Skip Ribbon Commands
Skip to main content
سایت دایره المعارف کتابداری و اطلاع رسانی
    آ         الف       ب       پ       ت       ث       ج       چ       ح       خ       د       ذ       ر       ز       ژ       س       ش       ص       ض       ط       ظ       ع       غ       ف       ق       ک       گ       ل       م       ن       و       ه       ی    

بازگشت به فهرست مقالات ه

همترازخوانی[1]. همترازخوانی در نشر مجله‌های علمی عبارت است از ارزیابی داور یا داوران هم­تخصص و همتراز با نویسنده یا نویسندگان از دستنوشته‌هائی که به مجله‌ها ارائه می­شود (۱، ص ۱۵۵). همترازخوانی به معنای ارزیابی انتقادی دست­نوشته‌های علمی است و در مورد کتاب، مقاله‌های همایش‌ها، پیشنهاد یا گزارش طرح‌های پژوهشی و دیگر انواع بروندادهای مکتوب علمی نیز به­کار می‌رود. همترازخوانی یا ارزیابی همتایان، برای کنترل کیفیت است و در خارج از قلمرو ارتباطات علمی، همچون حرفه‌ها برای ارزیابی عملکرد افراد (نظیر ارتقای اعضای هیئت علمی) به­کار می‌رود.

در فارسی، واژه‌های داوری همتا، داوری توسط همتایان، مرور همتا، ارزیابی همتایان، بازنگری همتراز، همتراز داوری، همترازخوانی، و نیز داوری به عنوان معادل اصطلاح peer review به­کار رفته‌اند. از میان واژه‌های تخصصی، از واژه همترازخوانی بیشتر استقبال شده است. آن را نخستین بار مهدی سمائی، زبان‌شناس، پیشنهاد کرد و میرزایی و همکاران (۱) به­کار گرفتند و از آن پس رواج یافت. اما معادل مصوب فرهنگستان زبان و ادب فارسی، واژه «ارزیابی همتایان» است و در توضیح آن آمده است «بررسی و ارزشیابی تخصصی یک فعالیت یا اثر خلاق از سوی متخصصان همان حوزه» (۲). در تمام این واژه‌ها منظور از همتراز یا همتا افراد هم‌سطح و همتراز از نظر علمی با نویسنده یا نویسندگان متن است.

تاریخچه. آغاز همترازخوانی را بسیاری به انجمن سلطنتی لندن نسبت می‌دهند که مسئولیت انتشار یک نشریه فلسفی را در ۱۷۵۲ بر عهده گرفت، اما شواهدی وجود دارد که دست‌کم یک­صد سال پیش از آن نیز همترازخوانی به شکلی اعمال می‌شده است، از جمله انجمن سلطنتی ادینبورگ از آغاز انتشار مجله خود در ۱۷۳۱ از همترازخوانی استفاده می‌کرد (۳). با این حال رواج همترازخوانی در مجله‌ها، پس از جنگ جهانی دوم در نتیجه دو عامل مهم اتفاق افتاد. نخست به سبب آن که دانشمندان و مقاله‌های ارسال شده به مجله‌ها برای انتشار افزایش یافت و سردبیران مجله‌ها ناگزیر بودند برای انتشار مقاله‌ها از میان آنها دست به انتخاب بهترین‌ها بزنند. دوم به سبب تخصصی‌تر شدن علوم، امکان این که سردبیر بر همه حوزه‌ها تسلط داشته باشد و خود بتواند در مورد کیفیت و درستی محتوای همه مقاله‌ها تصمیم بگیرد، وجود نداشت (4).

فرایند همترازخوانی طی چند سده متحول شده است. تا پیش از جنگ جهانی دوم، داوران به سردبیر مشاوره می­دادند و تصمیم به انتشار مقاله را سردبیر خود می‌گرفت. فرایند داوری نيز چندان سامان‌یافته نبود. اما پس از آن، داوران در تصمیم‌گیری درباره انتشار مقاله نقش مهم­تری یافتند و این فرایند اکنون منسجم‌تر شده است (۵، ص ۳۰۹). از پیشینه به­کارگیری همترازخوانی در مجله‌های فارسی گزارشی در دست نداریم.

انواع. همترازخوانی را می‌توان از جهات مختلف دسته‌بندی کرد. از نظر زمان انجام، همترازخوانی می‌تواند پیش از انتشار و یا پس از انتشار متن صورت گیرد. همترازخوانی مجله‌ها عموماً از نوع پیش از انتشار است. همترازخوانیِ پیش از انتشار از نظر این که چه کسی آن را انجام می‌دهد، دو نوع بیرونی و درونی دارد. درونی به معنی ارزیابی به دست اعضای هیئت تحریریه مجله است و بیرونی، به معنی ارزیابی به دست متخصصان خارج از هیئت تحریریه مجله است. برخی (۴، ص ۱) همترازخوانی را معادل همترازخوانی بیرونی در نظر گرفته‌اند. همترازخوانیِ پیش از انتشار از نظر پنهان بودن هویت نویسنده و داور چهار نوع است (۱، ص ۱۵۶):

·    دوسَرکور یا پنهان دوطرفه: هویت نویسندگان و داوران برای یکدیگر پنهان است.

·    یک سَرکور یا پنهان یک­طرفه: هویت نویسندگان برای داوران آشکار، اما هویت داوران برای نویسندگان پنهان است.

·    باز یا آشکار: هویت نویسندگان و داوران برای یکدیگر آشکار است.

·    امضادار: ‌هویت داوران برای نویسندگان آشکار، اما هویت نویسندگان برای داوران پنهان است. 

همترازخوانیِ پس از انتشار ممکن است بر آثاری صورت گیرد که پیش از انتشار نیز داوری شده‌ یا نشده باشند. این نوع همترازخوانی را ممکن است داوطلبان یا داورانی انجام دهند که به این کار دعوت شده‌اند. داوران ممکن است همترازخوانی را بی یا با امضا انجام دهند. همترازخوانیِ پس از انتشار به صورت نقد منتشر می­شود. طبعاً نقد را، نه مجلة منتشر کننده مقاله، بلکه افراد یا مؤسسات مستقل می‌نویسند. برخی مؤسسات مانند اف‌۱۰۰۰ ریسرچ[2] مقاله را ابتدا منتشر می‌کند، سپس داوری در مورد آن صورت می‌گیرد؛ سپس اگر نیاز بود، در مقاله بازنگری می‌شود. همترازخوانی پس از انتشار می‌تواند به­صورت غیررسمی توسط نویسندگان وبلاگ یا دیگر رسانه‌های اجتماعی صورت گیرد. این نوع همترازخوانی گاه نقش مهمی در کشف فریبکاری علمی یا خطاها در پژوهش‌های منتشر شده ایفا می‌کند (6). نمونة آن سایت موسوم به استادان علیه تقلب (http://pap.blog.ir) است.

کارکردها و معایب. همترازخوانی دو هدف را دنبال می کند: 1) کنترل کیفیت در نشر علمی برای  پیشگیری از انتشار محتوای نامعتبر و بی‌کیفیت ، و 2) بهبود کیفیت نوشته­های دارای ارزش انتشار (۷). در این فرایند طبعاً نویسندگان و داوران از یکدیگر می­آموزند. همترازخوانی خوب بر اعتماد و خیرخواهی اتکا دارد، به این معنا که پیش‌فرض طرف‌های آن (نویسنده، داور و سردبیر)  اطمینان از رفتار شرافتمندانه علمی یکدیگر است. فرض داور و سردبیر این است که نویسنده کاری اصیل و بدون فریبکاری به مجله فرستاده است. نویسنده و سردبیر نیز فرض می‌کنند داور به بهترین شکل از تخصص خود برای ارزیابی انتقادی مقاله و رعایت محرمانگی محتوای آن استفاده می‌کند. فرض نویسنده و داور نیز این است که سردبیر منصفانه و بر پایه اصول علمی و با شفافیت در مورد همه مقاله‌ها تصمیم می‌گیرد (۴، ص ۴).

برای همترازخوانی نقص‌هایی ذکر کرده‌اند. از جمله اینکه آن را فرایندی پرهزینه، کُند، مستعد پیش‌داوری و سوگیری، فاقد یکدستی، و نامصون در مقابل سوء استفاده دانسته­اند. همچنین برخی آن را سرکوب‌کننده خلاقيّت می‌دانند(8) و استدلال می­کنند داوران گاه آثار بسیار نوآور را از روی محافظه‌کاری رد می‌کنند. علاوه بر این، ذهنی و سلیقه‌ای بودن، ناکارآمدی در تشخیص فریبکاری علمی و ضعف در تشخیص‌خطاهای علمی را نیز از جمله نقص‌های آن  می­دانند (9).

وضعیت فعلی و آینده. رایج‌ترین نوع داوری در حال حاضر داوری دوسَرکور و سپس داوری یک سَرکور است. داوری باز و داوری امضادار را به­ندرت در مجلات به­کار می­گیرند. در مجله‌های ایرانی نیز شایع‌ترین نوع داوری، داوری دوسرکور است مجله‌های بین‌المللی در اِزای داوری، به داور پول نمی­پردازند، امادر ایران بیشتر مجله‌ها، به­ویژه مجله‌های علمی­ـ­پژوهشی به داوران دستمزدی اندک می­پردازند.

اگر چه در حال حاضر هیچ مجله علمی معتبری بدون همترازخوانی اداره نمی‌شود، اما جنبش موسوم به دسترسی آزاد، موجب انتشار تعداد فزاینده­اي مجله شده است. در این نوع مجلات نویسنده هزینة آماده­سازی و نشر مقاله را می­پردازد و درآمد مجله از آن به­دست می­آید. در این نوع مجلات یا همترازخوانی وجود ندارد یا بسیار ضعیف است(10)؛ این مجلات به مجلات چپاول­گر معروف شده‌اند (۱۱).

ظهور رسانه‌های اجتماعی موجب گسترده‌تر شدن فضای گفتمان علمی از راه شبکه‌های اجتماعی و نظایر آن شده است، اما همترازخوانی همچنان ملاک اصلی برای اعتماد به محتوا است. انتظار می‌رود در آینده نیز همترازخوانی همچنان سازوکار کنترل کیفیت در نشر و ارتباطات علمی  برجا بماند(12)، زیرا جایگزین بهتری برای آن وجود ندارد همترازخوانی با آنکه کاری وقت‌گیر است، اما معمولاً برای داور پاداش مالی یا غیرمالی ندارد و  اوران دعوت مجله‌ها برای همترازخوانی را بنا به تعهد حرفه‌ای می‌پذیرند. ناشران برای به رسمیت شناختن و تقدیر از فعالیت داوران در تلاش­اند. هدف ایشان آن است که فعالیت پژوهشگر به­عنوان داور در شکل دادن به شهرت دانشگاهی وی موثر باشد. این کار به آن معناست که پژوهشگران همانگونه که از شمار مقاله و استنادها و خود برای نمایش کمّ و کیف فعالیت و تخصصشان بهره مند می­شوند، از فعالیت‌های خود به­عنوان داور نیز به این منظور بهره­مند شوند. به­عنوان مثال انتشارات الزویر بزرگ­ترین ناشر مجله‌های علمی، سامانه‌ای برای تقدیر از داوران ایجاد کرده است.

 

مآخذ: 1) میرزایی، آیت الله [و دیگران]. "همترازخوانی در مجلات علمی (مطالعه موردی مجله جامعه‌شناسی)" مجله جامعهشناسی ایران، دوره ۷ ،ش 4 (زمستان ۱۳۸۵): 147-179؛ 2) فرهنگستان زبان و ادب فارسی، فرهنگ واژههای مصوّب فرهنگستان ،دفتر10 ( تهران ، ۱۳۹۲)؛

3. Kronick, D. A. "Peer review in 18th-century scientific journalism." JAMA, vol. 263, no.10 (Mar.1990): 1321-1322; 4) Hames, I. Peer Review and Manuscript Management in Scientific Journals: Guidelines for Good Practice (Malden (MA, USA): Blackwel, 2007;

5) ابویی اردکانی، محمد؛ میرزایی، آیت‌الله؛ شیخ شعاعی، فاطمه. "فرایند داوری مقالات در مجلات علمی ایران"، پژوهشنامه پردازش و مدیریت اطلاعات، دوره ۲۸ ، ش ۲ (زمستان۱۳۹۱): ۳۰۵-346؛

6) Jump, P. "Can post-publication peer review endure?",Times Higher Education, 13 November 2014. [online]. Available: http://www.timeshighereducation.co.uk/news/can-post-publication-peer-review-endure/2016895.article.[ 20 Dec.2015]; 7) Smith, R. "Peer review: a flawed process at the heart of science and journals", Journal of the Royal Society of Medicine, vol.99, no.4 (Apr.2006): 178–182; 8)  Spier, R. E. "Peer review and innovation." Science and Engineering Ethics, vol.8, no.1 (Jan. 2002): 99-108; 9) Groves, T. Peer reviewer training part I: What do we know about peer review? [online]. Available: http://www.bmj.com/sites/default/files/attachments/resources/2011/07/presentation-1what-do-we-know-about-peer-review.ppt [3 Feb. 2015]; 10) Bohannon, J. "Who's afraid of peer review?"  Science , vol.342, no. 6154 (4 Oct. 2013): 60-65; 11) Beall, J. "List of standalone Journals: potential, possible, or probable predatory scholarly open-access journals", Scholarly Open Access. [online]. Available: http://scholarlyoa.com/individual-journals/ [3 Feb 2015]; 12) Nicholas, D. [ et al], "Peer review: still king in the digital age." Learned Publishing, vol. 28, no.1 (Jan. 2015): 15-21.

 

حمیدرضا جمالی مهموئی

دانشگاه خوارزمی

 

 

 



[1]. Peer review

.[2] F1000Research برنامه نوآورانه ای برای انتشار به­صورت منبع باز است. این برنامه امکان انتشار فوری، همترازخوانی آزاد، و سپارش را به استفاده کننده می­دهد (http://f1000research.com)- داکا

 بازگشت به فهرست مقالات ه