات و برنامه‌ريزي علمي و آموزشي، مركز خدمات كتابداري، 1354. ]بروشور[؛ 3) "مجموعه شرح وظايف، سازمان و پست‌هاي سازماني مؤسسه تحقيقات و برنامه‌ريزي علمي و آموزشي وزارت علوم و آموزش عالي"، مصوبه هيأت اسناد مورد تأييد سازمان اموراداري و استخدامي كشور، مرداد 1352؛ 4) مركز خدمات كتابداري. تهران: مؤسسه تحقيقات و برنامه‌ريزي علمي و آموزشي. مركز خدمات كتابداري، 1354. ]بروشور[؛

5) Names of Persons: National Usage for Entry in Catalogues. 3rd ed. London: IFLA, International Office for UBC.; 1977; 6) Sharifi, Naser. Cataloging of Persian Works, Including Rules for Transliteration, Entry, and Discription. Chicago: American Library Association, 1954; 7) Soltani, Poori. "Tehran Book Processing Center (TEBROC) and it's Research Function". Part 1 and 2. International Cataloguing; Quarterly Bulletin of the IFLA Committee on Cataloguing. Vol.4, No.1, (Jan/March 1975): 7-8 &  No.2 (April/June 1975): 4-6.

                پوري سلطاني

  

 



[1]. TEBROC  (Tehran Book Processing Center)

[2]. John Harvey

[3]. ISBDNBM (International Standard Bibliographic Description for Non-Book Materials)

 

 

 

بازگشت به فهرست مقالات م