Skip Ribbon Commands
Skip to main content
سایت دایره المعارف کتابداری و اطلاع رسانی
    آ         الف       ب       پ       ت       ث       ج       چ       ح       خ       د       ذ       ر       ز       ژ       س       ش       ص       ض       ط       ظ       ع       غ       ف       ق       ک       گ       ل       م       ن       و       ه       ی    

بازگشت به فهرست مقالات چ

 

چك. اين لفظ به‌معناي سند، حواله، قبض، و قباله خانه و باغ است و به نوشته‌اي اطلاق مي‌شده كه فروشنده به خريدار يا بدهكار به طلبكار مي‌داده، يا دارنده آن به استنادش پول، كالا، يا جز آن را از ديگري مي‌گرفته است (:7 ذيل واژه؛ :6 ج ،1 ذيل واژه؛ :5 ج 5،ذيل واژه). در اصطلاح ديواني و دربارهاي رسمي، چك به منشوري گفته مي‌شده كه در آن انواع جيره، مقرّري، يا اجرت مستمرّي‌بگيران با ذكر اسامي آنان و ميزان حقوقشان نوشته مي‌شده و به امضا يا مهر سلطان يا حاكم مي‌رسيده است تا قابليت اجرا داشته باشد (59:9).

صورت عربي اين واژه ـ كه به‌شكل‌هاي صَك، سَك، شَك، و شاك در نگارش‌هاي عربي ديده مي‌شود (:2 364؛ :5 ج 5، ذيل واژه؛ :10 ج 1، ص 648-649) ـ حاكي از آن است كه اين واژه از طريق زبان فارسي به زبان عربي راه يافته است. كاربرد اين واژه در انگليسي به‌صورت Check، در فرانسوي به‌صورت Cheque، و در تركي جغتايي مانند ضبط فارسي (يعني چك) به‌معناي دفتر، گواهينامه، امضا، و قباله، به اين كلمه جنبه جهاني داده است. با اين همه، برخي بر اين پندار بوده‌اند كه ريشه آن را بايد در زبان چيني و در واژه "چاو" جست‌وجو كرد (:10 ج 1، ص 648-649). چاو كه قطعه كاغذي مستطيل‌شكل بوده و پيرامون آن را با چند كلمه به خط ختايي و بر بالاي آن، از دو طرف، كلمه تشهّد و در زير آن لقب مغولي كيخاتوخان "ايرنجين تورجي" را مي‌نوشتند، در حوالي 693 ق. بر اثر وضع متزلزل عيار مسكوكات زر و نقره در ايران، براي مدتي كوتاه ـ البته به نام "چاو مبارك" ـ تداول يافت و به‌سبب نپذيرفتنِ مردم از رونق افتاد (:1 155-157؛ :3 301-302؛ :4 249)؛ درحالي‌كه، واژه چك در زبان فارسي، و صورت معرّب آن (صَك) در عربي، پيشينه كهن دارد و در نگارش‌هاي سده‌هاي 4 و 5 ق. بارها آمده است (:8 ج 2، ص 182؛ :2 364؛ :9 59). در شاهنامه فردوسي، اين واژه پيوسته به‌معناي سند و نوشته‌اي كه مِلك، زمين، يا ايالت و ولايتي به نام كسي در آن ثبت گرديده و به استناد آن، فرد صاحب اختيار آن ملك يا ايالت مي‌شده، به‌كار رفته است (:11 152؛ :12 290). از اين رو، بنابر تاريخ روايي و تداول واژه‌هاي چك و چاو در زبان فارسي، نمي‌توان نسبتي استوار ميان آن دو واژه برقرار كرد. با اين همه، كاربرد واژه چك  (Check)به‌عنوان صطلاحي در نظام بانكداري، در فارسي امروز هر چند نسبتي با چَك دارد، صورت تلفظي آن در فارسيِ معاصر و كاربرد آن در نظام بانكي ـ كه قطعه كاغذي با مشخصات بانكي و حقوقي است ـ حاكي از آن است كه فارسي‌زبانان اين واژه را از زبان انگليسي اخذ كرده‌اند؛ اگرچه در حوزه فارسي دري آن را مطابق تلفّظ كهن آن (يعني چَك) ادا مي‌كنند.

 

مآخذ: )1 آيتي، عبدالمحمد. تحرير تاريخ وصاف. تهران: مؤسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگي (پژوهشگاه)، 1372؛ )2 اديب كردي، يعقوب. كتاب‌البلغه. به كوشش مجتبي مينوي؛ فيروز حريرچي. تهران: بنياد فرهنگ ايران، 1355؛ 3) اشپولر، برتولد. تاريخ مغول در ايران. ترجمه محمود ميرآفتاب. تهران: بنگاه ترجمه و نشر كتاب، 1351؛ 4) اقبال آشتياني، عباس. تاريخ مغول. تهران: اميركبير، 1364؛ )5 دهخدا، علي‌اكبر. لغت‌نامه، ج 5. ذيل "چك"؛ )6 رشيدي، عبدالرشيد بن‌عبدالغفور. فرهنگ رشيدي. ذيل "چك"؛ )7 شاد، محمد پادشاه بن غلام محيي‌الدين. فرهنگ جامع فارسي ]آنندارج[. ذيل "چك"؛ )8 طبري، محمدبن جرير. تاريخنامه طبري. به كوشش محمد روشن. تهران: نشر نو، 1366؛ )9 كاتب خوارزمي، محمدبن احمد. مفاتيح‌العلوم. ترجمه حسين خديو جم. تهران: انتشارات علمي و فرهنگي، 1362؛ 10) معين، محمد. حاشيه برهان قاطع. تهران: اميركبير، 1361؛ )11 نوشين، عبدالحسين. واژه‌نامك. تهران: دنيا، 1369؛ 12) ولف، فريتس. فرهنگ شاهنامه فردوسي. تهران: اساطير، .1377

                نجيب مايل هروي

 

 

 

 

بازگشت به فهرست مقالات چ