Skip Ribbon Commands
Skip to main content
سایت دایره المعارف کتابداری و اطلاع رسانی
    آ         الف       ب       پ       ت       ث       ج       چ       ح       خ       د       ذ       ر       ز       ژ       س       ش       ص       ض       ط       ظ       ع       غ       ف       ق       ک       گ       ل       م       ن       و       ه       ی    

بازگشت به فهرست مقالات پ

 

پانيتسي، آنتوني. سر آنتوني پانيتسي[1]  آزاديخواه ايتاليايي و كتابدار برجسته بريتانيايي در قرن نوزدهم است. آنتونيو جنسيو ماريا پانيتسي[2]  در 16 سپتامبر 1797 در برشلو شهري نزديك مودنا، واقع در شمال ايتاليا متولد شد. پدرش به كار داروسازي اشتغال داشت و هر دو پدر بزرگش حقوقدان بودند. در 1814 در دانشگاه پارما به تحصيل حقوق پرداخت و در آنجا از محبت آنجلو پتسانا[3] ، كتابدار دانشمند كتابخانه پالاتينا[4] ، بهره‌مند شد. دوستي پتسانا در افكار و هدف‌هاي پانيتسي تأثير بسيار گذاشت و عشق به دانش‌اندوزي را در وي برانگيخت. در 1818 پس از پايان تحصيلات، به زادگاهش (برشلو) مراجعت كرد و پس از اندك زماني با سمت بازرس مدارس به كار پرداخت (8: ج 21، ص 309-310). در سال 1822، وقتي آشكار شد كه پانيتسي عضو سازماني مخفي است و بر ضد حكومت فعاليت مي‌كند، ناگزير از ايتاليا گريخت. مدت كوتاهي در سوئيس به‌سر برد، اما در 1823، مانند تعدادي از هموطنانش، به انگلستان پناهنده شد و در ماه مه 1823، در نهايت تنگدستي وارد لندن گرديد. سپس به ليورپول رفت و چند سالي در آنجا از راه تدريس زبان ايتاليايي به سختي امرار معاش كرد. در 1828 به‌عنوان نخستين استاد زبان و ادبيات ايتاليايي در دانشگاه لندن برگزيده شد (1: 120؛  423:6).

در 1831، در پي بازنشستگي يكي از كاركنان بخش كتاب‌هاي چاپي موزه بريتانيا، پانيتسي با حمايت دو تن از دوستان بانفوذش، لرد بروهام و توماس گرنويل، به‌عنوان كمك كتابدار به استخدام موزه در آمد (8: ج 21، ص 311). در اين هنگام، اداره امور موزه نامطلوب‌تر از هر زمان ديگر در طول تاريخ آن بود (8: ج 21، ص 318). ابتدا وظايف فهرستنويسي به وي محول شد كه در انجام آن شايستگي‌هاي زيادي از خود نشان داد. در 1835 به‌منظور گردآوري اطلاعات دست اول درباره كتابخانه‌هاي ممالك ديگر، به مسافرت در كشورهاي اروپايي پرداخت. ره‌آورد اين سفر يافته‌هاي جالبي درباره كتابخانه‌هاي بزرگ اروپا بود. در 1836 فرصت آن را يافت كه در برابر كميته منتخبي، كه از طرف مجلس عوام مأمور تحقيق در وضع اداره موزه بريتانيا شده بود، نظريات صائب خود را درباره نابساماني‌هاي موزه با ارائه شواهدي محكم بيان كند (8: ج 21، ص 313-314). در سال 1837 به سمت مسئول بخش كتاب‌هاي چاپي منصوب شد. در اين مقام به تجديد سازمان كتابخانه موزه بريتانيا پرداخت و درصدد بر آمد كه آن را به‌صورت بزرگ‌ترين كتابخانه بريتانيا، و نيز سراسر جهان، درآورد. در وهله اول، با نظارت وي، كتاب‌ها از محل قديمي آنها كه در عمارت مونتاگو قرار داشت به بناي جديد واقع در ضلع شمالي ساختمان موزه كه به كتاب‌هاي چاپي اختصاص يافته بود منتقل شد (121:1). پانيتسي در عين حال از پي‌گيري دو هدف اصلي خود غافل نبود: اول اينكه مجموعه كتابخانه را با استفاده از همه امكاناتي كه در اختيار داشت توسعه دهد، و ديگر اينكه آن را طوري سامان بخشد كه كتاب‌ها به سهولت در اختيار همه مراجعان قرار گيرد.

براي نيل به هدف نخست، ابتدا توانست بودجه سالانه‌اي به مبلغ ده هزار پوند براي تهيه كتاب‌ها فراهم آورد كه موفقيت بزرگي محسوب مي‌شد و با به‌كار گماشتن نمايندگاني فعال در سراسر اروپا و ايالات متحده، مجموعه كتاب‌هاي خارجي را به‌ميزان قابل ملاحظه‌اي غني‌تر كرد. همچنين براي تحقق هدف مزبور، اجراي صحيح قانون تحويل نسخ رايگان ضرورت داشت. تا قبل از تصدي وي بر بخش كتاب‌هاي چاپي، تنها چهل درصد كتاب‌هايي كه مي‌بايست به موزه بريتانيا تحويل گردد به آنجا مي‌رسيد، و ناشران براي طفره رفتن از رعايت قانون مزبور به هر حيله و تمهيدي متوسل مي‌شدند. پانيتسي در اجراي اين قانون بسيار جدي عمل كرد و، به‌رغم اعتراضات شديد، درصدد برآمد كه ناشران متخلف را در همه نقاط بريتانيا تحت تعقيب قانوني قرار دهد، و سرانجام در اين كار خطير موفق شد (1: 25-26). در جريان توسعه مجموعه كتابخانه با بسياري از گردآورندگان مشهور كتاب آشنا شد و با آنان دوستي برقرار كرد. به تشويق او توماس گرنويل، يكي از مجموعه‌داران بزرگ، مجموعه نفيس و كمياب دو هزار جلدي خود را به موزه هديه كرد (130:3). با تلاش‌هاي پي‌گير او، كمك‌هاي سخاوتمندانه‌تر دولت، و اجراي دقيق و جدي قانون تحويل نسخ رايگان، سرانجام مجموعه كتابخانه كه كمتر از 250000 جلد بود به حدود 1000000 جلد رسيد (5: 313-314).

به‌منظور امكان دسترسي آسان به مجموعه عظيمي كه به اين ترتيب رشد مي‌كرد، تهيه فهرستي جامع ضرورت اساسي داشت. پانيتسي فهرست الفبايي مؤلف را به فهرست رده‌اي ترجيح مي‌داد و در پي انتصابش به سمت سرپرست بخش كتاب‌هاي چاپي در 1837، بر تأليف فهرستي جديد اصرار ورزيد. به‌منظور تدوين اين فهرست، "مجموعه قوانين نودويك مادّه‌اي" خود را وضع كرد. در 1841 نخستين جلد فهرست با شناسه‌هايي كه با حرف A شروع مي‌شد منتشر گرديد. اما از آنجا كه انتشار حرف به حرف مجلدات فهرست با مشكلات زيادي همراه بود، چاپ مجلدات بعدي به آماده‌شدن همه دستنويس‌ها موكول گرديد (157:1).

پانيتسي همچنان مجدّانه به تلاش‌هايش در جهت اعتلاي كتابخانه ادامه مي‌داد، اما به‌علت داشتن ملّيت ايتاليايي، مبارزه‌اي حساب شده عليه او آغاز شد و انتقادهاي شديد از وضع كتابخانه و رئيس خارجي آن بالا گرفت كه سرانجام موجب شد در 1847 هيأتي از طرف دربار براي رسيدگي به وضع موزه بريتانيا مأمور گردد. پانيتسي با تشريح خدمات درخشانش به دفاع از خود پرداخت. انتشار گزارش اين هيأت در 1850، كه در تأييد خدمات پانيتسي بود، براي او پيروزي بزرگي محسوب مي‌شد (122:1).

با توسعه روزافزون مجموعه، كتابخانه از لحاظ جا در مضيقه بود و پانيتسي به‌منظور تأمين فضاي مناسب براي اين رشد و نيز فضاي مورد نياز مراجعان، تالار قرائت مدوّر بزرگ را تدارك ديد. اين تالار مجلل كه جاي لازم را براي يك ميليون جلد كتاب و سيصد خواننده تأمين مي‌كرد، در 1857 افتتاح شد (314:5).

در 1856 به سمت كتابدار ارشد منصوب شد و به مدت ده سال در اين مقام به تمشيت امور كتابخانه پرداخت. در 1866 به علت بيماري از كار كناره گرفت و سيزده سال آخر عمرش را در بلومزبري[5]  نزديك موزه بريتانيا گذراند. در 1869 به پاس خدماتش به لقب نايت و عنوان سرآنتوني مفتخر شد. در هشتم آوريل 1879 درگذشت و در گورستان سنت مري به خاك سپرده شد (8: ج 21، ص 328).

پانيتسي، گرچه درباره زبان و ادبيات آثار متعددي از خود به جا گذاشت، در زمينه كتابداري مطلب زيادي منتشر نكرد (424:6). از جمله آثار معروفش ويرايش‌هاي <اورلندوي مجنون>[6]  از ال.آريستو و <اورلندوي دلباخته>[7]  از ام.ام. باياردو را مي‌توان نام برد كه در فاصله سال‌هاي 1830 تا 1834 در نه جلد منتشر شد. همچنين مقالات و نقدهايي از وي در مجلات معتبر آن زمان درج گرديد (8: ج 21، ص 311). قواعد نودويك گانه او در 1841 با عنوان <قواعدي براي تدوين فهرست>[8]  انتشار يافت (29:9). وي در اين قواعد براي نخستين بار به‌صورت جامعي به بحث درباره فهرستنويسي آثار مجهول المولف ، آثاري كه مؤلفان آنها نام مستعار دارند، آثاري كه داراي چند نويسنده هستند، دايره‌المعارف‌ها، نشريات ادواري، نشريات انجمن‌هاي علمي، و غيره مي‌پردازد (314:5). مجموعه اين قواعد كه قديمي‌ترين و مهم‌ترين قواعد فهرستنويسي انگلستان بود و بعداً به قواعد موزه بريتانيا مشهور شد، بر اكثر قواعد فهرستنويسي كه پس از آن تدوين شد تأثير گذاشت (90:2).

پانيتسي يكي از بزرگ‌ترين چهره‌هاي تاريخ كتابداري محسوب مي‌شود. ادوارد ميلر در كتابش با عنوان <شاهزاده كتابداران>[9]  كه به بررسي شرح حال او و دوره اشتغالش در موزه بريتانيا در طي سال‌هاي 1831 تا 1866 مي‌پردازد، اين سال‌ها را دوران رشد و تحول يكي از پرآوازه‌ترين كتابخانه‌هاي پژوهشي جهان مي‌داند. وي خاطر نشان مي‌سازد كه خدمات پانيتسي در آنجا، بر كليه جوانب عملكردهاي اين كتابخانه تأثير گذاشت (14:4). او بيش از همه در تبديل اين كتابخانه از يك موزه كتاب به مجموعه‌اي كارآمد و با كفايت سهيم بود (313:5). گرچه از نعمت داشتن دوستاني متنفذ بي‌بهره نبود، ناگزير از تحمل انتقادها و مخالفت‌هاي خصمانه، در بخش اعظم دوران اشتغالش در موزه بريتانيا بود. بخشي از اين مخالفت‌ها به اين علت صورت گرفت كه به او به چشم بيگانه تازه به دوران رسيده‌اي مي‌نگريستند، و بخشي نيز به اين دليل كه وقتي معتقد بود حق با اوست ذره‌اي از عقيده‌اش عدول نمي‌كرد (423:6). به كمك تدبير، اراده، دانش و تجربه، و تلاش‌هاي پردامنه‌اش، شالوده كتابخانه‌اي را ريخت كه امروز در شمار بزرگ‌ترين كتابخانه‌هاي ملي جهان قرار دارد. او مفهوم جديدي از نقش ويژه كتابخانه ملي ارائه داد و عقيده داشت كه اين كتابخانه نه تنها بايد به گردآوري كتاب‌هاي جديد بپردازد، بلكه بايستي نشريات نادر، ناپايدار، و كتاب‌هاي حجيم و نفيسي را كه در جاهاي ديگر قابل دسترسي نيستند، نيز فراهم آورد (313:5). از دوران همكاري وي با موزه بريتانيا، همواره به‌عنوان دوره فعاليت‌هاي پردامنه ياد خواهد شد و ثمرات تلاش‌هاي اين پناهنده غريب، به‌عنوان مظهر سخت‌كوشي و شهامت براي هميشه باقي خواهد ماند (89:7).

پانيتسي همچنين يكي از حاميان سرسخت خدمات همگاني كتابخانه‌ها بود. سخنان پرشور او كه در 1836 در برابر كميته منتخب مأمور رسيدگي درباره وضع اداره موزه بريتانيا ايراد شد، نشان‌دهنده تجددطلبي فطري وي بود. او در برابر اين كميته چنين اظهار داشت: "مي‌خواهم وقتي پاي كتاب در ميان است، يك دانشجوي فقير براي اقناع كنجكاوي علمي، پيگيري هدف‌هاي معقول، استفاده از منابع معتبر، و تعمق در پيچيده‌ترين مسائل از همان امكاناتي بهره‌مند باشد كه ثروتمندترين افراد؛ و معتقدم كه دولت موظف است از اين لحاظ او را بي‌دريغ ياري دهد" (66:1).

مآخذ: 1) تامپسون، جيمز. تاريخ اصول كتابداري. ترجمه محمود حقيقي. تهران: مركز نشر دانشگاهي، 1366؛ 2) صديق بهزادي، ماندانا. "شاهزاده كتابداران". خبرنامه انجمن كتابداران ايران. دوره پنجم، 2 (تابستان 1351): 90؛ 3) موكهرجي، اجيت كومار و تاريخ و فلسفه كتابداري. ترجمه اسدالله آزاد. مشهد: آستان قدس رضوي، معاونت فرهنگي، 1368؛

4) Day, Alan. The British Library: a Guide to its Structure, Publications, Collections and Services. London: The Library Association, 1988; 5) Kelly, Thomas. A History of Public Libraries in Great Britain: 1845-1966. London: The Library Association, 1973; 6) Olle, James G. "Panizzi, Sir Anthony". ALA World Encyclopedia of Library and Information Services, PP. 423-424; 7) Thornton, Johhn l. Selected Readings in the History of Librarianship. London: The Library Association, 1966; 8)  Weimerskirch, Philip J. "Panizzi, Sir Anthony". Encyclopedia of Library and Information Science. Vol. 21, PP. 309-318, 328; 9) Wynar, Bohdan S. Introduction to Cataloging and Classification. 8th. ed.by Arlene G. Taylor. Englewood: Libraries Unlimited, Inc, 1992.

                سيمين قطبي

 

 

[1]. Sir Anthonio Panizzi

[2]. Antonio Genesio Maria Panizzi

[3]. Angelo Pezzana

[4]. Biblioteca Palatina

[5]. Bloomsbury

[6]. Orlando Furioso

[7]. Orlando Innamorato

[8]. Rules for The Compilation of the Catalogue

[9]. Prince of Librarians

 

بازگشت به فهرست مقالات پ