Skip Ribbon Commands
Skip to main content
سایت دایره المعارف کتابداری و اطلاع رسانی
    آ         الف       ب       پ       ت       ث       ج       چ       ح       خ       د       ذ       ر       ز       ژ       س       ش       ص       ض       ط       ظ       ع       غ       ف       ق       ک       گ       ل       م       ن       و       ه       ی    

بازگشت به فهرست مقالات پ

 

پشتوانه انتشاراتي. پشتوانه كتابشناختي[1] ، پشتوانه فرهنگي[2] ، يا پشتوانه نتشاراتي[3] ، در اصطلاح، مجموعه كتاب‌ها و ساير آثاري است كه درباره يك موضوع تدوين شده باشد (2: ذيل "واژه").

طبق نظر لنكستر، هر اصطلاح در حوزه كتابداري و اطلاع‌رساني زماني پشتوانه دارد كه آثار كافي و معتبر درباره آن وجود داشته باشد، و پس از احراز اين شرايط است كه مجوز ورود به يك طرح رده‌بندي، فهرست، يا اصطلاحنامه را مي‌يابد (242:6). پشتوانه انتشاراتي يكي از انواع شناخته شده پشتوانه‌هاي معناشناختي است كه ويندهام هولم[4]  در سال‌هاي 12-1911، با پيوند اين دو واژه، اصولي را براي تعريف و نامگذاري رده‌هاي نظام رده‌بندي كتابشناختي پايه‌گذاري كرد. بنابر تعريف هولم، ورود يك رده‌نما (سرعنوان) در نظام رده‌بندي، بايستي متكي بر پشتوانه انتشاراتي باشد، يعني آثاري در آن حوزه موضوعي منتشر شده باشد (112:4).

تاريخچه. مفهوم پشتوانه انتشاراتي نخستين بار در سال 1911 توسط هولم مطرح شد. وي اين اصل را به‌عنوان پايه و اساس رده‌بندي كتاب و به‌منظور تعريف رده‌هاي موضوعي پيشنهاد كرد؛ به اين مفهوم كه رده‌ها و رده‌نماها از نوشته‌هاي موجود نشأت مي‌گيرند. گرچه ديدگاه هولم به منزله پايه‌اي براي نظام‌هاي رده‌بندي مبتني بر كتاب محدود مي‌شد، ليكن اين اصل گسترش يافت و محور بحث‌هاي مختلفي در دسترسي موضوعي و انواع مختلف رده‌بندي شد. وي در سلسله سخنراني‌هايي، كه در سال‌هاي 1921 و 1922 در دانشگاه كمبريج ايراد كرد، كلياتي از فوايد به‌كارگيري مفهوم پشتوانه فرهنگي را به‌نوعي مطرح ساخت و خاطر نشان كرد كه مطالعه روند رشد تاريخي رده‌بندي كتاب در هر دوره نشانگر رشد و تكامل فعاليت‌هاي ذهني و علمي بشر است، به اين مفهوم كه اين رشد با آثار مكتوب و مضبوط بشري در طي قرون رابطه‌اي نزديك دارد. وي نظريه خود را با نموداري از رده‌بندي آثار علمي در جزاير بريتانيا تا 1500 ميلادي و بررسي جدول‌گونه‌اي از نوشته‌ها و آثار معماري قرون 16، 17، و 18 ميلادي ارائه داد. وي علايق موضوعي ويژه جوامع علمي بريتانيا را كه منجر به تهيه اسناد و مداركي شده بود استخراج و سپس به تحليل دقيق‌تر و عميق‌تر آماري از اختراعات اين حوزه جغرافيايي از سال 1449 تا 1921 ودر امريكا از 1880 تا 1921 پرداخت (119:4). نظريه وي بيانگر آن است كه مطالعه رده‌بندي‌هاي موجود مي‌تواند ابعاد بيشتري را بر مطالعه تاريخي هر حوزه از دانش، فرهنگ، يا دوره‌اي تاريخي بيفزايد.

در مقابل، بليس[5]  اصطلاح "توافق عام يا اجماع" در ميان دانشمندان و كارشناسان حوزه‌هاي مختلف علوم را زمينه‌اي براي نظام‌هاي رده‌بندي كتابشناختي دانست كه در آغاز، برخلاف مفهوم پشتوانه انتشاراتي، مورد استقبال قرار نگرفت (32:3)؛ ولي بعدها بر پايه اين ديدگاه، طرح‌هاي گوناگوني عرضه شد. گروهي با نام "گروه پژوهشي رده‌بندي"، تحت تأثير رانگاناتان و اصل اوليه هولم، عقيده داشتند كه رده‌بندي‌هاي موضوعي كتاب‌ها، به قدر كفايت و دقّت، براي موضوع‌هاي متعدد يك مقاله و آثار چند رشته‌اي مناسب نيست و به اين دليل، با اقتباس از تحليل چهريزه‌اي "نظام جهاني دانش" را ابداع كرد. اين گروه مفهوم "انتشاراتي" را به "اصطلاح شناختي"[6]  تغيير داد، يعني مبناي ورود موضوع‌ها (رده‌نماها) به نظام‌هاي رده‌بندي را، اصطلاح‌هاي يك حوزه در نظر گرفت (112:4-113).

ويكري در 1960 در كتاب خود درباره مراحل ساخت رده‌بندي‌هاي چهريزه‌اي مي‌نويسد كه "تبديل و تنظيم چهريزه‌هاي هر رشته علمي تنها از طريق ارزيابي دقيق نوشته‌هاي آن رشته امكان‌پذير است". وي پيشنهاد مي‌كند كه رده‌بندان با مطالعه كتاب‌هاي درسي، واژه‌نامه‌ها، و چكيده‌نامه‌ها مي‌توانند واژه‌هايي را كه نشان‌دهنده ساختار دقيق موضوعي هستند بيابند (113:4). توصيه مشابهي براي گردآوري واژه‌هاي موضوعي هر رشته، توسط گروه پژوهشي رده‌بندي در سال‌هاي 1974، 1975، و 1976 از طريق سه اثر اين گروه، بدين‌ترتيب ارائه شد :>رده‌بندي و نمايه‌سازي در علوم اجتماعي<، >رده‌بندي و نمايه‌سازي در علوم<، >رده‌بندي و نمايه‌سازي در ادبيات< (114:4).

هولم موضوع كتاب‌ها را به‌منزله مباني معناشناختي نظام رده‌بندي در نظر مي‌گرفت، و حال آنكه گروه پيشگفته بر اين اصل اتفاق نظر داشتند كه اين مباني معناشناختي استخراج شده از نوشته‌ها و آثار مي‌بايست به واژه‌ها يا مفاهيم تبديل شوند. در نتيجه، انتشارات به منزله قوي‌ترين و با ثبات‌ترين پشتوانه براي ساختار نظام رده‌بندي كتابشناختي شناخته شد. ساختار رده‌بندي كتابخانه كنگره امريكا و نيز سرعنوان‌هاي موضوعي اين كتابخانه به‌طور كامل مبتني بر اين اصل بود. به اين معني كه سياهه سرعنوان‌هاي موضوعي در ارتباط نزديك با مجموعه كتابخانه كنگره رشد و توسعه يافت. اين خط‌مشي در مقدمه نخستين ويرايش سرعنوان‌هاي موضوعي چنين قيد شده است: "سياهه حاضر موضوع‌هايي را در كليه شاخه‌هاي دانش بشري همگام با فهرست‌نويسي و رده‌بندي كتاب‌هاي كتابخانه كنگره امريكا در برمي‌گيرد" (10:5). اين سياهه موضوعي از طريق پشتوانه انتشاراتي منعكس‌كننده وضعيت موجود و حجم مجموعه كتابخانه كنگره امريكاست.

بعدها، در تهيه و تنظيم اصطلاحنامه‌ها، از اين اصل استفاده شد و پشتوانه انتشاراتي اصطلاحنامه‌هاي موضوعي، غالباً به‌شكل نمايه‌نامه‌هاي تخصصي چاپي و غيرچاپي ارائه و منتشر مي‌شود. مانند ايندكس مديكوس[7]  كه يكي از شناخته شده‌ترين و پراستفاده‌ترين نمايه‌نامه‌هاي حوزه پزشكي است و همراه با سرعنوان موضوعي پزشكي (مش)[8]  به‌كار مي‌رود.

اين متن (مش)، كاربرد دوگانه سرعنوان موضوعي و اصطلاحنامه را دارد و از اين‌رو، رابطه ميان ايندكس مديكوس و مش نوعي رابطه قالب و محتوايي است؛ يعني محتواي نمايه‌نامه‌ها در قالب واژگان اصطلاحنامه‌اي تجلي مي‌يابد. پشتوانه انتشاراتي مش، در واقع، همان مجموعه كتابخانه پزشكي امريكاست. در حال حاضر، هيچ اصطلاحنامه‌اي بدون تكيه بر اصطلاحاتي كه توسط توليدكنندگان اطلاعات به‌كار رفته است تهيه نمي‌شود (1: شش ـ هفت).

نگرش‌ها. ديدگاه هولم از پشتوانه انتشاراتي به‌عنوان مبنايي براي ساخت نظام‌هاي رده‌بندي موجب گرديد كه به‌تدريج انواع گوناگوني بر پايه رويكردهاي متفاوت شكل گيرد:

1. پشتوانه علمي/ فلسفي. بليس معتقد بود كه رده‌بندي‌هاي كتابشناختي بايد بر اساس توافق‌هاي عام علمي يا اجماع طرح‌ريزي شود. در واقع، وي قائل به نظرات و ديدگاه‌هاي قابل قبول دانشمندان و صاحب‌نظران رشته‌هاي مختلف علوم درباب رده‌بندي دانش بود؛ و به همين سبب، <رده‌بندي كتابشناختي>[9]  خود را بر اين پايه بنيان نهاد. وي عقيده داشت كه منابع بنيادي كه اساس هر نظام رده‌بندي كتابشناختي است، بهترين توافق علمي و فلسفي براي رده‌بندان است و داراي فايده و اعتباري دائمي است. از ديدگاه او، فلسفه يا نظام فلسفي علوم نظام سلسله مراتبي طبيعت را منعكس مي‌سازد و رده‌بندي دانش در كتابخانه‌ها را مي‌توان كاملاً بر اساس نتايج كسب شده از سوي پژوهشگران و فلاسفه بارها تجديد نظر كرد (4: 114-115).

2. پشتوانه آموزشي. عنصر ديگري كه، به عقيده بليس، مي‌تواند پشتوانه‌اي قوي براي رده‌بندي در كتابخانه‌ها باشد، پشتوانه آموزشي است. به‌نظر وي، هر نظام رده‌بندي كتابخانه‌اي بايد جلوه‌اي از دو بُعد "علمي و مفهومي" يا، در واقع، "علمي و آموزشي" باشد و مرتبه آموزشي دانش پيوسته با مراتب طبيعي، منطقي، تخصصي، و تكاملي آن به‌طور مساوي حركت كند. وي رده‌بندي كتابشناختي را براي نيازهاي كتابخانه دانشكده نيويورك تهيه كرد كه تا زمان حيات او در سال 1955 استفاده مي‌شد. به‌علاوه، نظام‌هاي رده‌بندي ديگري نيز بر مبناي انديشه پشتوانه آموزشي براي سازماندهي دانش ساخته شد كه گسترشرده‌بندي ديويي  براي دانشكده آمهرست[10] ، گسترش نظام رده‌بندي دهدهي جهاني براي كتابخانه‌هاي دانشگاهي، رده‌بندي كتابخانه كنگره امريكا، و طرح رده‌بندي آزبورن[11]  براي كتابخانه دانشكده هاروارد از آن جمله‌اند. كوريه[12]  برخي رده‌هاي نظام كنگره را به رده‌بندي هاروارد اضافه كرد، و در واقع بايد گفت كه رده‌بندي كتابخانه كنگره و هاروارد داراي ريشه‌اي مشترك هستند (4: 116-117). اين نوع پشتوانه، رفته رفته تغيير شكل داد. گروه پژوهشي رده‌بندي معتقد بود كه اين نوع پشتوانه، پاسخگوي نيازهاي مؤسسه‌هاي غيرآموزشي نيست؛ از اين‌رو، تصميم گرفت پشتوانه معناشناختي نظام‌هاي رده‌بندي را با اندكي تغيير به نوعي پشتوانه سازماني محدود كند كه قابل استفاده در مؤسسه‌هاي تخصصي باشد (117:4).

كوتس نيز در سال 1978، در هنگام كاربرد يونيسيست، طرح جامعي را بر پايه نوعي پشتوانه مشترك سازماني با نام بي.اس.اُ[13]  منتشر ساخت. اين طرح بر پايه پشتوانه اصطلاحي و سازماني تهيه و در قالب طرح رده‌بندي ارائه شد (119:4).

توليدكنندگان نظام‌هاي دستيابي موضوعي از طريق واژگان مهار شده، دو راه متفاوت را براي ساخت چنين نظام‌هايي ارائه مي‌دهند: الف) از كل به جزء، يعني تعيين سرعنوان اصلي و سپس ارائه واژه‌ها و رابط‌هايي براي بيان آنها؛ ب) از جزء به كل، يعني مروري بر نوشته‌هاي موجود، گزينش واژه‌ها و رابط‌ها بر پايه استنباط از متون. نوع دوم، در واقع، بر پايه نظريه پشتوانه انتشاراتي هولم بنا نهاده شده است.يكي از اصول بنيادين در سير تحول پشتوانه انتشاراتي توجه به نيازهاي اطلاعاتي جوامع علمي گوناگون و كاربران بوده است. در دويست‌وپنجاهمين نشست گروه پژوهشي رده‌بندي در سال 1984، مفهوم پشتوانه تحقيق يا تتبع[14]  مطرح شد كه بعدها منجر به پيدايش نظام‌هاي سازماندهي گوناگوني مانند "نظام كتابخانه عمومي ديترويت بر پايه علايق خوانندگان"[15]  و "طرح رده‌بندي چندمدخلي براي داستان"[16] گرديد (121:4).

با رشد و گسترش انواع منابع اطلاعاتي غير كتابي و با گسترش فن‌آوري اطلاعات، اين نوع پشتوانه، عاملي براي تحليل پژوهش‌هاي انجام يافته در ساير مؤسسه‌هاي پژوهشي و علمي خارج از دانشگاه‌ها گرديد كه در مجله‌ها به‌چاپ مي‌رسيد.

پشتوانه انتشاراتي در نظام‌هاي ذخيره و بازيابي اطلاعات به‌معناي مبنا قراردادن اصطلاح نمايه‌اي است، كه در نظام ذخيره‌سازي مورد استفاده قرار مي‌گيرد؛ مانند پايگاه اطلاعاتي مدلاين كه پشتوانه‌اي انتشاراتي بالغ بر 5/7 ميليون منبع دارد (1: شانزده).

در سال 1991، پژوهشي بر پايه دو مفهوم "پشتوانه انتشاراتي" و "اجماع" به‌منظور به‌كارگيري چارچوب‌هاي نظري اين دو مفهوم، در مورد تحليل محتواي نوشته‌هاي داستاني و نمايه‌سازي موضوعي كتابشناسي پيوسته ام.ال.آ[17] صورت گرفت. كاربرد اين اصول در روش‌هاي پژوهشي مشابه مي‌تواند در بهبود ارزيابي‌هاي موجود از نظام‌هاي دسترسي موضوعي و طراحي نظام‌هاي آتي مؤثر باشد.

 

مآخذ: 1)  رهادوست، فاطمه. اصطلاحنامه پزشكي فارسي. تهران: كتابخانه ملي جمهوري اسلامي ايران، 1378؛ 2) سلطاني، پوري؛ راستين، فروردين. اصطلاحنامه كتابداري. ذيل "پشتوانه انتشاراتي"؛

3) Beghtol, Clare. "Domain Analysis: Literary Warrant, and Consensus: the Case of Fiction Studies". J- of American - Society for Information Sciences. Vol.1, No. 46 (1995): 30-44; 4) Idem. "Semantic Validity: Concepts of Warrant in Bibliographic Classification Systems". Library Resources & Technical Service. (April/ June 1986): 109-125; 5) Chan, Lois Mai. Library of Congress Subject Headings: Principles and Application. 2nd ed. Littleton: Libraries Unlimited, 1986; 6) Lancaster, F.W. Information Retrieval Systems: Characteristics, Testing and Evaluation. 2nd ed. New York: John Wiley & Sons, 1968.

                پروانه مديراماني

 

 



[1]. Bibliographic warrant

[2]. Cultural warrant

[3]. Literary warrant

[4]. E. Wyndham Hulme

[5]. Bliss

[6]. Terminological

[7]. Index Medicus

[8]. Medical Subject Headings (Mesh)

[9]. Bibliographic Classification (BC)

[10]. Amherst College

[11]. Osborn

[12]. Currier

[13]. B.S.O (Broad System of Ordering)

[14]. Enquiry warrant

[15]. Detroit public Library Reader Interest Arrangement

[16]. Multiple -entry classification scheme for fiction

[17]. MLA (Modern Language Association of America)

 

بازگشت به فهرست مقالات پ